نشر
 افلیم بوکز
(انگلستان)

نسخه انگلیسی
سمفونی مردگان

 عباس معروفی

ترجمه
لطف‌علی خنجی

ــــــــــــــــــــــــــ

شرکت دل‌آواز



آه باران
محمدرضا شجریان

ـــــــــــــــــــــــــــ

شرکت
آوای نوین



لولیان
شهرام ناظری

ـــــــــــــــــــــــ


شرکت دل‌آواز



خورشید آرزو
همایون شجریان

ــــــــــــــــــــــ

نشر ققنوس



سال بلوا
عباس معروفی

________
 

فرهنگ ایلیا
  منتشر می‌کند

زنانه‌نویسی آینه‌‌ها
مجموعه گفت وگو درباره زنانه‌نویسی

الهام یکتا
___________

 فرهنگ ایلیا


 
سخن آینه‌ها
مجموعه گفت‌و‌گوهای شماره 1-
30 آینه‌ها

الهام یکتا
___________

نشر ققنوس



ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________
 

نشر زریاب
(نشر زوار)


 

چشمه عشق

نرگس (الهام) یکتا
ـــــــــــــــــــــ


نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان


آینه‌ها
دفتردوم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

 

 

 


کیمیاگری (21)

درون‌کاوی رمان سال بلوای عباس معروفی

الهام یکتا

eyektam@gmail.com

 

 

 

 

 

 

 

7-    تصویرپردازی حیوانی

معروفی در سال بلوا بیش از بیست حیوان را برای تصویرپردازی حیوانی به‌خدمت می‌گیرد. این تصویرپردازی گاه به‌صورت هم‌زاد قرار دادن حیوان خاصی با شخصیتی است، گاه به‌دلیل تصویرپردازی برای کل مضمون‌های رمان از جمله موتیف ویرانی. مورد نخست به باوری در زمان‌های قدیم برمی‌گردد. به آن روزگار که بسیاری قوم‌ها به هم‌زادی حیوان با انسان معتقد بودند و کار را تا شکل دادن آئین یا دین اولیه‌ئی به‌نام توتمیسم پیش می‌بردند. از جمله ایشان مصریان بودند که اعتقاد داشتند روح هر کسی برای او صورت هم‌زادی را دارد. ایشان آن را به قالب حشره یا پرنده یا سایه سیاهی یا شمع فروزانی مجسم می‌‌کردند. [کمدی الهی، ص1051] اما امروزه کم‌تر کسی چنین اعتقادی دارد. با وجود این در حیطه رمان، برای هر چه غنی‌تر کردن اثر و عمق بخشیدن به کار، از این باور کهن استفاده می‌شود. هم‌زادی ماهی با حسینا و نوش‌آفرین [صص18، 63، 67 و79] را در مقاله "بار دیگر" و خرگوش با مادر [ص40]، کبوتر و سگ با نوش‌آفرین، پروانه با معصوم [صص31 و 32] و کام‌یار با کبوتر و خرگوش را در مقاله‌های دیگری مورد بحث قرار داده‌ام. در نتیجه برای پرهیز از تکرار،به جنبه‌های دیگر تصویرپردازی حیوانی در رمان سال بلوا می‌پردازم.

 

الف- کرکس

خوشه‌تصویرهای حیوانی سال بلوا از همان صفحه نخست آغاز می‌شود:

دار... شب‌ها شکل جانوری می‌شد که صورتش را روی ستون یادبود گذاشته و دست‌هاش را از دو طرف حمایل کرده است. شکل یک جانور خیس که آویخته‌اندش تا خشک شود و قطره‌قطره آب‌چکان تا صبح به گوش می‌رسید. [ص11]

اما این کلمه جانور، فقط برای یک شخصیت- با توسع برای حسینا- در رمان به کار می‌رود. در حالی که بار منفی آن اصلا برای این شخصیت مناسب نیست و فقط دشمنانش از سر کین و حسادت می‌توانند چنین بار منفی را به وی تحمیل کنند. آقاجانی خطاب به معصوم که تقاضای قتل حسینا را کرده است، می‌گوید:

آدمی که به‌قول شما راست‌راست راه می‌رود و سر می‌برد، مگر به‌همین راحتی دم لای تله می‌دهد؟ کشتن جانوری که معلوم نیست به چی مسلح است، توی این برف و یخ‌بندان-

