بیا ای همسفر برخیز، برخیزیم
زمین زشت است و نفرتخیز.
بیا تا بازگردیم سوی آسمانهامان، شگفتانگیز.
تماشا داشت- یادت هست؟- آن صبح تماشائی
و زیبا بود آن عالیترین امکان زیبائی.
مهدی اخوانثالث
درجا زدن در عصر شکار
بخش هفتم کتاب
فرهنگ اسلامی و تعلیمات دینی سال دوم
دوره راهنمائی تحصیلی با عنوان
نمونهئی از احکام و عبادات اسلامی آغاز
میشود. در مقدمه این بخش میخوانیم:
دین اسلام شامل رهنمودها و برنامههائی درباره "عقاید، اعمال و اخلاق"
است. عقاید نسبت به اعمال و اخلاق جنبه ریشهئی دارد و اخلاق و اعمال
از عقاید مایه میگیرند. کسی که به خدا و معاد عقیده ندارد، به چه
انگیزهئی نماز بخواند؟ روزه بگیرد، جهاد کند و به دیگران احسان نماید؟
وارد بحث اصول دین نمیشوم، اما واقعا صرف
اعتقاد به معاد و اینکه پاداش یا مجازاتی در زندگی اخروی هست، موجب
میشود آدمی نماز بخواند،
روزه بگیرد؟
اگر چنین است، چرا امام علی (ع) اینگونه
نیایش را کار بازرگانان مینامد و ایشان را به سخره میگیرد و آنان را
جبونانی مینامد که عظمت و زیبائی خدا را بههیچوجه درنیافتهاند؟!
انسان ِ امروز نماز میخواند، روزه میگیرد، خودسازی میکند، چون بیش
از هر زمان دیگری در جهان آلوده به زشتی و فساد و تباهی و پلیدی احساس
تنهائی میکند؛ روح خدائی او اینهمه پلشتی را تاب نمیآورد و دربهدر
بهدنبال دستآویزی است تا خود را از اینهمه غرقابه برهاند.
پیامبرنماهای عصر جدید هر یک ذکرهای خود را به او پیشنهاد میکنند؛
روانکاو جملهئی را تجویز میکند که فرد روزانه باید آن را مقابل
آینه به خود بگوید؛ اسطورهشناس کلمههای رمزی و اساطیری را از قعر
تاریخ بیرون میکشد و مقابل انسان درمانده میگذارد؛ زاهدنما از
ذکرهای اسلامی کپی میکند و برای هر مرید ذکر ویژهئی توصیه میکند تا
در ساعتهای مشخصی از روز بدان مشغول شود. و... خلاصه همه بیش و کم
عرفان آبکی را ترویج میکنند، در حالیکه غنیترین متنها در خود نماز
اسلام و ادعیه امامان وجود دارد.
انسان امروز چنان بهزانو درآمده است که از
سرنوشت همین یکساعت بعد خود نمیتواند اطمینانخاطر داشته باشد، چه
برسد به آنکه به فرداهای دور، آنهم در آن دنیا بیندیشد و فارغالبال
از همه کاستیها و نیازهایش، فقط به انگیزه وحشت از فردای قیامت نمازی
بخواند و روزهئی بگیرد. ای کاش آقایان ابراهیم امینی و سیدعلیاکبر
موسوی؛ نویسندگان کتاب فرهنگ اسلامی و
تعلیمات دینی سال دوم دوره راهنمائی
تحصیلی، اندکی ادبیات قرن بیستم خوانده بودند و از دغدغهها و هراس
انسان تنها در دنیای مدرن آگاه بودند، آنوقت چنین استدلال مشعشعی
مینوشتند!
انسانی که از جهل گریخت، به آگاهی از زیبائی خدا، دین اسلام و
جلوههایش رسید، دیگر نماز را برای پر کردن خلأ تنهائی خود نمیخواند،
بلکه به مرحله بعدی گام میگذارد که گسستن از زشتیها و پلیدیها و
کاستیهای خود است تا با ذات آن متعال یگانه شود و تا مقام خلیفةاللهی
عروج کند. و آنگاه است که دیگر هیچ نهایتی برای کمال او نیست و در
عرصه نیکیها و زیبائیها میتازد و میتازد و میتازد... !
