نسخه انگلیسی
سمفونی مردگان

 عباس معروفی

ــــــــــــــــــــــــــ

فریدون
سه پسر داشت

 عباس معروفی
ــــــــــــــــــــــــــ

آب، نان، آواز
همایون شجریان
________

 


هوای آفتاب
سالار عقیلی
________

 

دریاروندگان جزیره آبی‌تر
عباس معروفی
________



آه باران
محمدرضا شجریان

ــــــــــــــــــــ



سال بلوا
عباس معروفی

________

پیکر فرهاد
عباس معروفی
________
 

ملاقات با دوزخیان

پرواز همای
ــــــــــــــــــــــــــ



ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________
 


 

چشمه عشق

نرگس (الهام) یکتا
ـــــــــــــــــــــ

 

 

 

"نقش روشن‌فکر" ادوارد سعید

 

 

 

 

 

 

روشن‌فکر امروز باید آماتور باشد؛ کسی‌که باور دارد برای عضو اندیش‌مند و دل‌سوز بودن در جامعه‌ئی، موظف است مسائل اخلاقی را حتا در قالب تکنیکی‌‌ترین و حرفه‌ئی‌ترین عملی که کشورش درگیر آن است (در ارتباط با قدرت، شیوه کنش متقابل با شهروندان و هم‌چنین ارتباط با جامعه‌های دیگر) مطرح کند. علاوه بر این روح روشن‌فکر به‌عنوان آماتور می‌تواند در یک‌نواختی حرفه‌ئی محضی که بیش‌تر ما درگیر آن هستیم، دخالت کند و آن‌را به چیزی زنده‌‌تر و بنیادی‌تر تغئیر دهد. فرد می‌آموزد به‌جای کاری که از او خواسته شده تا  انجام دهد، از خود بپرسد چرا این‌کار را انجام می‌دهد، چه کسی از این کار سود می‌برد و چگونه می‌توان این کار را مجدد با پروژه شخصی و نو پیوند زد؟

هر روشن‌فکری مخاطب و حوزه گزینشی دارد. موضوع این است آیا پیام‌گیری هست تا راضی شود و مریدی که باید او را خشنود نگه داشت؟ آیا او آن‌جا هست تا با او به چالش برخاست و حرکتی را به‌سوی ضدیت آشکار یا بسیج‌شدن برای مشارکتی دموکراتیک‌تر در جامعه انجام داد؟ اما در هر صورت، راه گریزی به‌سوی آمریت و قدرت و برقرار کردن ارتباط با آن‌‌ها وجود ندارد. روی‌کرد روشن‌فکر به آمریت چگونه روی‌کردی است: به‌عنوان حرفه‌ئی ملتمس و متضرع یا به‌مثابه وجدان آماتوری که انتظار دریافت هیچ پاداشی را ندارد؟ 

صفحه ‌124 نقش روشن‌فکر ادوارد سعید

نشر نی


 

 

"قدرت اسطوره" جوزف کمبل

 

 

 

از روی بلندترین ساختمان موجود در جامعه می‌توانید بگوئید چه چیز الهام‌بخش آن جامعه است. اگر به شهر قرون‌‌وسطائی برسید، کلیسا بلندترین ساختمان است. هنگامی‌که به شهر قرن هیجدهمی می‌رسید، قصر سیاسی بلندترین ساختمان است. و هنگامی که به شهر جدید می‌‌رسید، بلندترین اماکن، ساختمان‌های اداری یا مرکزهای زندگی اقتصادی است.

اگر به سالت‌لیک‌سیتی بروید، مشاهده خواهید کرد همه‌چیز به‌همین ترتیب در مقابل چشم شما قرار می‌گیرد. نخست معبد، درست در مرکز شهر ساخته شده است. این اقدام، سامان‌دهی درستی است. زیرا معبد کانون معنوی است که همه‌چیز از آن در همه جهت‌ها جریان می‌‌یابد. سپس ساختمان سیاسی یا کاخ حکومتی در کنار آن ساخته شد که ساختمان آن بلندتر از معبد است. و اکنون بلندترین ساختمان، ساختمان اداری است که از امور معبد و ساختمان سیاسی، هر دو مراقبت می‌‌کند. این تاریخ تمدن غرب است. از دوران گوتیک تا شاه‌نشین‌های قرن شانزدهم، هفدهم و هیجدهم تا این دنیای اقتصادی که ما در آن زندگی می‌‌کنیم.

صفحه ‌107 قدرت اسطوره جوزف کمبل

نشر مرکز

 

 

 

آواز باد و باران

 

 

 

 

 

 

 

 

برگ‌ سبز زیر اگرچه با نام محمدرضا شفیعی‌کدکنی درج شده است. اما صاحب اصلی قلم آن عباس معروفی است! هم‌سرم برای حفظ من از شر خبیثان شبکه مخوف، باج‌های این‌گونه بسیار داده ‌‌است! آن‌که با چهره محمدرضا شفیعی‌کدکنی خود را به جامعه معرفی می‌‌کرد، سادیستی بود تهی‌مغز که از پس هیچ کاری برنمی‌آمد، جز باج‌گیری و مزاحمت و آزار برای من و هم‌سرم. و برای این‌که گزند او، مرا از هستی ساقط نکند، هم‌سرم، عباس معروفی، شعرها و کتاب‌ها به نام او نوشت! قطعه شعر زیر هم که به‌خوبی گواه این مدعا است! ‌ 

سردبیر

 

 

 

 

 

 

«از همدان تا صلیب

                       راه تو چون بود؟»

«مرکب معراج مرد

                      جوشش خون بود.»

«نامه شکوا که زی دیار نوشتی

بر قلم آیا چه می‌گذشت که هر سطر

صاعقه سبز آسمان جنون بود؟»

«من نه به‌خود رفتم آن طریق، که عشقم

از همدان تا صلیب راه‌نمون بود.»

صفحه‌ 150 آواز باد و باران محمدرضا شفیعی‌کدکنی

نشر چشمه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

جلد   .   صفحه اول   .  شمارههای پيشين  
  
از دل برآيد  .   خاطره   .    خبر   .     گزارش   .   از اين نگاه   .   برگ سبز  
  
 از اين قلم   .   هزارتو   .   English
این‌سو و آن‌سوی متن