دارالترجمه رسمی
آبيز
 
مرکز فوريت‌های ترجمه

ميدان تجريش، جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
 
جنوب شرقی ميدان انقلاب  بالای بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

________

نشر
 افلیم بوکز
(انگلستان)

نسخه انگلیسی
سمفونی مردگان

 عباس معروفی

ترجمه
لطف‌علی خنجی

ــــــــــــــــــــــــــ

نشر آفرینگان
66460099-0121

مسیو ابراهیم
اریک امانوئل اشمیت
 
عباس معروفی
وحید مقدم
________

نشر ققنوس
66460099-0121



آونگ خاطره‌های ما

عباس معروفی
________

نشر ققنوس

66460099-0121

دریاروندگان جزیره آبی‌تر
عباس معروفی
________

نشر ققنوس
66460099-0121

پیکر فرهاد
عباس معروفی
________
 

نشر ققنوس

66460099-0121



سال بلوا
عباس معروفی

________
 

نشر ققنوس

66460099-0121


 

سمفونی مردگان

عباس معروفی
________

  
کتاب روشن
منتشر می‌کند

آینه داستان

گزینش و نقد
الهام یکتا
ـــــــــــــــــــــ


فرهنگ ایلیا
  منتشر می‌کند

زنانه‌نویسی آینه‌‌ها
مجموعه گفت وگو درباره زنانه‌نویسی

الهام یکتا
___________

 فرهنگ ایلیا
3244732-0131


 
سخن آینه‌ها
مجموعه گفت‌و‌گوهای شماره 1-
30 آینه‌ها

الهام یکتا
___________

نشر ققنوس

66460099-0121



ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________
 

نشر زریاب
(نشر زوار)
66491580-0121


 

چشمه عشق

نرگس (الهام) یکتا
ـــــــــــــــــــــ


نشر
مرداد
(نشر زوار)
66491580-0121



خانه‌ئی برای عشق

نرگس (الهام) یکتا ___________


نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان
0121-88723936

آینه‌ها
دفتردوم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان
0121-88723936

آینه‌ها
دفتر یکم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________


نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان
0121-88723936



مرگ رنگ

درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

نشر
فرهنگ‌ستان هنر

هنر معاصر آفریقا  سیدنی لیتل‌فیلد کاسفر

ترجمه
 علی‌رضا آبیز

____________

نشر آبیز

روایت عشق و مرگ سرجوخه کریستف ریلکه

 
راینر ماریا ریلکه
ترجمه
 علی‌رضا آبیز

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

نشر ثالث

اسپاگتی با
سس مکزیکی


علی‌رضا آبیز
___________
 

نشر نارنج

نگه‌دار باید
پیاده شویم


علی‌رضا آبیز
___________
 

 

 

 

 


آوای شمال

 

 

 

 

 

ویژه هنر و ادبیات

شنبه 16 شهریور 1387

سال هفدهم، شماره 1581

در این شماره مطلب‌های زیر به چشم می‌خورد:

- داستان "آتش، گرما، زندگی" از پرگل م.

- داستان "من مثل پدرم هستم" از محمود بدرطالعی

- سرمقاله "محمود درویش، شاعر انقلابی" از مسعود بیزارگیتی

- داستان "فلورانس" از مجید دانش‌آراسته

- شعری از مجید روان‌جو

- شعری از محمد زندی

- شعری از پایا فرهنگ‌فر

- شعری از سعید محمدحسنی

- مقاله "احساس زیباشناختی و درک هنر مفهومی" از محمدتقی مرتاض هجری

- فرهنگ‌نامه اهل قلم گیلانی از بهزاد موسائی

- دو شعر از ویلیام باتلر ییتس

در ضمن محمد آقازاده، طاهر طاهری، ابوالقاسم مبرهن و حیدر مهرانی به پرسش مسعود بیزارگیتی در مورد ممیزی پاسخ گفته‌اند که از آن میان پاسخ مبرهن را برگزیدم:

به سؤال مطرح‌شده می‌توان این‌گونه پاسخ داد:

آیا هدف از "ممیزی" سوق‌دادن جامعه به سوی "اخلاق" است؟

آیا در پنجاه سال گذشته "ممیزی" به نتیجه‌های مثبتی رسیده است؟ اگر رسیده است، این نتیجه‌ها چه بوده‌اند؟

در سال‌های اخیر شاهد چاپ و ترجمه کتاب‌هائی بوده‌ئیم که از دیوار بلند "ممیزی" به سلامت گذشته‌اند و پس از چندی با "زمزمه، پچ‌پچه" همین کتاب‌ها از بازار جمع‌آوری شده و در بازار آزاد به چندین برابر قیمت واقعی فروخته شده است که سود حاصله از این فروش نیز به جیب دلالان و سودجویان ریخته شده است.

من اسم دیگر "ممیزی" را می‌توانم بگذارم هیاهوئی برای هیچ. چرا؟  

می‌دانیم خوانندگان داستان کوتاه، شعر، رمان همیشه خوانندگان محدودی بوده است. با توجه به شمارگان این آثار در جامعه میلیونی ما که همیشه دو تا پنج‌هزار در حداکثر شمارگان بوده است، داستان کوتاه، رمان و شعر جدی همیشه کم‌ترین خواننده را داشته‌اند. پس چه جای شکر و شکایت ز نیک و بد؟

اصولا طرح سؤال بدین شکل نگران‌کننده است. در خانه اهل‌قلم چه جای چنین سخنی. نگاه به اصل ممیزی باید اصلاح شود. آن‌هم در جهانی که چه بخواهیم و چه نخواهیم، انفجار اطلاعات در هر ثانیه خبر از نو شدن دنیای کهنه‌ئی دارد.

نگذاریم داستان‌‌های کوتاه ما کوتاه‌تر شود.g

 

 

 

 

بخارا

 

 

 

 

شصت‌وششمین شماره مجله بخارا با تصویری از فردوسی منتشر شد و از روز یك‌شنبه 17 شهریور در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت. آن‌چه در این‌ شماره‌ می‌خوانید، عبارتند از:

