نشر
 افلیم بوکز
(انگلستان)

نسخه انگلیسی
سمفونی مردگان

 عباس معروفی

ترجمه
لطف‌علی خنجی

ــــــــــــــــــــــــــ

 

شرکت دل‌آواز



آه باران
محمدرضا شجریان

ـــــــــــــــــــــــــــ

نشر
آفرینگان

مسیو ابراهیم
اریک امانوئل اشمیت
 
عباس معروفی
وحید مقدم
________

شرکت
آوای نوین



لولیان
شهرام ناظری

ـــــــــــــــــــــــ


نشر ققنوس



آونگ خاطره‌های ما

عباس معروفی
________

نشر ققنوس

 

دریاروندگان جزیره آبی‌تر
عباس معروفی
________

شرکت دل‌آواز



خورشید آرزو
همایون شجریان

ــــــــــــــــــــــ

نشر ققنوس

پیکر فرهاد
عباس معروفی
________
 

نشر ققنوس



سال بلوا
عباس معروفی

________
 

نشر ققنوس


 

سمفونی مردگان

عباس معروفی
________

  
فرهنگ ایلیا
  منتشر می‌کند

آفرینش زنانه
مجموعه گفت وگو

 

الهام یکتا
___________

 فرهنگ ایلیا


 
سخن آینه‌ها
مجموعه گفت‌و‌گوهای شماره 1-
30 آینه‌ها

الهام یکتا
___________

نشر ققنوس



ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________
 

نشر زریاب
(نشر زوار)


 

چشمه عشق

نرگس (الهام) یکتا
ـــــــــــــــــــــ


نشر
مرداد
(نشر زوار)



خانه‌ئی برای عشق

نرگس (الهام) یکتا ___________


نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان

آینه‌ها
دفتردوم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان

آینه‌ها
دفتر یکم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________


نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان


مرگ رنگ

درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

 

 


داستین هافمن؛

آری‌گوی دیگری از آن‌سوی دنیا

الهام یکتا

eyektam@gmail.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هل من ناصر ینصرنی؟

امام‌ حسین (ع)

 

روز اول دی 1388 وقتی صفحه نخست نیویورک‌تایمز را دیدم، تا چند دقیقه بهت‌زده بودم و نمی‌توانستم عکس و متن پیش رو را بفهمم. خبر مرگ مرد بارانی زیرنویس عکس داستین هافمن* بود! باید از تکانه بیرون می‌آمدم تا درمی‌یافتم این یعنی درگذشت یکی از بزرگ‌ترین بازی‌گران سینمای جهان!

داستین هافمن را هم‌واره با پاپیونش به‌یاد می‌آورم. اگرچه نقش نخست آن فیلم برعهده استیو مک‌کوئین بود، اما این داستین هافمن بود که یادها را به تسخیر هنر خود درمی‌آورد. آن‌جا او مرد آرامی بود که به حداقل هم قانع بود، اما همان کمینه را هم از او دریغ می‌کردند تا ناخواسته به عصیان و شورش وادار ‌شود.

داستین هافمن در مرد بارانی هم نقش مقابل تام کروز را داشت. گوئی سرنوشت این بود که او هم‌واره در نقش مقابل بدرخشد. و این توان کمی نبود که در دنیای نام‌ها و سرمایه، چنان هنرمند باشی که نسل از پی نسل، فوق‌ستارگان بازی‌گر نقش اول را تحت‌شعاع خود قرار دهی.

آخرین نقش داستین هافمن در زندگی واقعی هم‌چون نقش‌هایش در فیلم‌هایش بود. به‌ظاهر آرام و در حاشیه نقش‌آفرینان اصلی، اما در واقع او خودْ متن بود و چنان در باورهایش مُصر که تاوانش را با جان خویش داد. سرم تا ابد در برابر او خم و قلمم به احترامش سیاه‌پوش.g

عاشورای حسینی

5 دی 1388

 

 

 

 --------------------------------------------------------------------------

* داستین لی هافمن در هشتم اوت 1937 در لس‌آنجلس به‌دنیا آمد. پدرش طراح مبلمان، روسی‌تبار و مادرش هنرپیشه آماتور تئاتر بود.

هیچ‌کس پیش از ورود او به سینما فکر نمی کرد با این چهره و جثه نحیف و بینی بزرگ بتواند به یکی از محبوب‌ترین بازی‌گران صاحب‌سبک آمریکا تبدیل شود.

اوج دوران بازی‌گری وی را باید در دهه هفتاد جست‌وجو کرد. او در این سال‌ها هم‌راه رابرت دنیرو و آل پاچینو عرصه بازی‌گری دوران خود و البته آینده را تسخیر کرده بودند.

داستین هافمن در همین دوره توانست دو بار جایزه اسکار بازی‌گری مرد را دریافت کند. او یک‌بار در سال 1979 برای فیلم کرامر علیه کرامر اسکار گرفت و یک‌بار هم در سال 1988 با فیلم مرد بارانی اسکار به‌ترین بازی‌گر مرد را دریافت کرد. البته باید چهار بار نامزدی دریافت اسکار را هم جزو افتخارهای کارنامه هنری او به حساب آورد. هافمن در سال 1967 با فیلم فارغ‌التحصیل، در سال 1999 با کابوی نیمه‌شب، در سال 1974 با لنی و در سال 1982 با فیلم توتسی نام‌زد دریافت جایزه اسکار شد.

داستین هافمن درست بعد از دریافت دومین اسکار بازی‌گری، مدتی در هیچ نقشی بازی نکرد. تا این‌که در فیلم شهر دیوانه گوستاو گاوراس یک‌بار دیگر توجه تماشاگران و منتقدان سینما را به خود جلب کرد. کارهای متعدد و موفقیت‌های پیاپی، وکیل مدافع خسته از زندگی و بی‌هدف فیلم تصفیه‌حساب را خسته کرده بود. به‌همین خاطر هافمن یک‌دوره سه‌ساله بی‌کاری را گذراند و هیچ طرحی را برای بازی‌گری نپذیرفت. او خانه‌نشینی این دوره را اعتراض به نحوه تولید فیلم‌ها و بازاریابی‌شان در هالیوود عنوان کرد و در برابر دلال‌بازی‌های این سینما موضع انتقادی گرفت.

هافمن بعد از سه سال دوری از سینما سرانجام با قبول نقشی در فیلم راه مه‌تاب دوباره به بازی‌گری و سینما رو آورد. او در سال‌های اخیر همیشه بازی متعادلی داشته است. فیلم سگ را بجنبان در سال 1997 بار دیگر توانائی این بازی‌گر کهنه‌کار را به‌اثبات رساند. او با تسلط فوق‌العاده‌اش نقش مشاور سیاسی این فیلم را به‌خوبی ایفا کرد.

هافمن در سال 2004 پنج فیلم، در سال 2005 سه فیلم و در سال 2006 نیز سه فیلم را روی پرده سینماها داشته است.

او گفت‌وگوی اینترنتی با خبرگزاری ایلنا در سال 1382 (منتشرشده در ششم تیر ماه) داشت و درباره ایران و هنر ایرانی گفته بود:

 كشور شما فرهنگ قدیمی دارد. من از روی فرش‌ها و بعضی صادرات سنتی ایران همیشه متوجه كیفیت مطلوب این فرهنگ می‌شوم.

او در ادامه می‌گوید: «منظورم این نیست كه فقط فرش ایرانی می‌تواند نام كشور شما را به گوش همه برساند؛ منظورم این است كه سینمای شما هم می‌تواند ادامه‌دهنده نام و اعتبار فرش ایرانی باشد و جهانی شود.»

 (منبع: اینترنت) 

 

 

 

 

 

 

 

وامحمدا! وااسلاما!

الهام یکتا

eyektam@gmail.com

 

 

 

 

 

 

من آن دریای آرامم که در من

فریاد همه توفان‌هاست

احمد شاملو

 

اجتهاد به‌عنوان اصل انقلابی برای شیعه این امتیاز را آورده است که در طول تاریخ از خشک‌اندیشی و رکود در امان بماند. تاکنون نیز این مقام در فرد و نه جمع تجلی یافته است. اما در روزگار معاصر، به دلیل سرعت سرسام‌آور فزونی دانش و پی‌آمدهای شگفت‌انگیز آن، این جای‌گاه کارنامه درخشانی ارائه نکرده است. پیش از انقلاب آیت‌الله مکارم‌شیرازی با انتشار مکتب اسلام می‌کوشید حوزه علمیه قم را به‌روز نشان دهد. اما این تلاش سطحی بیش‌تر عوام را به‌ خود جذب می‌کرد. پس از انقلاب حوزه علمیه قم اگرچه اندکی دریافت جهان زیر و رو شده است و با روش‌ها و عادت‌های کهن نمی‌توان به دنیای امروز پاسخ گفت، اما نمونه‌های زیر نهایت تلاش ایشان است:

 

آیت‌الله یوسف صانعی

آیت‌الله یوسف صانعی را در ابتدای دهه شصت، با مقاله‌ئی شناختم که در مجله پاس‌دار اسلام (نشریه سپاه پاس‌داران انقلاب اسلامی) چاپ کرده بود. آن زمان زندان بودم و متن‌هائی جز این‌ها برای خواندن در اختیار نداشتیم. با وجود این، آن مقاله گنجی بود که هنوز نتوانسته‌ام از یاد ببرم. آیت‌الله صانعی به زبان نقد ادبی، نمادها و نشانه‌های نهفته در نماز را شرح داده بود؛ به گونه‌ئی که هنوز به متنی مستدل‌تر از آن درباره زیباشناسی نماز برنخورده‌ام. اما او با این سابقه درخشان، فتوائی در تابستان گذشته داد که حیرت‌آور بود. پرسش چنین مطرح شده بود:

محضر مبارک حضرت آیت‌الله العظمی صانعی (دامت توفیقاته)

با سلام و تحیت

بدین‌وسیله به اطلاع می‌رساند:

همان‌گونه که مستحضر می‌باشید، اخیراً بیماری خاصی به نام آنفلوانزای خوکی در کشورهای مختلف و از جمله عربستان رواج پیدا کرده که نگرانی‌هائی را در دولت و ملت ایران مخصوصاً نسبت به حج و عمره به وجود آورده است، لیکن تاکنون هیچ مقام مسؤولی حتا خود دولت عربستان به منع قطعی حج و عمره اظهار نظر نکرده‌اند، تنها وزیر بهداشت دولت عربستان توصیه کرده است، بیماران خاص و افراد بالاتر از شصت‌وپنج سال و خردسالان به عمره و حج نروند.

از سوی دیگر از مجموع حدود هزار نفر زائر عمره سال جاری، فقط حدود پنجاه نفر بر اساس اخبار منتشره به این بیماری مبتلا شده‌اند که همگی بحمدلله معالجه شده‌اند.

حال با توجه به نکته‌های فوق، خواهش‌مند است، مرقوم فرمائید:

1- آیا ضرر محتمل در حدّ آمار فوق، دلیلی بر تأخیر حج افراد مستطیع خواهد شد؟

2- آیا با توجه به این‌که دولت عربستان منع قطعی برای افراد خردسال و بالای شصت‌وپنج سال و بیماران خاص ندارد، با این مقدار احتمال ضرر، افراد می‌توانند حج خود را به تأخیر بیندازند؟

سلامتی و دوام توفیقات حضرت‌عالی را از خداوند متعال مسألت داریم.

به نقل از روزنامه اعتماد، آیت‌الله صانعی پاسخ می‌دهد این واقعه نباید مانع رفتن حاجیان به مکه و مدینه شود. آیت‌الله صافی گلپایگانی نیز هم‌عقیده با او، به این پرسش چنین پاسخی می‌دهد:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

مجرّد احتمال ابتلا به بیماری که قابل معالجه است، موجب سقوط وجوب حج برای مستطیع نمی‌شود.

در واکنش به این فتوای آقایان، فقط یک پرسش به ذهن متبادر می‌شود؛ آیا ایشان خود حاضرند در چنین شرایطی به حج مشرف و به آنفلوانزای خوکی مبتلا شوند؟!

این آن قدرت نفس‌گیر نهفته در پس اجتهاد است که آدمی را به وحشت می‌اندازد؛ آن‌چه آدمی بر خود نمی‌پسندد، چگونه بر خیل مقلدان بی‌نوائی روا می‌دارد که خود را از قید تعقل رهانده‌اند و جان خویش را به‌دست دیگری سپرده‌اند؟!

