دارالترجمه رسمی
آبيز
 
مرکز فوريت‌های ترجمه

ميدان تجريش، جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
 
جنوب شرقی ميدان انقلاب  بالای بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

________

نشر
 افلیم بوکز
(انگلستان)

نسخه انگلیسی
سمفونی مردگان

 عباس معروفی

ترجمه
لطف‌علی خنجی

ــــــــــــــــــــــــــ

نشر آفرینگان
66460099-0121

مسیو ابراهیم
اریک امانوئل اشمیت
 
عباس معروفی
وحید مقدم
________
نشر ققنوس

66460099-0121



سال بلوا
عباس معروفی

________
 

نشر ققنوس

66460099-0121


 

سمفونی مردگان

عباس معروفی
________

  
فرهنگ ایلیا
3244732-0131


 
سخن آینه‌ها
مجموعه گفت‌و‌گوهای شماره 1-
30 آینه‌ها

الهام یکتا
___________

نشر ققنوس

66460099-0121



ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________
 

نشر
فرهنگ‌ستان هنر

هنر معاصر آفریقا  سیدنی لیتل‌فیلد کاسفر

ترجمه
 علی‌رضا آبیز

____________

نشر آبیز

روایت عشق و مرگ سرجوخه کریستف ریلکه

 
راینر ماریا ریلکه
ترجمه
 علی‌رضا آبیز

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 


 

بی.‌بی.‌سی

 دام تزویر برای شهرت‌طلبان

راضیه تجار

 

 

 

 

 

 

تابستان 1370 سال خوبی برای عباس معروفی نبود. او که به‌تازگی ماه‌نامه ادبی گردون را منتشر می‌کرد، ناگاه با حمله گروهی خانم، به دفتر مجله‌اش روبه‌رو شد که در نهایت کار را به تعطیلی دوره اول آن کشاند. سردسته این گروه چماق‌دار راضیه تجار؛ مثلا نویسنده امروز بود. او پیش‌تر در صفحه دوم کیهان هوائی چهارشنبه 8 خرداد 1370 با حمله به عباس معروفی، قلم‌به‌مزدی‌یش را نیز عیان کرده بود. منتها با نام مستعار راضیه تجریشی! متن زیر بازنشر همان نوشته وی است.

سردبیر

 

 

از حدود پنجاه سال قبل، بنگاه سخن‌پراکنی انگلیس، بی.‌بی.‌سی به پخش برنامه‌های فارسی مبادرت کرد. در طی این مدت کارشناسان ورزیده بسیاری به استخدام این رادیو درآمدند و سیاست‌مداران خبره و ایران‌شناسان ماهر در خدمت برنامه‌ریزی برای این بنگاه قرار گرفتند. رادیو بی.‌بی.‌سی علاوه بر بخش فارسی، بخش‌های مختلفی برای سایر زبان‌های زنده دنیا نیز تدارک دیده است که عمدتا شامل زبان‌های خاورمیانه‌ئی و آسیائی‌یند. 

طی یک آمار غیررسمی روشن شده است که حدود شصت‌واندی فرستنده بیگانه بخش ویژه فارسی دایر کرده‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان از بخش فارسی رادیو دولتی واشنگتن- که گویندگان آن عمدتا از گویندگان صدا و سیما در رژیم سابقند- رادیو مسکو، رادیو اسرائیل و رادیو کلن نام برد. و البته این تعداد غیر از فرستنده‌هائی هستند که به‌ظاهر مستقل عمل می‌کنند ولی عملا از جانب استعمارگران تغذیه می‌شوند. مثل رادیوهای ایران آزاد، امید ایران و... .

این رادیوها که اکثر آن‌ها بعد از انقلاب دایر شده‌اند، همگی با صرف بودجه‌های کلان و به‌خدمت‌درآوردن کارشناسان و هنرمندان زبردست اداره می‌شوند. آن‌چه در وهله اول جالب توجه است، آن است که در پس ِ پرده این صرف بودجه‌ها و "بده‌"ها، چه سودی و چه "بستانی" نهفته است؟

بخش فارسی رادیو مسکو که در واقع شعبه صوتی حزب توده در ایران است، از سال‌ها قبل هم‌واره توسط هنرمندان و روشن‌فکران وابسته به حزب توده و در نهایت شوروی اداره شده است و به‌نظر می‌رسد که در مقایسه با سایر رادیوهای بیگانه دست وابستگی این رادیو "رو‌"تر بوده است. به همین سبب طبق همان مقایسه، از میزان کم‌تری شنونده و طرف‌دار برخوردار بوده است.

گوش دادن به رادیوهای بیگانه اگرچه عادت تازه‌ئی نیست، ولی از سال‌های انقلاب به بعد- که ایران در رأس اخبار و گزارش‌های رسانه‌های گروهی جهان قرار گرفت- فزونی یافته است. در اوان انقلاب به‌خصوص هنگام اشغال رسانه‌های گروهی و سیستم خبررسانی به وسیله ارتش و نیروهای انتظامی و سانسور شدید خبری این عادت قابل توجیه بود. اما با پیروزی انقلاب اسلامی و رفع نسبی سانسور، ادامه یافتن این امر در جریانات دیگر ریشه دارد.

در این‌جا بر آن نیستیم که به این مقوله بپردازیم. بل‌که آن‌چه بیش‌تر مورد نظر است، این است که در ایجاد این نوع رابطه از سوی ابرقدرت‌ها سود غیرقابل‌اغماضی نهفته است که صرف بودجه‌های کلان دولتی برای آن بی‌اهمیت می‌نماید و این را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد:

برتر جلوه دادن سیاست، تکنولوژی، اقتصاد و فرهنگ و... کشور پیام‌رسان

 و از سوی دیگر حقیر نمایاندن تمامی وجوه و شؤون مخاطب.

و این همان هدف استعمار نو است که امروز به برکت همین رادیوها بسیار میسر می‌نماید.

از دیگر ترفندهای این فرستنده‌ها، ترتیب دادن مصاحبه با افراد مشهور اپوزیسیون (اعم از سیاسی، فرهنگی و...) در هر جامعه‌ئی است. در این مصاحبه‌ها از هر گونه اظهارنظر مستقیم و قطعی از طرف رادیو مصاحبه‌گر، قویاً و اکیداً خودداری و هدایت مسیر مصاحبه به‌نحوی است که مصاحبه‌شونده به‌سمت و سوی دل‌خواه سوق داده می‌شود. و در واقع چیزی را می‌گوید که آن رادیو می‌خواهد بگوید، اما مزورانه از گفتن مستقیم آن خودداری می‌کند و این تازه یک‌روی سکه است. روی دیگر سکه ایجاد این توهم خوش‌آیند ذهنی در فرد مصاحبه‌شونده است که به‌نوعی از سخن‌گفتن علنی محروم است، (سانسور یا خودسانسوری) از طریق فلان رادیو می‌تواند به‌راحتی حرف خود را به گوش مخاطبین خود برساند و این مظلوم‌نمائی و گاهی "برترنمائی" دل‌چسبی است که عملا زبده‌ترین و هوشیارترین افراد در دام آن می‌افتند و هدف آن فرستنده را محقق می‌کنند.

از جمله مصاحبه سران نهضت آزادی با رادیو بی‌.بی.‌سی و مطرح کردن موضوع‌های مورد علاقه آن‌ها و عملا نتیجه دل‌خواه را گرفتن، بحث قبل را روشن‌تر می‌کند. مثلا مصاحبه اخیر بی.‌بی.‌سی با مهدی بازرگان به‌عنوان زیرمجموعه‌ئی از یک جریان سابقه‌دار و مطرح سیاسی، تا حدودی موجه جلوه می‌کند، اما گفت‌وگوی عباس معروفی، سردبیر نشریه جدید‌الانتشار گردون، چندان محلی از اعراب نمی‌یابد.

نخست اشاره به این موضوع ضروری است که چندی پیش نشریه گردون در مجلد دو‌شماره‌ئی 10 و 11، گزارشی در زمینه گوش دادن به رادیوهای خارجی تهیه کرده است که طی آن با افراد صاحب‌نظر و عادی در این زمینه بحث و گفت‌وگو شده است. وجه غالب این گزارش، نفی ارزشی این‌گونه رادیوها و تأکید بر این نکته است که هدف آن‌ها ایجاد نوعی رابطه استضعافی و استکباری است. اما رادیو بی.‌بی‌.سی در تاریخ 26/2/70 - ساعت45/20 در بخش فارسی- ضمن اشاره به این گزارش چنین نتیجه‌گیری کرده است که مردم به دلایلی چون رهائی از یک‌نواختی اخبار رسانه‌های داخلی، اطلاع از احوال ایرانیان مقیم خارج، نظرهای دیگران را درباره ایران و... به‌جانب رادیوهای بیگانه گرایش دارند. و به وجوه دیگر این گزارش کوچک‌ترین اشاره‌ئی نشده است. سردبیر گردون نیز با جواب‌های خود از قبیل مردم در جست‌وجوی چیزهای تازه‌اند: خبرهای تازه موسیقی، مسائل فرهنگی تازه و... یا وقتی رسانه‌های دولتی یک‌سویه می‌شوند،... بالطبع به جمع شنوندگان رادیوهای بیگانه اضافه می‌شود.، بی.‌بی‌.سی را دقیقا در پیش‌برد هدفش یاری داده است و خود در دامی افتاده که دیگران را در گزارش گردون از آن برحذر داشته است.

مصاحبه معروفی با بی.‌بی‌.سی هشداری است برای تمامی تازه پابه‌میدان گذاردگان. زیرا به‌طوری که اشاره شد، هدف دایرکنندگان بنگاه‌های سخن‌پراکنی فراتر از خبردهی ساده است.g

  ‌

 


 

 

 

به نیوشیدن سوگند

موریس ژار؛ جاودانه دیگری که به ابدیت پیوست

الهام یکتا

eyektam@gmail.com

 

 

 

 

 

 

 

دم مزن تا بشنوی از دم‌زنان
آنچه نامد در زبان و در بیان

مولانا

 

هنر دنیای آدم‌ها را به هم نزدیک می کند؛ نه، غریبه‌ئی را چنان در قلب و اندیشه‌ات وارد می‌کند که هرگز نمی‌‌توانی از او دل بکنی. شاهد مثال موریس ژار. اولین باری که خواندم سازنده موسیقی فیلم محمد رسول‌الله است، دیگر نتوانستم فراموشش کنم. همان‌گونه که هرگز نتوانستم موسیقی آن فیلم را از یاد ببرم. هر بار که آهنگ حماسی این فیلم را می‌شنیدم، روحم می‌لرزید و بر جا میخ‌کوب می‌شدم. آن طربِ وقت ورود پیامبر به مدینه که دیگر واویلا! هر بار هم حیرانی‌یم بیش‌تر می‌شد. مگر او در اذان چه دیده بود که بر مبنایش چنین موسیقی تکان‌دهنده‌ئی ساخته بود؟! ‌هر اذانی می‌شنیدم و با هر مؤذنی، از خود می‌پرسیدم آیا او این را شنیده بود که چنین موسیقی از آن بیرون کشید؟ تلاش بیهوده‌ئی بود. ژار اذانی در کشور عربی شنیده بود. اما نه به گمانم از رادیوی دولتی. حتما در یکی از گشت‌وگذارهایش، از مؤذنی در روستای دورافتاده در برهوتی و آن‌وقت چنان تکان خورد که این اثر سترگ را پدید آورد. آن‌وقت از خود می‌‌پرسیدم این همان رازی است که دکتر شریعتی از آن پرده برداشته است؛ او جائی گفته یا نوشته بود (نقل به مضمون) آن‌که در مشهد شنونده من است، کم‌تر حرف مرا می‌فهمد تا آن که در تهران است. و آن‌که در سوربن فرانسه پای سخن‌رانی من می‌نشیند، اسلامی را که عرضه می‌کنم، به‌تر از هر ایرانی می‌فهمد. موریس ژار هم وقتی به سرزمین اسلامی پا گذاشت، همان بیگانه‌ئی بود که زیبائی‌شناسی اذان را به‌تر از هر مسلمانی درک کرد که از کودکی شنونده‌اش بود؟! به‌یقین در گوش‌ بری از غبارِ عادتِ جان ِ موریس ژار حادثه شگرفی رخ داد که چنین توانسته است روح و جان مسلمان و غیرمسلمان را بنوازد؛ تا ‌آن‌‌جا که موسیقی زیبا و حماسی محمد رسول‌الله نامزد جایزه اسکار شود. پس سلام بر آن همایون‌‌دَمی که موریس ژار با موسیقی محمد رسول‌الله زاده شد و دیگر نمرد.g

11 فروردین 1388

 

 

 

 

 

  

 



 



 

 

 

 

 

 

 



جلد   .  
صفحه اول   .   درباره ما  .   شماره های پيشين  
   
از دل برآيد  .  روز من   .   گزارش   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز  
   
   نی‌ستان   .   هزارتو   .   گفت و گو   .  
نامه   .    آینه های دیگر   .   English
 
این‌سو و آن‌سوی متن