 سرمقاله/ علم‌ و جهل‌/ دكتر هوشنگ‌ دولت‌آبادی‌، نقد ادبی/ خویش‌كاری‌ فردوسی/ دكتر ژاله‌ آموزگار، خیام؛ شاعر لحظه‌های‌ برق‌‌آسای‌ حضور/ دكتر داریوش‌ شایگان/، مویه‌هائی‌ به‌ یاد كشور جم‌ (در شناخت‌ ادیب‌الممالك‌ فراهانی‌)/ كام‌یار عابدی، زبان‌شناسی/ رابطه‌ زبان‌ و تفكر/ دكتر محمدرضا باطنی، سیاست/ تروتسكی‌ و تراژدی‌/ جورج‌ استاینر/ دكتر عزت‌الله‌ فولادوند، پژوهش/ هویت‌ ایرانی‌ به‌ سه‌ روایت/ دكتر احمد اشرف‌، تاریخ/ بهرام‌ چوبین‌ در كجا كشته‌ شد؟/ همایون‌ صنعتی، ایران‌شناسی/ تازه‌ و پاره‌های‌ ایران‌شناسی/ ایرج‌ افشار، گزارش‌ همایش‌ خلیج‌ فارس‌ در نشر فرزان‌ روز، خلیج‌ فارس‌، گذشته‌، اكنون‌ و آینده‌ / احمد اقتداری، تاجیك‌ستان/ كتاب‌ها و نشریه‌هائی‌ از تاجیك‌ستان‌ (8)/ مسعود عرفانیان، یادداشت‌هایی‌ از ژاپن/ از چشمه‌ خورشید/ دكتر هاشم‌ رجب‌زاده‌، از نگاهی‌ دیگر/ این‌ مردم‌ نازنین/ رضا كیانیان، شعر جهان/ زیبائی‌ مرگ‌/ جبران‌ خلیل‌ جبران/ علی‌ اسدیان، شعر فارسی/ بیزارم‌ از جدال/ سیمین‌ بهبهانی، تو رودكی‌ را ای‌ ماه‌رو كنون‌ بینی/ دكتر سیروس‌ شمیسا، غزال‌ بخت‌ من/ دكتر تورج‌ ره‌نما، تازیانه/ مهندس‌ حسین‌ اكبری‌ (سمن‌)، جدائی/ خسرو شافعی، ساختگی‌/ احمد نجاتی، شبیخون‌ عشق/ حسین‌ اسماعیلی‌ (ساكت‌)، رقص‌ آرزو/ حسین‌ بوشهری، سكوت/ علی‌ سروری، دعای‌ عشق/ آویزه‌ها (3)/ میلاد عظیمی، گفت‌و‌گو/ برادر جوان‌‌مرگ‌ در خاطره‌ خواهر كهن‌سال‌  (گفتگو با بهجت‌ اسفندیاری‌)/ انوش‌ صالحی، خاطرات/ تفننی‌ در سطح‌ عالی‌/ سید محمدعلی‌ شهرستانی، پریای‌ من‌/  گزارش‌ مراسم‌ شب‌ جان‌ كیج/ علی‌ ده‌باشی، تجربه‌ و تصادف/ پیمان‌ سلطانی، جان‌ كیج‌ و موسیقی/ نادر مشایخی، سومین‌ دوره‌ جایزه‌ روزنامه‌نگاری‌ دكتر مهدی‌ سمسار «امید»/ رسانا شیرشكار، گزارش‌ كنفرانس‌ طلوع‌ رنسانس‌ ایرانی‌ در دانش‌گاه‌ آكسفورد/ علی‌ ده‌باشی، گزارش‌ نمایش‌گاه‌ كارت‌‌پستال‌های‌ مشروطه‌ در تهران، بررسی‌ و نقد كتاب/ دوست‌ یا دشمن‌؟!  (نگاهی‌ به‌ خاطرات‌ علم‌)/ محمود طلوعی، در باب‌ شكستن‌ (نقد كتاب‌ گفت‌وگو با كوروش‌ لاشایی‌)/ هوشنگ‌ ماه‌رویان، معرفی‌ اولین‌ اطلسقرآن‌ به‌ زبان‌ فارسی/ دكتر محمدحسن‌ گنجی، ایستاده‌ بر باروی‌ شهر ویران‌ (بررسی‌ مجموعه‌ مقالات‌ دكتر خالقی‌)/ فرشاد قربان‌پور، «یك‌ قصه‌ بیش‌ نیست‌ اما..»  (معرفی‌ كتاب‌ دكتر محمد استعلامی‌)/ بهروز شادلو، ساعات‌ با ارزش‌ زندگی‌ وولف‌/ دیان‌ دومارژری‌/  علی‌رضا یزدانی، ویرجینیا وولف‌ و قصه‌های‌ كوتاه‌/ محمد گلبن، یاد و یادبود/ مادر زمین‌ (در سوگ‌ پروین‌ دولت‌آبادی‌)/  اسارت‌ در دنیای‌ شاعرانه‌ كلمات‌ (درباره‌ نادر ابراهیمی‌)/ حسن‌ میرعابدینی، به‌ یاد اسماعیل‌ صارمی‌/ سروش‌ مصفا، یادی‌ از منوچهر صفا، درگذشت‌ صمد سرداری‌نیا.g

 

 

 

 

مجله ادبی پیاده‌رو

 

 

 

 

 

 

مجله ادبی پیاده‌رو با مطلب‌های متنوعی در حوزه ادبیات به‌روز شد. در این شماره شعرهائی از م. مؤید، محمود معتقدی، حمیدرضا شكارسری، علی‌رضا مجابی (م.آذرفر)، احسان مهدیان، فدروس ساروی، حسین دیلم كتولی، مرتضا شاهین‌نیا، جواد گنج‌علی... و داستان‌هائی از میثم علی‌پور... و ترجمه‌هائی از اوا رنه فلت و كریستیان لوندبرگ و نقدها و مقاله‌هائی از محمود معتقدی، علی جهان‌گیری، بیژن باران، شیرزاد پیك‌حرفه، علی حسن‌زاده عرضه شده است.g

 

 

 

 

پای‌گاه جایزه ادبی ایران

 

 

 

 

 

 

ششمین شماره پای‌گاه جایزه ادبی ایران با مطلب‌های زیر به‌روز شد :

- روی‌دادی فراتر از یک جایزه/ محسن سراجی

- مروری بر برجسته‌ترین آموزه‌های اجتماعی شعر پروین/ محمد مرادی

- این شاه‌کار را آن ابله نوشته است/ خالد رسول‌پور

- جستاری در غزل/ مهدی موسوی

و ...g

 

 

 

 

بررسی آفرینه های شعری محمد علی سپانلو

در خانه فرهنگ گیلان

مزدک پنجه‌ئی

 

 

 

 

 

 

جمعه یک شهریور1387 خانه فرهنگ گیلان مراسمی در بزرگ‌داشت محمدعلی سپانلو برگزار کرد. ابتدا پیام تلفنی سپانلو پخش شد. او گفت: «سلام می‌کنم به بچه‌های گیلان. سی‌وپنج  سال پیش بود که من شبی میهمان دانش‌گاه گیلان بودم. آن دیدار من با گیلانی‌ها خاطره‌انگیز و باشکوه بود.