در ادامه مقدمه کتاب یادشده میخوانیم:
کسانی که به خدا و معاد ایمان دارند، خود را موظف میدانند برنامههای
زندگی و سعادت دنیوی و اخروی خویش را بهوسیله پیامبران از جانب خدا
دریافت کنند و وظایف خود را بشناسند و انجام دهند. برنامهها و
دستورهائی که از جانب خدا بهوسیله پیامبران برای انسانها آمده است،
احکام و قوانین نامیده میشود.
آیا بهراستی
کسانی که به خدا و معاد ایمان دارند،
فقط خود را
موظف میدانند دستورهای الهی را انجام
دهند؟! آیا واژه لطیفتر و قشنگتری برای این تمایل عالی بشری وجود
ندارد؟! برای مثال نمیتوان گفت
دوست دارند یا
عاشق این هستند
که فریضههای پروردگار زیباپسندشان را انجام دهند؟!
و آیا از
خود را موظف میدانند، بوی استبداد به
مشام نمیرسد؟! آیا در پس آن، این پیام پنهان نشده است، مقلد باید از
وضعکننده احکام اطاعت محض کند و
خود را موظف بداند به آنها عمل کند؟!
در حالیکه خاتمالنبیین محمد (ص)
است و چون دین اکمل را آورده و حرفی زدهنشده باقی نمانده و چون بشر به
نهایت شعور و آگاهی و تکامل فیزیکی رسیده است، هر کس خود میباید بر
مبنای تئوری راهنمای عمل ِ قرآنی
راه را بیابد و زندگییش را شکل و معنا بخشد؟! البته منکر نمیشوم،
مانند
هر حیطهئی، در این گستره ما به دانشوران ویژه نیازمندیم. برای مثال
نحوه ادای نمازهای عیدها و... متنهای تخصصی خود را میطلبد و خواننده
باید که از صحت آنها اطمینان تام داشته باشد.
و اما احکامی که در سه درس چهارده و پانزده و شانزده کتاب آمده است، به
تطهیر و پاکیزگی اختصاص دارد. در هفت حکم نخست درس چهاردهم میخوانیم:
1 و 2- ادرار و مدفوع انسان و هر حیوان حرامگوشتی که خون جهنده دارد؛
یعنی اگر رگ آن بریده شود، خون با فشار بیرون میجهد.
3- مردار هر حیوانی که خون جهنده دارد؛ خواه حرامگوشت باشد یا
حلالگوشت. چه خودش مرده باشد یا بهغیر از دستور شرع کشته شده باشد.
ولی ماهی مرده چون خون جهنده ندارد، پاک است، گرچه در آب بمیرد.
4- اگر مقداری از پوست یا گوشت بدن انسان زنده یا حیوان زندهئی که خون
جهنده دارد، بریده شود، نجس است.
یادآوری 1- اجزای حیوان مرده که خون در آنها جریان ندارد- مانند پشم و
مو و کرک- پاک است.
5- خون انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد، نجس است؛ خواه حلالگوشت
باشد یا حرامگوشت. اما خون پشه و مگس و نظیر آنها پاک است.
یادآوری 2- وقتی حیوانی را طبق اصول شرعی میکشند و خونش به مقدار
معمول بیرون آمده، بقیه خونی که در بدنش میماند، پاک است.
6 و 7- سگ و خوکی که در خشکی زندگی میکنند؛ حتا مو و استخوان و ناخن و
رطوبت آنها هم نجس است.
