و این هم انشای عید پرگل که در آخرین ساعتهای تعطیلات نوشته است!
سردبیر
وقتی عید نوروز میشود، آدمهائی که در ایران هستند، سعی میکنند
همهچیز خود را عوض کنند، الّا یکی که از همه مهمتر
است:
خانهتکانی
دل و عوض کردن راه و روش بد.
خود من همیشه بهمناسبت اتفاقهای خوب
سعی میکنم بیشتر تلاش کنم و راه و روش تنبل بودن را کنار بگذارم. اما
مهمتر از این، عوض کردن راه و روش قلبم است و اینکه سعی کنم کینهها
را دور بریزم و در عوض دوستداشتن را به قلبم راه بدهم. امسال هم
میخواهم این کار را بکنم. اما برعکس هر روز به تعداد کینههائی که در
قلبم دارم، اضافه میشوند. میخواهم در قلبم زلزله کوچکی بیاید و این
الماسهای سیاه کینه تکان بخورند و بشکنند و نور به داخل آنها نفوذ
بکند و سفید شوند. و پس از آن هر کس به قلبم نگاه کرد، بگوید: «چه قلب
زیبا و نورانی داری!»
اما هنوز این اتفاق نیفتاده و من هم تا به امروز کار مهمی از این بابت
نکردهام و هنوز قلبم تاریکخانه است. البته پیشبینی خوبی برای سال
جدید نکردم. ولی هنوز در بین آن الماسها نور امیدی وجود دارد.g
14 فروردین 1388