از سوی دیگر در پایان رمان نیز تصویر صفحه نخست به‌نوعی به‌حقیقت می‌پیوندد. نحوه مصلوب شدن سیاوشان به جای حسینا، تداعی‌گر همان تصویر صفحه نخست است. از سوی دیگر بیش‌تر شخصیت‌های رمان کشته می‌شوند. در نتیجه این جنگ و ستیز دائمی و همگانی، حیوانی که حضور فعال می‌یابد، کرکس است:

جنگ هم‌چنان در کافرقلعه ادامه داشت، کرکس‌ها بالای شهر در پرواز بودند. [ص230]

 

شهر ناامن‌تر از همیشه بود... . کرکس‌ها باز حمله کرده بودند. [ص79]

پس از مقاتله غلام‌حسین‌خان و امرالله‌خان نیز کرکس‌ها با خیال آسوده رفته بودند سر وقت جنازه‌ها. [ص105] و برادران آقاجانی در راه دست‌گیری حسینا گاه و بی‌گاه نقشی دیدند، یا کرکس و کلاغی نشسته بر دار. [ص315] اما مایه عبرت این‌که همین نشانه‌های ویرانی، خود اسیر مرگ می‌شوند. در صفحه 155 آمده کرکسی... با خوردن لاشه سم‌آلوده یک حیوان بر خاک‌های قرمز حاشیه کوه پاپالو افتاده بود... .

همه جمله‌های شاهد فوق نشانه معناهای نمادین کرکس است. انهدام، بی‌رحمی، بی‌عاطفگی، پلیدی، درندگی، غارت‌‌گری و مرگ از مفهوم‌های نمادین این حیوان است [سمبل‌ها، ص101] که در سال بلوا در رابطه‌های بین آدم‌ها و ماجراهای در حال وقوع قابل مشاهده است. نیز این حیوان در اصل یکی از خدایان به‌نشانه آفتاب یا حرارت سوزان، یا باد است که ارواح را به دنیای بعدی حمل می‌کند. [سمبل‌ها، ص101] به همین دلیل نیز بر سر هر جنازه‌ئی حاضر می‌شود.

تمام معناهای بالای کرکس بیش از هر جای دیگر در میدان جنگ عینیت می‌یابد. به همین دلیل در یونان باستان کرکس شوم محسوب [فرهنگ اساطیر یونان و روم، ج2-764] می‌شد و هم‌واره کنار آرس (خدای جنگ) دیده می‌شد. [فرهنگ اساطیر یونان و روم، ج1،96- 97]

 

ب- کلاغ

پرنده دیگری که نقش ساختاری مهمی در رمان ایفا می‌کند و در صفحه 115 نیز بر آن تأکید می‌شود، کلاغ است. این حیوان بار دیگر در صفحه 105 کنار جنازه غلام‌حسین‌خان و امرالله‌خان حاضر می‌شود. حتا کلاغ‌ها ریخته بودند آن‌جا و چشم مرده‌ها را در آورده بودند. [ص105]

کلاغ چند جای دیگر نیز هم‌‌راه با مرگ، نابودی و ویرانی است:

الف- در برف تابستانی که سیل ویران‌گر به‌دنبال داشت، کلاغ‌ها سرشاخه‌ها را تصرف کردند، بر هر درختی چند کلاغ. [ص51]

 

ب- نوش‌آفرین از ساعت ساختمان انجمن شهر می‌گوید که روزنه بزرگ و گردی بود که چند کلاغ پیر در آن نشسته بودند. [ص28]

 

