لولیان
اجرائی است از گروه
دستان با آواز شهرام ناظری و
نوازندگی سعید فرجیپوری، حسن بهروزنیا، پژمان حدادی، بهنام سامانی،
حمید متبسم. شعرها هم از میان سرودههای مولانا و ابوسعید ابوالخیر
برگزیده شدهاند.
شهرام ناظری در مورد این آلبوم در برگه راهنمای آن نگاشته است:
از سالها پیش یکی از دغدغههایم در آواز، بهریتم درآوردن تحریرها و
استفاده از اصوات و آواهای بیکلام بوده است. اصولا فکر میکردم
خواننده آواز باید به این درجه از درک موسیقی رسیده باشد که بتواند
بدون کمک گرفتن از کلام و شعر یا اجرای آواها و اصوات موسیقائی،
احساسات و پیام خود را ابراز کند. ساختار آهنگ لولیان
با ترکیبی از
تحریرهای ریتمیک، کلام مولانا و نغمه دشتی بهوجود آمده است. ضرورت
استفاده از تحریرهای ریتمیک که زنجیروار جملههای آهنگین را به هم متصل
میکند، در تشدید حس حرکت و هیجان یکقطعه موسیقی، نیاز به کلام کمتر
و مدنظر قرار دادن ماهیت اصلی موسیقی است.
از سال 1989 در کنسرتهای خارج از کشور تحریرهای ریتمیک را مطرح و در
کارهایم استفاده کردم. این روش مورد توجه خوانندگان آن سوی مرز قرار
گرفت و نمونههای فراوانی از این دست انتشار یافت. البته بهدلیل
عدمتسلط به موسیقی ایرانی بهخصوص ردیف و نداشتن اطلاعات کافی از
فلسفه تحریر و ساختمان تشکیلدهنده آن که شامل قدرت تحریر، درونمایه
ریاضی و شکل هندسی آن است، در جمع اثر ماندگاری بهوجود نیامد.
خوانندگان آواز در ایران نیز هنوز تحریر ریتمیک را باور نکردهاند. شک
نیست گذشت زمان ضرورت آن را ملموستر خواهد کرد. چنانکه سیسال پیش از
این در دوره ما، خوانندگان آواز با شعر مولانا مأنوس نبودند و چندان
علاقهئی به اجرای آن نشان نمیدادند.
در مورد حمید متبسم هم می خوانیم:
حمید متبسم یکی از موسیقیدانان مطرح دوران ما است. احاطه و تسلط وی بر
موسیقی دستگاهی ردیف و موسیقی مقامی و قومی ایران و هم چنین برخورداری
از ذهنیت خلاق، از وی موسیقیدان برجسته ساخته است.
حمید متبسم در حقیقت برآمده از کانون چاووش و نزد استادان آن مرکز،
سالها به آموزش تار و سهتار مشغول بوده. در همین کانون بهعنوان
نوازنده تار با گروه عارف همکاری داشته است.
او در سال 1337 در شهر مشهد متولد شد.
...
تشکیل گروههای
چکاوک
و
دستان
(پس از مهاجرت به آلمان) تأسیس انجمن تار و سهتار و برگزاری سمینار
سالانه تار و سهتار از سال 1373 و شرکت در ضبط آثار بسیاری آهنگسازان
معاصر موسیقی ایران از فعالیتهای او محسوب میشود.
آثار منتشرشده از وی عبارتند از:
آهنگسازی برای گروه سازهای محلی، بام داد، بوی نوروز، نوای دریا، ساز
نو آواز نو، سفر به دیگر سو، سهنوازی دستان، دونوازی دستان، حنائی و
شوریده (برنده عنوان شوک موسیقی از مجله موسیقی لوموند و جایزه به ترین
موسیقی سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه).
متن سه
تصنیف موجود در سیدی
لولیان
از سرودههای مولانا و بهقرار زیر است:
تصنیف سرمست
گر بیدل و بیدستم، وز عشق تو پا بستم
صد بار که بشکستم، آهسته که سرمستم
در مجلس حیرانی، جانیست مرا
زآن شد که تو میدانی، آهسته که سرمستم
پیش آی دمی جانم، زین بیش مرنجانم
ای دلبر خندانم، آهسته که سرمستم
ساقی بده جانا، بگذر ز گرانجانان
دزدیده ز رهبانان، آهسته که سرمستم
ای می، بترم از تو، من بادهترم از تو
پرجوشترم از تو، آهسته که سرمستم
از بادهٔ جوشانم، وز خرقهفروشانم
از یار چه پوشانم، آهسته که سرمستم
مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند
نی آن چنان صیدیست این، کو را توانی کرد بند
ذوق سر سرمست را هرگز نداند عاقلی
حال دل بیهوش
را هرگز نداند هوشمند
بیزار گردند از شهی شاهان اگر بوئی برند
زان بادهها
که عاشقان در مجلس دل میخورند
خسرو وداع ملک خود از بهر شیرین میکند
فرهاد هم از بهر او بر کوه میکوبد
کلنگ
تصنیف لولیان
ای لولیان، یک لولی دیوانه شد، تشتش فتاد از بام ما، نک سوی مجنون خانه
شد
من که ز جان ببریدهام، چون گل قبا بدریدهام، زان رو شدم که عقل من با
جان من بیگانه شد
ای آتش آتشنشان، این خانه را ویرانه کن، این عقل من بستان ز من، بازم
ز سر دیوانه کن
خامش کنم، فرمان کنم، وین شمع را پنهان کنم، شمعی که اندر نور او،
خورشید و مه پروانه شد
تصنیف چابکسوار
ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و از هر دو جهانم بستان
با هرچه دلم قرار گیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستانg