دارالترجمه رسمی
آبيز
 
مرکز فوريت‌های ترجمه

ميدان تجريش، جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
 
جنوب شرقی ميدان انقلاب  بالای بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

________

نشر
 افلیم بوکز
(انگلستان)

نسخه انگلیسی
سمفونی مردگان

 عباس معروفی

ترجمه
لطف‌علی خنجی

ــــــــــــــــــــــــــ

نشر آفرینگان
66460099-0121

مسیو ابراهیم
اریک امانوئل اشمیت
 
عباس معروفی
وحید مقدم
________

نشر ققنوس

66460099-0121

دریاروندگان جزیره آبی‌تر
عباس معروفی
________

نشر ققنوس
66460099-0121

پیکر فرهاد
عباس معروفی
________
 

نشر ققنوس

66460099-0121



سال بلوا
عباس معروفی

________

 فرهنگ ایلیا
3244732-0131


 
سخن آینه‌ها
مجموعه گفت‌و‌گوهای شماره 1-
30 آینه‌ها

الهام یکتا
___________

نشر ققنوس

66460099-0121



ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________
 

نشر زریاب
(نشر زوار)
66491580-0121


 

چشمه عشق

نرگس (الهام) یکتا
ـــــــــــــــــــــ


نشر
مرداد
(نشر زوار)
66491580-0121



خانه‌ئی برای عشق

نرگس (الهام) یکتا ___________


نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان
0121-88723936

آینه‌ها
دفتردوم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

نشر
فرهنگ‌ستان هنر

هنر معاصر آفریقا  سیدنی لیتل‌فیلد کاسفر

ترجمه
 علی‌رضا آبیز

____________

نشر آبیز

روایت عشق و مرگ سرجوخه کریستف ریلکه

 
راینر ماریا ریلکه
ترجمه
 علی‌رضا آبیز

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

نشر ثالث

اسپاگتی با
سس مکزیکی


علی‌رضا آبیز
___________
 

نشر نارنج

نگه‌دار باید
پیاده شویم


علی‌رضا آبیز
___________
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یلدای جهان

 

مشتی پرنده

بی‌واژه حضور

مشتی صدای/ بی‌خنده

 

جهان

تکرار نتی بی‌فرجام

که به جست‌وجوی آشیانه‌اش

ورق می‌زند

خطوط عقربه‌ها را

و ثانیه‌هایش را

به شعرهای من

می‌ریزد

 

این برف پرشکیب

یلدای کدام قصه را

تسبیح شبانه می‌زندg

صفحه‌های 68- 69 صداهای ریخته مسعود بیزارگیتی

نشر فرهنگ ایلیا

 


 

 

یر به یر

علی‌رضا پنجه‌ئی

 

 

 

 

 

شب از نیمه می‌گذرد

نیمی رفیق نیمه‌راه منم

نیمی هم اوست

19 دی 1370

 

 

 

 
 

 

 

 

 

من اگر نمی‌نوشتم الکلی علاج‌ناپذیری می‌شدم. سرگشته شدن و ناتوان ماندن از نوشتن، وضعیتی است عام. دلیل نوشیدن هم همین است. آدم در همان لحظه‌ئی می‌نویسد که می‌بیند سرگشته است و چیزی ندارد که بنویسد، یا که از دست دهد، آن‌هم وقتی که کتاب حی و حاضر جلومان است و داد می‌زند خواهان تمام شدن است. پس می‌نویسیم. آدم مجبور است تن به خواستش دهد. امکان ندارد کتابی را پیش از نگارش کامل برای همیشه کنار گذاشت، یعنی پیش از جدا و آزاد شدن از شما که نویسنده‌اش هستید. این کار همان‌قدر تحمل‌ناپذیر است که جنایت. باور ندارم من این گفته دیگران را: «دست‌نوشته‌هایم را پاره کردم، دور ریختم.» نه، باور ندارم؛ مگر این‌که بگوئیم  آن نوشته برای دیگران نوشته نشده بوده، یا این‌که در حد کتاب نبوده.

صفحه 18 نوشتن، همین و تمام مارگریت دوراس

ترجمه قاسم روبین، انتشارات نیلوفر

 

 

 

 

 

 

 

 

- تو را تنها از دست‌های پریده‌رنگت می‌شناسم

چرا همیشه چهره خود را با این کهنه سیاه می‌پوشانی؟

چگونه بازگشته‌‌ئی؟

ابرهای سیاهی که تو را فرا گرفتند

در دوردست‌ها تا آخرین قطره باریده‌اند

پس چگونه بازگشته‌‌ئی؟

من هم چیزی به خاطر نمی‌‌آورم

تنها می‌دانم چهره‌ئی نداشت

ما بر کناره‌ها می‌سائیدیم درست مثل تاریکی

می‌دانستم هنوز آن گربه کور بر درگاه نشسته است

هنوز موج‌ها پلک می‌زنند

هنوز از کوچه‌ئی به کوچه دیگر می‌پیچم

از پشت روزن‌ها سر می‌کشم

جائی که ما همیشه حضور داریم

 

- چال زنخدانم! کیسه سرمه‌دانم!