ج- نوش‌آفرین در خانه‌ئی بیدار می‌شود که کاج بلندی وسط حیاطش بود و لای شاخه‌هاش پر از کلاغ سیاه موقر بود. [ص15] در فرهنگ نمادها کلاغ سیاه تمثیل شر است. [چهار صورت‌مثالی؛ مادر، ولادت، روح، مکار، ص133] هم‌چنین کلاغ سیاه چهره معروف شیطان در قالب حیوان است. [ص136] هر دو این معناها (شر و شیطان) به معصوم اشاره دارند که وارد خانه و زندگی نوش‌آفرین می‌شوند و تیره‌بختی و ویرانی و مرگ را برای او به ارمغان می‌آورند. این تعبیر با فرهنگ فارسی نیز قرابت بیش‌تری دارد. زیرا  در ادبیات فارسی غراب مظهر سیاهی و شئامت و حذر کردن و... نیز است. [فرهنگ اساطیر، ص315] به این ترتیب حتا کلاغ‌ها هم به نوش‌آفرین هشدار می‌دهند از معصوم دوری کند، اما او نمی‌پذیرد. البته هم‌چنان نمی‌توان از معنی آن در فرهنگ غربی گذشت. زیرا (29) در بیش‌تر قصه‌های غربی و گاه در برخی روایت‌های شرقی، کلاغ مشاور و ناصح هوشیار مردمان است و از آینده و آن‌چه روی‌دادنی است، خبر می‌دهد. [فرهنگ اساطیر] زیرا حتا مفهوم غربی نیز تعبیر آن را در فرهنگ فارسی تقویت می‌‌کند. و اما کلاغ در فرهنگ عربی- اسلامی مفهوم دیگری دارد که باز ارجاع دیگری به معصوم است. زیرا ابن‌سیرین می‌گوید کلاغ دلیل بر مرد فاسق بود و بدعهد. [ص354]

مخلص کلام این‌که سال بلوا را از طریق نماد مهم کلاغ، به‌راحتی می‌توان بازخوانی کرد. برای مثال طبق نظر هانس کورت در فرهنگ جامع تعبیر خواب، همه روزگار سیاه نوش‌آفرین را می‌توان در این نماد بازیافت:

* کلاغ نشانه افکار بسیار تیره و گرایش‌های تیره درونی واپس‌زده است. یعنی همان میل نوش‌آفرین به بازگشت به گذشته و یادآوری آن‌چه بر او و حسینا رفته است.

 ** کلاغ دیدن یعنی خواب‌بیننده از طرف دزدان یا اختلاس تهدید می‌شود. این نیز به بلائی برمی‌گردد که معصوم بر سر نوش‌آفرین و کاشانه‌اش می‌آورد.

*** چندین کلاغ را دیدن از حادثه خبر می‌دهد. رمان سال بلوا از حادثه آکنده است و نه شخصیت‌ها، نه خواننده دمی در آسایش به‌سر نمی‌برند.

**** فریاد کلاغ را شنیدن از اخبار ناخوش‌آیند خبر می‌دهد. [فرهنگ جامع تعبیر خواب، 507] رمان  سال بلوا پر از خبرهای ناخوش‌آیند است که دهان‌به‌دهان می‌چرخند.

 

د- نوش‌آفرین خود را به کلاغ تشبیه می‌کند. دختری که دم ایوان می‌ایستاد و مثل کلاغ گردنش را تکان‌تکان می‌داد... من بودم. [ص17] با این تشبیه نوش‌آفرین ساده‌ترین معنای کلاغ را مد نظر دارد؛ او از شومی خود می‌گوید و بلای ویرانی که با مغازله با معصوم بر سر خود و حسینا نازل می‌کند. اما در لایه‌های عمیق‌تر او به روایت خود از اسرارش هم نظر دارد. زیرا کلاغ در ابتدا سفید رنگ بود ولی چون رازها را فاش می‌کرد، سیاه شد. [فرهنگ اساطیر یونان و روم، ص525] نوش‌آفرین نیز پیش از شرح دادن آن‌چه بر او و دیگر شخصیت‌ها رفته است، نزد خواننده روسفید است، اما از دمی که شروع به اعتراف خطاهایش می‌کند، اندک‌اندک رنگ سیاهی به‌خود می‌گیرد. 

سرانجام این‌که پیش‌تر اشاره داشتم هوا به‌عنوان یکی از عنصرهای اربعه، قرینه نوش‌آفرین است. به‌تعبیر مارتن ورمازرن در کتاب آئین میترا کلاغ نیز قرینه این عنصر است. [ص172] درنتیجه ادغام نوش‌آفرین/ کلاغ/ هوا، از جنبه دیگری نیز وحدت ساختاری رمان سال بلوا با قدرت تمام به‌نمایش گذاشته می‌شود.

 

س- کلاغ کنار میرزا حسن رئیس هم ظاهر می‌شود. مردم بالا را نگاه کردند، کلاغی بر آنتن صلیبی میرزا حسن رئیس، نوکش را به چوب می‌مالید. [ص225] اما خلاف نوش‌آفرین، کلاغ نقش هم‌زاد میرزا حسن رئیس را بازی نمی‌کند. بل‌که درست در تعارض با شخصیت او قرار دارد. میرزا حسن رئیس مرد نقشین‌چشمی است که بسیار خدمت‌ها برای توسعه و ترقی شهرش انجام می‌دهد و در نبرد دائم با ستم‌گران ویران‌گری هم چون سروان خسروی است. به همین دلیل کلاغ ِ ویران‌گر نوکِ آنتن او را نوک می‌زند.