همیشه گیلان برای من پای‌گاه دوستانم بوده؛ از صالح‌پور یاد کنم که از نوجوانی دوستش بودم و کارهایم در  ویژه‌نامه‌هایش چاپ می‌شد تا اکبر رادی عزیزم که اخیراً در گذشته. این‌ها دوستان بسیار مورد علاقه من بودند که همیشه خاطرشان برایم عزیز بوده است. گیلان را همیشه به خاطر پای‌مردی دوستان اهل هنر و ادبیاتش دوست داشته‌ام. به تمام دوستان سلام مرا برسانید.»

این پیامِ محمد علی سپانلو بود که ساعت 18:30 پنج شنبه 31 مرداد ماه 1387 خطاب به علی‌رضا پنجه‌ئی، مسؤول گروه شعر و عضو هیأت مدیره خانه فرهنگ گیلان به مناسبت بررسی آفرینه‌های شعری محمدعلی سپانلو در حلقه شاعران پنج‌‌شنبه‌های همیشه خانه فرهنگ گیلان ایراد شد.  

سپس علی‌رضا پنجه‌ئی؛ مسؤول گروه شعر خانه فرهنگ گیلان مختصری از زندگی‌نامه ادبی سپانلو بیان کرد. او گفت: «خوش‌حالم در هنر و ادبیات کادح مصاحبه خوبی با سپانلو داشتم. آن‌زمان هم‌راه بهزاد عشقی و مرحوم محمدتقی صالح‌پور که پیش‌کسوت و بزرگ‌تر ما بود، عضو شورای سردبیری هنر و ادبیات کادح بودم. ما بین سه شعر ارسالی که باید هم‌راه مصاحبه چاپ می‌شد، شعر تازه‌سروده‌شده "نام تمام مردگان یحیا است"* را برای چاپ برگزیدیم. خوش‌حالم این شعر برای اولین بار در کادح چاپ شد. زیرا از شعرهای ماندگار فارسی است.

در آثار شعری سپانلو شما چهره جامعه‌شناس و کارشناس خبره جغرافیای شهری را می‌بینید. او با تمام کوچه‌پس‌کوچه‌ها، آداب و رسوم تهرانی‌های اصیل آشنا است. در شعر سپانلو ما گردوغبار نشسته بر چهره واقعی تهرانی را زدوده و شفاف می‌یابیم که اکنون تهران غربتی‌ها و مهاجران است تا تهران تهرانی‌ها. شعر سپانلو اگر می‌خواهد تصویری بیافریند، با تخیل ویژه و دست‌نیافتنی و اندیشه برآمده از جامعه‌شناسی، جغرافیای شهری و تاریخ‌نگاری هم‌راه و ادغام شده است.

در واقع سپانلو بعد از نیما شکل‌های دیگری از افسانه را در منظومه‌ها پی گرفته و به‌ نوعی منظومه افسانه را در فرم‌ها و ساختار بدیع‌تری ارتقا بخشیده است. اگر چه افسانه نیما از تخاطبی عاشقانه و دراماتیک بر خوردار است، اما سپانلو  وجه دراماتیک را در بیان عشق با تخاطب تاریخی و نه عاشقانه عرضه می‌کند و این از وجوه تمایز منظومه‌سرائی نیما و سپانلو است.

اگر چه در دهه هفتاد بعضاً مدعی چندصدائی و پلی‌فونیک شده‌اند، اما طرح این موضوع با نیما، آن‌هم در شعرهای دراماتیکش و منظومه‌های سپانلو به شوخی یا فرصت‌طلبی که از جهل و نشناختن مخاطب جوان سود می‌جوید، بیش‌تر شبیه است.»

پس از علی‌رضا پنجه‌ئی، فرزندش مزدک سخن‌رانی کرد. او صحبتش را با یاد خاطره‌ئی از محمدعلی سپانلو آغاز کرد: «در نمایشگاه کتاب تهران در سال 84، آقای سپانلو قبل از شعرخوانی به ما گفت "من تمام کوچه‌پس‌کوچه‌های تهران را مثل کف دستم می‌شناسم. در شعرهای امروز تهران‌نشین‌ها، شما فرهنگ تهرانی را مشاهده نمی‌کنید. خب این طبیعی است. به این خاطر که این‌ها همه مهاجر هستند و هیچ نزدیکی با آداب و سنن و فرهنگ تهران قدیم و و دغدغه‌ئی نسبت به آن ندارند.»

در ادامه مزدک پنجه‌ئی شعری از سپانلو را خواند که در آن به محله‌های تهران اشاره می‌شد. آن‌گاه صحبتش را درباره سپانلو پی گرفت: «سپانلو به نظر من یکی از وفادارترین شاعران به نیما است. زیرا نیما معتقد بود باید در شعر از گفت‌وگوی دونفره پرهیز کرد و به مسائلی چون طبیعت و مدنیت شهری رو آورد. در برخی شعرهای سپانلو، من تکنیک‌های مورد نظر نیما را به‌وضوح مشاهده می‌کنم.»

مزدک پنجه‌ئی هم‌چنان اشاره کرد: «نیما معتقد بود باید از این من ِ برتر در شعر دست شست و به شعر چندصدائی اعتقاد داشت. او می‌گفت می‌توان از ظرفیت‌های نمایش‌نامه در شعر بهره جست. همان‌طور که اشاره کردم، سپانلو در چند شعر خود از این ظرفیت استفاده بهینه برده است و شعرهائی با عنوان "نمایش‌نامه شعر" به مخاطبانش عرضه کرده است.»

در بخش دیگری از جلسه، علی رمضانی؛ مترجم جوان با تکیه بر برخی مبانی نظری فلاسفه معاصر هنر، تراژدی را در آثار سپانلو مورد ارزیابی قرار داد. اما علی‌رضا پنجه‌ئی کاربرد طنز و نوستالژی را با تراژدی مغایر دانست و سپانلو را شاعری ندانست که در آثارش بر تراژدی و اسطوره تأکید ویژه داشته باشد. او غرابت مخاطب با فرهنگ شعری سپانلو را به تلقی موهوم بهره شاعر به طور مطلق از اسطوره و تراژدی منجر دانست. اما عباس گلستانی نیز به تعریف دیگری از تراژدی اشاره داشت.

کامران دهلوی نژاد؛ مدرس فلسفه هنر بر پای‌بندی سپانلو به شعر نیمائی و نیز ‌به‌رغم بهره جستن از وزن و فرهنگ غنی اسطوره‌سازش، به مخاطب‌گریزی و وجود مانع‌هائی برای ارتباط هر چه بیش‌تر مخاطب با شعرهایش تأکید کرد.

علی‌رضا پنجه‌ئی در مقام پاسخ به وی عنوان کرد: «مخاطب بدون غور جدی در شعرهای سپانلو به‌هیچ‌وجه با تورق نخواهد توانست با شعرهایش کنار بیاید. زیرا بر شعرهای سپانلو عقلانیت حاکم است؛ عقلانیتی که همه عنصرهای شعری را که می‌تواند در جذب مخاطب به شعر کمک کند، گرد خود انسجام می‌بخشد و برخورداری از شعر سپانلو فقط در گرو تلاشی است که برای شناختن جهان شاعر، زندگی و طرز تفکر او در شعر از خود نشان می‌دهیم؛ شعر سپانلو دیر به دست می‌آید، اما اگر به دست آمد، به این زودی‌ها از دست نمی‌شود.»