اسلام دین خرد و تعقل است. در صدر اسلام خودِ پیامبر (ص) را داریم که هنگام جنگ، فریضه واجبی چون نماز را طبق معمول ادا نمی‌کرد. حتا داستان سوررئالی در این مورد وجود دارد که روزی در میدان جنگ، آفتاب آن‌قدر غروب نکرد تا نماز حضرت قضا نشود و ایشان بتوانند پس از پیروزی، از عهده ادای آن برآیند. در نتیجه در آخرین دین الهی، اصل بر حفظ سلامتی و خود را بیهوده در مهلکه نیفکندن است. به همین دلیل ارجح است حج در چنین شرایطی واجب شمرده نشود. بی‌تردید آیت‌الله صانعی با اعتراض‌های چنینی مواجه شده بود که نظر خود را تغئیر می‌دهد و فتوای جدیدش چنین منتشر می‌شود:

 بسمه‌تعالی

ج 1 و 2: نه‌تنها احتمال ضرر ذکرشده، یعنی خوف از ضرر، موجب لزوم تأخیر می‌باشد (چون هر عملی که هم‌راه با خوف از ضرر باشد، انجامش حرام و معصیت است) بل‌که سبب عدم‌تحقق استطاعت در سال خوف نیز می‌باشد، و ناگفته نماند چنان‌چه مبارزه با شیوع این بیماری خطرناک در منع کردن بعضی افراد از حضور در جمعیت‌های زیاد نظیر حج باشد، منع نمودن به خاطر ضررها و حرج‌ها به خود اشخاص و جامعه، واجب و لازم شرعی و عقلی است و در این فرض اگر شخصی از این جهت برای رفتن به حج ممنوع شود (هر چند بقیه شرائط استطاعت را داشته باشد) در سال منع، مستطیع نبوده و حج بر او مستقر نشده است.

17شعبان المعظم/1430، 18 مرداد 1388

شهامت آیت‌الله صانعی در تغئیر فتوا قابل‌ستایش است. اما تاکنون آیت‌الله صافی‌گلپایگانی تغئیری در دیدگاه خود نداده است.

مورد دیگری که می‌توان به خطای آیت‌الله صانعی اشاره کرد، فتوای او در سال 1382در مورد ارث بردن فرزندخوانده از پدرخوانده یا مادرخوانده است. هر که اندک تدبری در تاریخ اسلام داشته باشد، نقیض این فتوا را در ماجرای ازدواج پیامبر با هم‌سر مطلقه فرزندخوانده‌شان زیدبن‌حارثه می‌یابد. این زن که زینب‌بنت‌جحش نام داشت، دخترعمه آن حضرت و عاشق وی بود. پیامبر برای درهم‌شکستن امتیازهای طبقاتی اوی اشراف‌زاده  را به عقد پسرخوانده‌اش، زیدبن‌حارثه، بردهٔ آزادشده درآورد. اما زینب که نمی‌توانست از مهر خود بگذرد، هم‌چنان دل در گرو محبت پیامبر و سر ناسازگاری با شویش داشت. عاقبت زندگی مشترک این زوج از هم پاشید و اندکی بعد موضوع ازدواج حضرت با زینب به میان آمد. اما رسول خدا به‌رغم تمایل قلبی به این ازدواج، آن را پنهان می‌داشت تا این‌که آیه‌هائی* از سوره احزاب نازل و حضرت مؤاخذه شد چرا آن‌چه بر خدا آشکار است، از مردم پنهان می‌دارد. حکم الهی هم این بود که فرزندخوانده مانند فرزند نیست و به‌مانند او ارث نمی‌برد و... .

حال با چنین سابقه روشنی در صدر اسلام، باید پرسید چگونه آیت‌الله صانعی حکم خلاف قرآن صادر کرده‌ است و پسرخوانده را وارث پدرخوانده برمی‌شمرد؟!

 

آیت‌آلله سیدعلی خامنه‌ئی

یکی از مبحث‌هائی که آیت‌الله خامنه‌ئی وارد آن شده، تلقیح مصنوعی است. او در پاسخ به پرسش شماره 1272** فتوا می‌دهد:

س-  بعضی زوج‌ها به‌‌علت عدم تخمک‌گذاری در زن که وجود آن برای عمل لقاح ضروری است، مجبور به جدائی شده یا به‌علت عدم امکان درمان بیماری و بچه‌دار نشدن، با مشکلات زناشوئی و روحی مواجه می‌شوند. آیا در این‌صورت جایز است به روش علمی از تخمک‌گذاری زن دیگری برای انجام عمل لقاح با نطفه شوهر در خارج از رحم استفاده شود و سپس نطفه لقاح‌یافته به رحم آن زن منتقل شود؟

ج- عمل مذکور هرچند فی‌نفسه اشکال ندارد، ولی کودکی که از این طریق متولد می‌شود، ملحق به صاحب نطفه و تخمک بوده و الحاق آن به زنی که صاحب رحم است، مشکل می‌باشد. لذا باید نسبت به احکام شرعی مربوط به نسب احتیاط رعایت شود.