نویسنده یا انتخابکننده متن بالا گوئی در عصر حجر زندگیمیکند؛ در
دورانی که هنوز بشر در عصر شکار و در دشتها و بیشهها بهسر میبرد و
انواع حیوانها دور و بر او را پر کردهاند؛ و انگار نهانگار بشر به
عصر کشاورزی هم پاگذاشته و بعد به تمدن شهرنشینی رسیده و اکنون قرن
بیستم را هم پشتسر گذاشته است و در این عصرِ کلانشهرها، بیشتر
آموزندگان این درس، نه دامی را از نزدیک دیدهاند، نه با ذبح آن سر و
کار داشتهاند! نویسنده یا انتخابکننده این احکام هم گویا خبر ندارد
امروزه کشتارگاههای مدرنی وجود دارد که دام را ذبح میکنند و در
بستهبندی در قصابیها به مشتریان عرضه میکنند و این احکام را اتفاقا
ایشان باید از بر داشته باشند، نه دانشآموز بینوا که دامها را در
عکس کتابهایش یا بیشینه در فیلمها میبیند و خیلی خوشاقبال باشد، به
باغوحش ِ حیواننداشتهٔ شهرش میرود.
منکر نیستم در معدود روستای دورافتاده از تمدنی و آنهم در بدویترین
شکل ممکن در جنگلهای آمازون یا بیابانهای آفریقا، بتوان زندگی عصر
شکار را مشاهده کرد. اما دستکم یک میلیون دانشآموز در سراسر کشور
ایران چه گناهی کردهاند که باید مغز خود را برای حفظ چنین احکامی
فرسوده کنند؟!
ضرورت اجتهاد در مفاهیم
در صفحه دوم درس
نمونهئی از احکام و عبادات اسلامی
کتاب فرهنگ
اسلامی و تعلیمات دینی سال دوم دوره
راهنمائی تحصیلی میخوانیم:
10- کافر؛ کافر یعنی کسیکه منکر خدا باشد یا برای خدا شریک قرار دهد
یا پیامبری پیامبران را قبول نداشته باشد، نجس است.
این ده چیز نجس هستند و چیزهای دیگر را نجس میکنند. اگر بدن یا لباس
یا هر چیز دیگر با یکی از این نجاسات برخورد کند، در صورتی که یکی از
آنها تر باشد، نجس میشود و باید از آن دوری کرد.
پرسشی از آقایان فتوادهنده به این حکم دارم:
منظور از
نجس در شرع مبین چیست؟ آیا هر آنچه از
نظر بهداشتی برای سلامت انسان ضرر داشته، در صدر اسلام نجس محسوب
نمیشده است؟ و این واژه چون مهری بر مضرات زده نمیشد تا انسان عصر
جاهلیت را از بیماری و... دور کند؟ چون واژههائی مانند میکروب و ویروس
و باکتری و... محلی از اعراب نداشته است؛ بنابراین میبایست به زبان
خود مردم با آنان سخن گفته میشد تا ایشان از بیماری در امان بمانند؟ و
آیا کافر نجس محسوب نمیشده است چون از احکام بهداشتی هیچ دینی
(اسلام، مسیحیت، یهودیت، زرتشتی و...) تبعیت نمیکرده و ناگزیر حامل
انواع میکروبها و بیماری با خود بوده؟! و برعکس امروز که انسان متمدن
لائیک بیش از میلیونها مسلمان متعبد در رعایت بهداشت میکوشد، پاکتر
از او است؟! و آیا تمام مقامهای مسؤولی که روزانه شاهد دست دادن ایشان
با این یا آن لامذهب خارجی بر صفحه تلویزیون هستیم، مدام در حال غسل
هستند؟! و آنها هم که روزانه در سراسر جهان با کفار سر و کار دارند،
(برای مثال در سفارتخانههای ایشان در ایران خودمان) مدام باید سر تا
پای خود را شستوشو دهند؟!
اجتهاد فقط در دستورگیری برای انجام اینکار یا
آنکار نیست. جهان امروز اقتضاهای خود را دارد و اجتهاد در مفاهیم را
نیز ضروری مینماید.
درجا زدن در عصر کشاورزی
درس پانزدهم کتاب
فرهنگ اسلامی و تعلیمات دینی
سال دوم دوره راهنمائی تحصیلی یک عصر جلوتر
آمده است و به دوران کشاورزی رسیده است! در آن میخوانیم:
آب از نظر پاککنندگی سه قسم است:
اول آب کُر- حجم آب راکد در صورتیکه به مقدار 419/ 377 کیلوگرم باشد،
"آب کُر" نامیده میشود. همچنین اگر حجم آب راکد به مقداری باشد که
ظرفی را که هر یک از طول و عرض و عمقش سه وجبو نیم معمولی باشد، پر
کند. این آب نیز کُر نامیده میشود. آب لولهکشی نیز که منبعش کُر
باشد، حکم آب کُر را دارد.
