از خون سیاوش
سیاوش کسرائی
نشر مرکز
چاپ سوم 1380
4400 نسخه
3500 تومان
از خون سیاوش
گزیدهئی از سیزده شعرنامه سیاوش کسرائی است. او بهرغم شعرهای ساده و
بیشتر بدون تعلیقهای زبانییش، نام آشنائی در شعر معاصر است. ضمن
آنکه نامش با تاریخ سیاسی معاصر و مبارزه علیه نظام شاهنشاهی گره
خورده است. بسیاری از سرودههای وی ترانه شدهاند و ورد زبان پیر و
جوان هستند:
کنار چشمهئی بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی، من اشک مهتاب
مرا گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ِ ما کن ای دوست
دلم دریا شد اینک در کنارت
مکش دریا بهخون، پروا کن ای دوست
سرودههای کسرائی چنان فراگیر
و مورد اقبال عمومی بود که حتا پیش از انقلاب اسلامی
به کتابهای
درسی راه یافت و میلیونها دانشآموز خواننده آن شدند. نسل من هرگز نمیتواند
شعر "آرش کمانگیر" را در پایه پنجم ابتدائی و شعر "درخت" را (اگر
اشتباه نکنم در کتاب فارسی مقطع راهنمائی) از یاد ببرد.
بنابراین این مجموعه هم برآورنده نیاز نوستالژیک خواننده شعر معاصر
است، هم متن گرانقدری را در اختیار حرفهئیهای وادی هنر قرار میدهد.
شناور سوی ساحلهای ناپیدا
دو موج رهگذر بودیم
دو موج همسفر بودیم.
گریز ِ ما
نیاز ِ ما
نشیبِ ما
فراز ِ ما
شتابِ شاد ما، با هم
تلاش ِ پاک ما، توأم
چه جنبشها که ما را بود روی پرده دریا.
شبی در گردبادی تند، روی قله خیزاب
رها شد او ز آغوشم
جدا ماندم ز دامانش
گسست و ریخت مروارید بیپیوندمان بر آب.
از آن پس در پی همزاد ناپیدا
بر این دریای بیخورشید
که روزی شبچراغش بود و میتابید
به هر ره میروم نالان، به هر سو میدوم تنها.
زمستان 1332
کسرائی بهرغم وابستگییش به حزب توده انسان آزادهئی بود. شاهدش
سرودههای او برای چریکهای قهرمانی است که در واقعه سیاهکل جان
باختند. همچنین برای پنج تن از کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران
که در خرداد 1351 اعدام شدند، سرودهئی دارد. افسوس که کسرائی
بهرغم اینهمه عطوفت عاری از تنگنظری،
سالهای
آخر عمرش را در خارج از وطن زیست و غمغربتش را در واژهواژه شعرهایش
مویه کرد.g