وقتی مسأله اساسی این است که زن نازا صاحب فرزند شود، و به فتوای بالا او صاحب فرزند حاصل از تخمک زن دیگری نیست، چه ضرورتی دارد سختی نه‌ماه بارداری را متحمل شود یا درد زایمان بکشد!*** این نادیده گرفتن اصل قضیه، در فتوای بعدی کار را به جاهای باریک می‌‌کشاند:

س 1274: آیا تلقیح نطفه مردی اجنبی به هم‌سر مردی که بچه‌دار نمی‌شود، از طریق قرار دادن نطفه در رحم او جایز است؟

ج- تلقیح زن از طریق نطفه مرد اجنبی فی‌نفسه اشکال ندارد. ولی باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آن‌ها اجتناب شود و به هر حال در صورتی که با این روش کودکی به‌دنیا بیاید، ملحق به شوهر آن زن نمی‌شود. بل‌که ملحق به صاحب نطفه و به زنی است که صاحب رحم و تخمک است. 

ضمن حل نشدن مشکل اصلی، آن‌‌چه با این فتوا پیش روی زوج وام‌گیرنده اسپرم قرار می‌گیرد، جز هرج و مرج و خدای‌نکرده فحشا نیست. زیرا زن باید مدام با مرد اجنبی در ارتباط باشد، تا درباره فرزندشان تصمیم‌گیری کنند! -این‌که چه بپوشد و چه بخورد و کجا مدرسه برود و با که ازدواج کند یا نکند و... ! خلاصه این‌که کانون زناشوئی دونفره، مثلثی می‌شود و هم‌‌واره سایه مرد دیگری- آن‌هم اجنبی-  در زندگی این زوج وجود دارد! در حالی‌که مشکل به‌راحتی قابل حل بوده و است. مانند کشورهای غربی می‌توان نام دهندهٔ اسپرم یا تخمک را مخفی نگه داشت و از ایشان تعهد گرفت، در آینده هرگز مدعی فرزندِ به‌وجودآمده نباشند. در این‌صورت همگان به‌راحتی زندگی خود را می‌کنند و ظن خطا یا فحشا هم نمی‌رود.

در همین‌جا بگویم اصولا بر فتواهای همه مرجع‌های تقلید، فرهنگ مردسالارانه حاکم است. ولی‌بودن پدر، در حالی‌که در به‌وجود آمدن او، مادر هم به‌همان مقدار نقش دارد، گاه حکم‌های ظالمانه‌ئی مانند مورد زیر را موجب می‌شود:

س 1265: سقط‌ ‌جنین فی‌نفسه چه حکمی دارد؟ و در صورتی‌که ادامه بارداری برای زندگی مادر خطر داشته باشد، حکم آن چیست؟

ج: سقط‌ جنین شرعا حرام است و در هیچ حالتی جایز نیست. مگر آن‌که استمرار حاملگی برای حیات مادر خطرناک باشد که در این‌صورت سقط جنین قبل از ولوج روح اشکال ندارد. ولی بعد از دمیدن روح جایز نیست. حتا اگر ادامه حاملگی برای حیات مادر خطرناک باشد. مگر آن‌که استمرار بارداری، حیات مادر و جنین هر دو را تهدید کند و نجات زندگی طفل به‌هیچ‌وجه ممکن نباشد، ولی نجات زندگی مادر به‌تنهائی با سقط ‌جنین امکان داشته باشد.

رجحان نجات جان جنین به نجات جان مادر به فرهنگ منسوخی برمی‌گردد که به زن فقط به‌عنوان بارآور یا ابزاری برای ادامه نسل می‌نگرد. همان‌گونه که فردوسی در شاه‌نامه فرمایش می‌کند چو فرزند شايسته آمد پديد/ ز مهر زنان دل ببايد بريد! و در این فرهنگ مرد آسوده‌خاطر است که پس از مرگ هم‌سر می‌تواند زن دیگری بستاند و به‌زعم برخی، چه به از این! و در این فرهنگ ستم‌گر، مادری که نیمی از نطفه فرزند را سلولی از او تشکیل داده و به‌دلیل نه‌ماه پذیرائی او در رحمش، حقی بیش از پدر هم بر او دارد، هم‌ارز جنینش قرار می‌گیرد و حتا پائین‌تر از او!‌ 

 

آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی

در بین مرجع‌های تقلید، خطرناک‌ترین و افراطی‌ترین فتواها از آن ِ آیت‌الله مصباح یزدی است. او که سابقه مشعشعی بابت قشری‌گری دارد، در تابستان گذشته فتواهائی داد که جنایت‌های بسیار را موجب شد. از او پرسیدند و او پاسخ‌ داد و این‌همه در یوتیوب به نشانی زیر درج شد:

http://www.youtube.com/watch?v=GNTt8m4GeCY&feature=relate

 

21 مرداد 1388

س- آیا اعتراف‌گیری تحت فشار و شکنجه روحی و روانی و جسمی اعتبار اسلامی دارد؟

ج- اعتراف‌گیری از ضد ولایت‌فقیه به هر شکلی جایز است.

 

س- آیا بازجو می‌تواند به زندانی تجاوز جنسی کند تا اعتراف بگیرد؟

ج- احتیاط واجب آن است که قبل از این کار حتما وضو بگیرد و هنگام عمل ذکر گوید. اگر زندانی زن است، هم از فرج، هم از دبر دخول اشکال ندارد. به‌تر است در محل بازجوئی کس دیگری نباشد. اما اگر زندانی مرد است، احوط است در حضور دیگر بازجویان دخول صورت گیرد.

 

س- اگر زن زندانی حامله شود، تکلیف چیست؟ آیا آن فرزند حرام‌زاده است؟

ج- فرزند ضعیفه ضد ولایت‌فقیه مطابق نص قرآن مجید در هر صورت حرام‌زاده است، چه توسط بازجو باردار شود، چه توسط شوهرش. اما اگر بازجو فرزند طفل متولدشده را گردن نهد، بنا بر احتیاط واجب طفل حلال‌زاده و شیعه اثنی‌عشری است.

 

س- آیا تجاوز جنسی در زندان‌ به مردها و پسران جوان لواط محسوب نمی‌‌شود؟

ج- خیر. چون زندانی بدون میل و رغبت به آن تن داده است. البته اگر جوان مغفول را خوش آمده باشد، احتیاط مستحب آن است که دیگر این عمل تکرار نشود.

 

س- تجاوز به دختران باکره در زندان چه حکمی دارد؟

ج- اگر قرار است زن را اعدام کنند، برای بازجو به‌اندازه یک حج تمتع واجب صواب دارد و به همان اندازه بر گناهان دختر افزوده می‌شود. اما اگر زندانی قرار نیست اعدام شود، به‌اندازه زیارت کربلا برای بازجو صواب دارد.

به شوخی تلخ و کثیفی می‌ماند و تهوع‌آور. متن را که می‌خوانم، نمی‌توانم باور کنم. جست‌وجویم در اینترنت هم بی‌فایده است و جائی تکذیبیه‌ئی نمی‌‌یابم. اما یادم می‌آید در دهه شصت فتوای مشابه آیت‌الله محمدی‌گیلانی را در روزنامه‌ئی خوانده بودم. طبق مجوز او، چون دختر باکره در صورت اعدام به بهشت می‌رود، می‌باید پیش از مرگ مورد تجاوز قرار گیرد! پس از این شیخ ما چه عجب چنین پاسخ‌هائی؟! لابد فتوای بعدی او گل‌باران قبر آرش؛ شکنجه‌گر جنسی زنان در ساواک رژیم شاه است که آیت‌الله خلخالی در روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی تیرباران کرد!

حال با این تفاصیل نباید از ته دل فریاد وامحمدا سر داد و از او استمداد طلبید تا امت خود را از شر چنین مدعیان بعضا سادیست جانشینی‌یش برهاند؟! گیرم برخی بخواهند با استدلال "مردم خود مرجع تقلید خویش را انتخاب می‌کنند و اجباری در پذیرش فلانی یا بهمانی نیست"، بر فتنه سرپوش بگذارند. اما تکلیف همین مردم با مقلدان تمام‌قد امثال آیت‌الله مصباح یزدی چیست؟!

