نشر
 افلیم بوکز
(انگلستان)

نسخه انگلیسی
سمفونی مردگان

 عباس معروفی

ترجمه
لطف‌علی خنجی

ــــــــــــــــــــــــــ

شرکت دل‌آواز



آه باران
محمدرضا شجریان

ـــــــــــــــــــــــــــ

شرکت
آوای نوین



لولیان
شهرام ناظری

ـــــــــــــــــــــــ


شرکت دل‌آواز



خورشید آرزو
همایون شجریان

ــــــــــــــــــــــ

نشر ققنوس

پیکر فرهاد
عباس معروفی
________
 

نشر ققنوس



سال بلوا
عباس معروفی

________
 

 فرهنگ ایلیا


 
سخن آینه‌ها
مجموعه گفت‌و‌گوهای شماره 1-
30 آینه‌ها

الهام یکتا
___________

نشر ققنوس



ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________
 

نشر زریاب
(نشر زوار)


 

چشمه عشق

نرگس (الهام) یکتا
ـــــــــــــــــــــ


نشر
مرداد
(نشر زوار)



خانه‌ئی برای عشق

نرگس (الهام) یکتا ___________


نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان

آینه‌ها
دفتردوم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان

آینه‌ها
دفتر یکم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________


 

 

 

 

 

 

 

پس از من شاعری می‌آید

از خون سیاوش سیاوش کسرائی

 

الهام یکتا

eyektam@gmail.com                       

 

 

 

 

 

 

 

از خون سیاوش

سیاوش کسرائی

نشر مرکز

چاپ سوم 1380

4400 نسخه

3500 تومان

 

از خون سیاوش گزیده‌ئی از سیزده شعرنامه سیاوش کسرائی است. او به‌رغم شعرهای ساده و بیش‌تر بدون تعلیق‌های زبانی‌یش، نام آشنائی در شعر معاصر است. ضمن آن‌که نامش با تاریخ سیاسی معاصر و مبارزه علیه نظام شاهنشاهی گره خورده است.  بسیاری از سروده‌های وی ترانه شده‌اند و ورد زبان پیر و جوان هستند:

 

کنار چشمه‌ئی بودیم در خواب

تو با جامی ربودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا

تو نیلوفر شدی، من اشک مه‌تاب

 

مرا گفتی که دل دریا کن ای دوست

همه دریا از آن ِ ما کن ای دوست

دلم دریا شد اینک در کنارت

مکش دریا به‌خون، پروا کن ای دوست

سروده‌های کسرائی چنان فراگیر و مورد اقبال عمومی بود که حتا پیش از انقلاب اسلامی به کتاب‌‌های درسی راه یافت و میلیون‌ها دانش‌آموز خواننده آن شدند. نسل من هرگز نمی‌تواند شعر "آرش کمان‌‌گیر" را در پایه پنجم ابتدائی و شعر "درخت" را (اگر اشتباه نکنم در کتاب فارسی مقطع راه‌نمائی) از یاد ببرد.

بنابراین این مجموعه هم برآورنده نیاز نوستالژیک خواننده شعر معاصر است، هم متن گران‌قدری را در اختیار حرفه‌ئی‌های وادی هنر قرار می‌دهد.  

 شناور سوی ساحل‌های ناپیدا

دو موج ره‌گذر بودیم

دو موج هم‌سفر بودیم.

 

گریز ِ ما

نیاز ِ ما

نشیبِ ما

فراز ِ ما

شتابِ شاد ما، با هم

تلاش ِ پاک ما، توأم

چه جنبش‌ها که ما را بود روی پرده دریا.

 

شبی در گردبادی تند، روی قله خیزاب

رها شد او ز آغوشم

جدا ماندم ز دامانش

گسست و ریخت مروارید بی‌پیوندمان بر آب.

 

از آن پس در پی هم‌زاد ناپیدا

بر این دریای بی‌خورشید

که روزی شب‌چراغش بود و می‌تابید

به هر ره می‌روم نالان، به هر سو می‌دوم تنها.

زمستان 1332

کسرائی به‌رغم وابستگی‌یش به حزب توده انسان آزاده‌ئی بود. شاهدش سروده‌های او برای چریک‌های قهرمانی است که در واقعه سیاه‌کل جان باختند. هم‌چنین برای پنج تن از کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران که در خرداد 1351 اعدام شدند، سروده‌ئی دارد. افسوس که کسرائی به‌رغم این‌همه عطوفت عاری از تنگ‌نظری، سال‌های آخر عمرش را در خارج از وطن زیست و غم‌غربتش را در واژه‌واژه شعرهایش مویه کرد.g

 

 

 

 

 

جاودانگی عشق

روزهای بی‌فردای سروش محبوب یگانه

الهام یکتا

eyektam@gmail.com                       

 

 

 

 

 

روزهای بی‌فردا

سروش محبوب یگانه

حرف نو

1387

1000 نسخه

51 صفحه

روزهای بی‌فردا دومین شعرنامه سروش محبوب یگانه است. پیش‌تر او مدار اکنون را منتشر کرده بود.

در این دفتر محبوب‌یگانه هنوز در حال تجربه سبک‌های گوناگون است. گاه با واژه‌های روزمره، تصویر رئالی از زندگی کسالت‌بار می‌دهد و تکرار آن‌واژه‌ها نیز بیش‌تر موجب می‌شود ملال سخن‌گوی شعر از زندگی تکراری‌یش آشکار شود. هر چند او می‌کوشد به هنر پناه ببرد تا از این ملال بگریزد، اما قراردادهای جاری، وی را در دایره بسته‌ئی باقی نگه می‌دارد:

هر روز صبح

             روزنامه

تا روزنامه صبح...

از زندگی

تا شعر

کلمات

به نقاشی...

در کلمات

از شعرهای نقاشی

تا نقاشی شعرها

هر روز

زندگی

از قرارداد چاپ‌خانه

هر روز

روزنامه صبح.    

گاه محبوب‌یگانه از فضاهای بسته شهری می‌گریزد و به طبیعت پناه می‌برد. آن‌گاه از طریق تصویرهای رمانتیک لطافت را در سروده‌هایش جاری می‌کند؛ حتا اگر معترض باشد:

نمی‌توانم

         دوستت

                  بدارم

چرا که

با فصل‌ها

صادق نبودی.

تو

آب را

از گیاه

ربودی

جاودانگی را

از عشق

و آرامش را

از انسان

و خاطرات من

آکنده از

         خشم شد.

*

گیاهان به اعتصاب زرد پرداختند!

همیشه

پائیز

عادل و مغرور بوده است.

عشق

مصمم

به مرگ شد

سکوت زمستان

نه فریاد شد

و نه گریزگاه.

انسان ناآرام

به شادی و سرور پرداخت.

بهار

میزبان باشکوهی بود.

*

در لابه‌لای

            اعتصاب

مرگ و هلهله

ناپدید می‌شوی

تابستان

هیچ مقاومتی

نمی‌کند.

جاده، شب و ستاره از تصویرهای ثابت و خاطرات پربسامدترین واژه این دفتر است.g   

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

جلد   .   صفحه اول   .   درباره ما  .   شمارههای پيشين  
  
از دل برآيد   .   خاطره   .    خبر   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز  
  
موسیقی   .  
طرح   .   آینه‌های دیگر   .   English
این‌سو و آن‌سوی متن