نمی‌‌خواهم استخوان‌های گونه‌ام را ببینی

نمی‌خواست مرا به‌جا آوری!

نیمه دیگرم را برای همیشه پنهان کردند

آخرین قطره هنوز در راه است

من چیزی نمی‌‌دانم، نمی‌‌دانم، نمی‌دانم...

به یاد نمی‌آوری! به یاد نمی‌آوریم

هلال‌ها و حلقه‌های شکسته ما را با خود می‌بردند

مثل تاریکی، درست مثل تاریکی

و تو از انباشت لحظه‌ها فربه می‌شدی

اما مسلخ تو این‌جاست

پشت سایه‌های آب

جائی که هم‌زاد تو خفته است

تو غایبی، غایب!

 

 

صفحه 6 سایه‌های نیاسرم کیوان قدرخواه

نشر نقش خورشید

 

 

 

 
 

 

 

 

 

متن زیر در شماره هفتم آینه‌ها (یک تیر 1384) درج شده بود.

سردبیر

 

 

 

 

پدر یوکو اما جز جنبه‌های منفی برف را در نظر نداشت. به‌زعم او، سودای غریب پسرش درباره برف، ای بسا گذران فصل سرما را بر او دشوارتر می کرد.

ـ برف سپید است؛ هم از این رو است که ناپیدا است و سزاوار بودن نیست.

طبیعت را منجمد می‌کند و آن را می‌پوشاند. ‌چنان پر نخوت است که موجود زنده را به تندیس یخی تبدیل می‌کند.

  -هم‌واره در حال تغئیر است، پس بدان اعتباری نیست.

  -لغزنده است و کیست آن که سُر خوردن روی برف را دوست داشته باشد؟

  -به آب تبدیل می‌شودـ این درست‌ـ اما هنگام ذوب شدن ما را نیز در خود غرقه می‌سازد.

 از سوی دیگر یوکو پنج خصیصه متفاوت در نظر داشت وهر کدام از آن مشخصات برای وجهی از وجوه سرشت هنرمندانه او جالب بود.

  -سپید است به‌سان خلوص شعر ناب.

  -طبیعت را منجمد می‌کند و آن را می‌پوشاند، پس هر منظری را به نقشی بدل می‌سازد.

 - هم‌واره در حال تغئیر است به‌سان کتیبه‌ئی. از این‌رو برای تجسم کلمه برف، هزاران راه وجود دارد.

  -لغزنده است پس رقصی را ماند؛ چه، در میان برف، همه ما به رقصندگان می‌مانیم و تعادل خود را به‌سان بندبازان حفظ می‌کنیم.

 -خود را به آب تبدیل می‌کند، پس نغمه را ماند؛ در بهاران، جوی‌باران و نهرها را به نغمه نت‌های سپید و روان تبدیل می‌کند.

                            صفحه‌های 19-‌21 برف مکسنس فرمین

                                    ترجمه دکتر احمد سلامت‌راد

                               انتشارات روشن‌گران و مطالعات زنان

 

 

 

 

 
 

 

 

 

 

متن زیر در شماره 14 آینه‌ها (یک آبان1384) درج شده بود.

سردبیر

 

 

 

چراغ دیگری روشن کن ای تاریخ

ارسطو رشته تسبیح منطق از کفش بگسیخت

فلاتون در قفای سایه خود کودک‌آسا رفت

طناب کهنه رنگین‌کمان‌ها زیر پایش پاره شد افسانه‌هایش ریخت

 

                                             صفحه 11 ریشه‌های شب منوچهر آتشی

                                                            انتشارات نگاه

 

 

 

 

 

 

 

 

متن زیر در شماره 14 آینه‌ها (یک آبان1384) درج شده بود.

سردبیر

 

 

 

 

آنتون چخوف: در این جهان به متانت نیاز داری. تنها آنان که متانت دارند، می‌توانند چیزها را به روشنی ببینند، منصف باشند و کار کنند... .

آرزو  دارم که مدت پنج سال در جائی به گوشه‌ئی پناه گیرم و آثاری بپردازم جدی و وسواس‌آمیز. به مطالعه نیاز دارم، به آموختن همه شیوه‌های قلم‌زنی، زیرا در قیاس با نویسنده‌ راستین، نادانی تمام‌عیارم؛ به نوشتن از سر وجدان نیاز دارم، با احساس و هوش‌مندی، نه هر ماه پنج دفتر، بل یکی به هر پنج ماه.

    

                                             صفحه 184 چخوف هانری تروایا

                                                ترجمه علی بهبهانی

                                                 انتشارات ناهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

جلد   .   صفحه اول   .   درباره ما  .   شماره هاي پيشين  
   
از دل برآيد  .  روز من   .    فیلم نامه   .   از اين نگاه   .   شعر   .    نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز  
   
از اين قلم   .   هزارتو   .  
 نامه   .    آینه های دیگر   .   
English
 
این‌سو و آن‌سوی متن