صدای خنده شیطان می‌آید، تلاطم توفان است. ببند پنجره را، موقع تماشا نیست!g

 دی 1388

 

 

 

-----------------------------------------------------------------------------

* ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه و ما جعل ازواج‌كم اللائی تظاهرون منهن امهات‌كم و ما جعل ادعیاء‌كم ابناء‌كم ذلكم قول‌كم بافواه‌كم و الله یقول‌الحق و هو یهدی‌السبیل (4 احزاب)

خدا برای هیچ مردی در درون او دو قلب قرار نداده است و زنان‌تان را که ظهار می‌کنند، مادران شما قرار نداده و نیز فرزندخوانده‌های شما را فرزندان‌تان نکرده است. این گفتار زبانی است، اما خداوند سخن حق می‌گوید و او به راه راه‌نمائی می‌کند.

 

ادعواهم لاباءهم هو اقسط عندالله فان لم تعلموا آباءهم فاخوان‌كم فی‌الدین و موالی‌كم و لیس علی‌كم جناح فیما اخطاتم به و لكن ما تعمدت قلوب‌كم و كان الله غفورا رحیما (5 احزاب)

آن‌ها را به نام پدران‌شان بخوانید که این نزد خدا عادلانه‌تر است و اگر پدران‌شان را نمی‌شناسید، برادران دینی و یاران شما هستند. در آن‌چه به‌خطا می‌کنید، بر شما گناهی نیست، لکن آن‌‌چه از روی عمد و اراده قلبی می‌کنید (بر آن مؤاخذه می‌شوید.) و خدا آمرزنده و مهربان است.

 

 و اذ تقول للذی انعم‌الله علیه و انعمت علیه امسك علیك زوجك و اتق‌الله و تخفی فی نفسك ما الله مبدیه و تخشی‌الناس و الله احق ان تخشاه فلما قضی زید من‌ها و طرا زوج‌ناك‌ها لكی لایكون علی‌المومنین حرج فی ازواج ادعیاءهم اذا قضوا من‌هن و طرا و كان امرالله مفعولا. (37 احزاب)

و تو به آن‌کسی‌که (زیدبن‌حارثه) خدا نعمتش بخشیده بود و نیز نعمت به او داده بود، گفتی: «زنت را نگه‌دار و از خدا بترس.» و در دل آن‌چه خدا آشکار ساخت، پنهان می‌داشتی و از خلق می‌ترسیدی. حال آن‌که خدا سزاوارتر بود که از او بترسی. پس چون زید آن زن را طلاق داد، او را به نکاح تو درآوردیم تا مؤمنان را در نکاح زنان پسرخوانده‌های‌شان- هنگامی‌که طلاق گیرند- حرجی نباشد و فرمان خدا انجام‌شدنی است.   

  دی 1388

 

 

 

 

 

 

 


فاتحه‌ئی برای جنبش مثلا سبز

الهام یکتا

eyektam@gmail.com

 

 

 

 

 

 

من سرگذشت یأسم و امید

احمد شاملو

 

تاسوعا و عاشورا هم آمد و رفت و دل‌بستن جنبش سبز پلاسیده به توده مردمی که برای عزاداری به خیابان‌ها می‌ریختند، نتیجه‌ئی نداد جز خون‌هائی که بیهوده بر زمین ریخت. آنان‌که که خواب خوش صید شاه‌ماهی‌ از این آب گل‌آلود می‌دیدند، هیچ دست‌آوردی نداشتند جز این‌که میرحسین موسوی اعلامیه‌ئی صادر نکرد و سپس اگر کرد، همانی بود که می‌بایست فردای روز انتخابات 22 خرداد 1388می‌کرد. پیروان سرگردان ندانستند چه بکنند یا حتا چه بگویند. پیش چشمان حیرت‌زدهٔ خردمندان، شعارها شد "مرگ بر شاه" و "مرگ بر منافق"! و چند روز بعد همه چیز تمام شد و فاتحه و صلوات! درست مانند سرنوشت تمام حرکت‌های کورِ مردمی که قربانی جاه‌طلبی مشتی روباه پلید مزور شده بودند. چون ره از آغاز شب آغاز گشت/ لاجرم راهشان همه در شب گذشت.g      

یک‌شنبه
 20 دی 1388

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

جلد   .   صفحه اول   .   درباره ما   .   شماره های پيشين  
  
از دل برآيد   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز  
  
موسیقی   .   از اين قلم   .   نی‌ستان   .  
طرح   .   آینه های دیگر   .   English
این‌سو و آن‌سوی متن