دوم آب جاری- آبی که از زمین بجوشد و جریان داشته باشد، "آب جاری"
نامیده میشود؛ مانند آب چشمه و قنات و آب رودخانه و چاه عمیق. آب
باران بههنگام بارش و آب چاه نیز حکم آب جاری را دارند.
سوم آب قلیل- آبی که نه کُر باشد، نه جاری، "آب قلیل" نامیده میشود؛
مانند آب آفتابه و کوزه و لیوان.
بهیاد دارم در کودکی با چشمه یا چاه آب در خانه
مادربزرگ و مادرِمادربزرگم سر و کار داشتم. اما که میتواند مدعی شود
نسل امروز جز در گردش به خارج شهر (آنهم نه هر شهری!)، در زندگی
روزمره با آب جاری
و آب قلیل
و آب کُر
سر و کار دارد؟! و اصلا وجود آب لولهکشی چه جائی برای مطرح شدن چنین
مبحثی باقی میگذارد؟! حالا توزین منبع آبی که وزن مورد نظر را داشته
باشد، چگونه میسر است، خود حکایت دیگری است و... ! مگر اینکه فرض کنیم
دانشآموز مانند نویسنده یا گزینشگر این احکام، بههیچوجه آب
لولهکشی ندیده باشد که به شیوه زیر بخواهد چیز
متنجسی را
تطهیر کند:
برای پاک کردن چیزهای متنجس ابتدا باید عین نجاست را از آنها برطرف
کنیم. آنگاه آن را در آب کر یا جاری فرو بریم؛ بهطوری که آب به تمام
جاهای نجس آنها برسد. اگر متنجس لباس یا فرش باشد، آن را داخل آب
کنیم. آنگاه آن را در آب چنان حرکت میدهیم که آبهایش خارج شود یا آن
را از آب خارج میکنیم و یکمرتبه فشار میدهیم تا آبهایش خارج شود.
در اینصورت پاک میشود.
بهگمانم آقایان ابراهیم امینی و سیدعلیاکبر
موسوی کنار رودخانه زندگی میکنند و هنوز همه دانشآموزان این کشور را
همجوار با رودخانهئی میدانند که چنین تعلیمی به ایشان میدهند!*
شاهکار ایشان در انتخاب حکم و بهروز بودن آن،
در آخرین مورد به اوج میرسد. در
یادآوری 4 میخوانیم:
ظرفی را که سگ لیسیده یا از آن آب خورده یا آب دهانش را در آن ریخته،
باید اول با خاک پاک خاکمال کنیم. سپس بنا بر احتیاط واجب آن را
دومرتبه با آب کُر یا جاری یا قلیل بشوئیم تا پاک شود. این مورد بدون
خاکمال کردن پاک نمیشود.
گویا هنوز به گوش آقایان نرسیده است در جهان
امروز کارخانههائی هست که مواد شوینده یا پاککننده تولید میکنند و
این مواد به فرهنگ بهداشتی عامه مردم تبدیل شده است که حکم میکنند
باید بهکمک خاکمال کردن ظرف سگلیسیده را پاک کرد! تحجر و عقبماندگی
این مفتییان حتا در واژههای مثلا تخصصی یا کاربردی نیز بهچشم
میخورد؛ آفتابه، کوزه، بول،
سهونیم وجب، متنجّس، آب قلیل ابزار
ومقیاسهای مورد استفاده مخاطبان این آقایان مدعی پیشوائی انسان امروز
در سراسر جهان است! آیا پاسخ آن برج بابلنشین که از طریق ماهواره
حرکت مورچهئی را در صحرای کالاهاری رصد میکند، به ادعای ایشان جز
قهقهه چیز دیگری است؟!
آیا وقت آن نرسیده است
این عفونت رنگین به آب همهمه شسته شود؟!g
شنبه
26 دی 1388