نوشتن، همین و تمام
مارگریت دوراس
قاسم روبین
انتشارات نیلوفر
چاپ سوم
1381
1650 نسخه
در نوشتن، همین
و تمام مارگریت دوراس به صدای بلند فکر
میکند. او از عزلت یکدههئییش در خانهئی در نوفللوشاتو میگوید و
هم و غمش این است که شرح دهد در مورد "نوشتن" چگونه میاندیشد:
عزلت نوشته عزلتی است که نوشته بدون آن حاصل نمیشود، یا بهصورت
تکهتکههای بیخونی از آب درمیآید که دوبارهنوشتن را اقتضا میکند.
نوشته خونباخته اصلا مطلوب نویسنده نیست. مهمتر از همه اینکه نوشتن
را هیچوقت نباید به این یا آن منشی دیکته کرد، حتا اگر منشی زبدهئی
باشد. در این مرحله به ناشر هم نباید داد بخواندش.
بین کسی که کتاب مینویسد و اطرافیان او همیشه باید نوعی جدائی باشد.
عزلت همین است، عزلت نویسنده، عزلت نوشته. در ابتدا آدم به سکوتی
میاندیشد که در اطرافش وجود داشته. و در عمل، در هر قدمی که به
خانهئی میگذاریم، در تمام اوقات روز، در تابش نور، خواه نور بیرونی
و خواه نور لامپهای روشن در روز، این عزلت واقعی اجسام، این عزلت
خدشهناپذیر، بهصورت عزلت نهفته در نوشته در میآید. این موضوع را با
کسی در میان نگذاشتهام. همانوقتها، در دوره عزلت نخستینم، کشف کرده
بودم کاری که باید بکنم نوشتن استت. همان وقتها ریمون کنو متقاعدم
کرده بود. داوری ریمون کنو تنها در این جمله خلاصه میشد: «جز نوشتن
هیچکاری نکنید، بنویسید... .» نوشتن تنها چیزی بود که زندگییم را
سرشار و دلپذیر میکرد. و مینوشتم. کلمه هیچوقت مرا رها نکرده است.g
جلد .
صفحه اول .
درباره ما
.
شماره هاي پيشين
از
دل برآيد . روز
من .
فیلم نامه .
از اين نگاه .
شعر .
نقد .
معرفی کتاب
.
برگ سبز
از
اين قلم .
هزارتو .
نامه
.
آینه
های دیگر
.
English
اینسو و آنسوی متن