اما اگر کلاغ در وجه نوش‌آفرین باشد، کلاغ روی آنتن صلیبی میرزا حسن رئیس قرینه‌ئی برای روح نوش‌آفرین است که خواهان بازخوانی خود از سوی باسی کوچک است. زیرا کلاغ نشانه روح، عقل و احتیاط هم است. [خواب دریچه‌ئی به سوی ناخودآگاه، ص146]

 

ج- جغد

پرنده دیگر نشانه ویرانی، بلا، بیماری، مصیبت و مرگ جغد است. [سمبل‌ها، ص36] معصوم به جسم نیمه‌جان نوش‌آفرین تجاوز می‌کند و نوش‌آفرین می‌شنود جغدی می‌خواند و بال‌بال‌زنان به‌طرف کوه پاپالو رفت. [ص268] این جغد از بیماری روحی نکروفیلی (Necrophilia- هم‌آغوشی با مردگان) معصوم خبر می‌دهد. هم‌چنین جغد نشانه هشدار است. [فرهنگ جامع تعبیر خواب، ص180] و فریاد جغد را در خواب شنیدن به‌معنی ترس است. [فرهنگ جامع تعبیر خواب، ص234] صدای جغد را شنیدن به معنی سخت بیمار شدن یا مرگ یکی از نزدیکان است. [فرهنگ جامع تعبیر خواب، ص573] سه مفهوم هشدار، ترس و مرگ نیز دو وجه خود نوش‌آفرین معنا می‌دهد. زیرا او در حال نزع است و این اتفاق آخرین نیروهای حیات را از او می‌ستاند و او را به آغوش مرگ پرت می‌کند.

 

د- خروس

خروس حیوانی است که هم‌واره نشانه سحر و طلوع سپیده است. اما همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، این حیوان در سال بلوا در خدمت موتیف ویرانی قرار دارد:

خروس‌ها هم بی‌موقع شروع کرده بودند... . خواندن خروس در نیمه‌شب معنای خوبی نداشت. [ص15]

 

و صدای خروس‌ها آزاردهنده بود. با صدای خروس‌ها به جائی برمی‌گشتم که زمانش را به یاد نمی‌آوردم. [ص60]

 

خروس‌ها می‌خواندند و دختری انگار از ته چاه گریه ‌می‌کرد. [ص158]

اما به‌رغم این بارهای منفی که به خروس داده می‌شود، نوش‌آفرین با این حیوان هم‌ذات‌پنداری می‌کند. چرا مثل خروس‌جنگی‌یم؟ زیرا او باز می‌خواهد بر شومی و تباه‌گری وجودش تأکید ورزد. درثانی، همان‌گونه که آندره ویلیه می‌گوید بانگ خروس ارواح سرگردان را ناگزیر می‌کند به جائی بازگردند که باید گناهان خویش را کفارت کنند. [آئین و اسطوره در تئاتر، ص34] نوش‌آفرین نیز از بانگ خروس وحشت دارد. زیرا دعوت او است به ادامه زجر کشیدن و تقاص گناه پس دادن: گناه هم‌آغوشی با حسینا و گناه به عقد دکتر معصوم درآمدن، در عین خیانت به او و حسینا.

 

و- پرندگان

در افسانه مرد زرگر جمله‌ئی درباره پرندگان آورده می‌شود تا هماره آن‌ها را قرینه رنج و اندوه و نابودی و مرگ کند. پادشاه خطاب به مرد زرگر می‌گوید بلائی بر سرت می‌آورم که مرغان هوا به حالت گریه کنند. [ص331] این جمله تکمله‌ئی است بر نقش تمام پرندگانی- کرکس، کلاغ، جغد و خروس- که در رمان سال بلوا از آن‌ها نام برده می‌شود.g

ادامه دارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



جلد   .   صفحه اول   .   درباره ما  .   شمارههای پيشين  
  
از دل برآيد   .   روز من   .   خاطره   .   از اين نگاه   .   شعر   .    نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز  
  
موسیقی   .   هزارتو   .   آینه های دیگر   .   English
این‌سو و آن‌سوی متن