علی‌رضا پنجه‌ئی در پایان اشاره کرد: «حتا در اینترنت منبع‌هائی که به شعر سپانلو پرداخته‌اند، کم است. جا دارد وقتی علی رمضانی می‌گوید در متن‌های انگلیسی و فرانسه بیش از فارسی از او رد و نشان است، منتقدان ما بیش‌تر برای شناخت شعری او وقت بگذارند. زیرا لقب شوالیه و بردن جایزه اول شعری فرانسه به‌راحتی به شاعر باری‌به‌هرجهت داده نمی‌شود. ما درباره سپانلو غفلت کرده‌ئیم. سپانلو را باید چند بار نوشت تا غلط‌نویسی درباره او از یادمان برود.»g

-----------------------------------------------------------------------------------------

*                                          

به غزاله علیزاده

نام تمام مردگان یحیا است

نام تمام بچه‌های رفته

در دفترچه دریاست

بالای این ساحل

فراز جنگل خوشگل

در چشم هر کوکب

گهواره‌ئی برپاست

بی‌خود نترس ای بچه تنها

نام تمام مردگان یحیا است

هر شب فراز ساحل باریک

دریا تماشا می‌کند هم‌بازیانش را

درمتن این آبی‌چه تاریک

یک دسته کودک را

که چون یک خوشه گنجشک

بر پنج سیم برق

هر شب، گرد می‌آیند

اسفندیار مرده‌ئی (بی‌وزن، مانند حباب کوچک صابون)

تا می‌نشیند

شعر می‌خواند

این پنج تا سیم چه خوشگله

مثل خطوط حامله

گنجشک تپل‌مپل نک می‌زنه به خط سل

هر شب در این کشور

ما رفتگان، با برف و بوران باز می‌گردیم

در پنجره‌های به دریا باز

از هیاهو و بانگ چشم‌انداز

یک رشته گل‌دان می‌پبرند ازخواب‌های ناز

ما را تماشا می‌کنند از دور

که هم‌صدای بچه‌های مرده می‌خوانیم

آوازمان ، دربرف پایان زمستانی

بر آب‌های مرده می‌بارد

با کودکان مانده در آوار بمباران

درمجلس آواز، میهمانیم

یک‌ریز می‌خواند هنوز اسفندیار آن سو

خرگوش و خاکستر شدی ای بچه ترسو

دریای فردا کشت‌زار ماست

نام تمام مردگان یحیا است

آنک دهان‌های به خاموشی فروبسته به هم پیوست

تا یک صدای جمعی زیبا پدید آید

مجموعه‌ئی در جزء‌جزئش، جام‌هائی که به هم می‌خورد

آواز گنجشک و بلور و برف

آواز کار و زندگی و حرف

آواز گل‌هائی که در سرما و یخ‌بندان نخواهد مرد

از عاشقان، ازحلقه پیوند و بینائی

موسیقی احیای زیبائی

موسیقی جشن‌تولدها

آهنگ‌های شهربازی‌ها ، نمایش‌ها

در تار و پود سازهای سیمی و بادی

شعر جهان‌گردی و تعطیلی و آزادی

این هم‌سرایان نام‌شان یحیا است

و آن دهان، خواننده‌اش دریاست

با فکر احیای طبیعت‌ها، سفرها، میهمانی‌ها

دم می‌دهد یحیا

و بچه ها هم‌راه او آواز می‌خوانند

در نیلا به دریا

ای برف ببار

با فکر بهار

بر جنگل و دشت

بر شهر و دیار

ای مادر گرگ

ای چله بزرگ

هی زوزه بکش

هی آه برآر

ما از دل تو

بی‌باک‌تریم

از تندر و برق

چالاک‌تریم

با شمع و چراغ

در خانه و باغ

برف شب عید

هم‌سایه ماست

این سرود و سپید با رنگ امید

فردا که رسید

سرمایه ماست

ای برف ببار

تا صبح بهار…

نوبت‌به‌نوبت، تا شب تحویل سال نو

گنجشک‌ها و بچه‌های مرده می‌خوانند

با چشم‌های کوچک شفاف

 تا صبح، روی سیم‌های برق می‌مانند.

 

 

 

 

عصر آدینه

 

 

 

 

 

 

پای‌گاه ادبی عصر آدینه متن‌هائی از حسین آتش‌پرور، اصغر الهی، علی باباچاهی، منصور بنی‌مجیدی، اکتاویو پاز، رضا براهنی، محمد زندی، امید شمس، مظاهر شهامت، سیدعلی صالحی، عباس صفاری، مهرنوش قربان‌علی، فرهاد کریمی، شمس لنگرودی، آرش نصرت اللهی و... را در آخرین شماره خود به شبکه اینترنت ارسال کرده است.g

 

 

 

 



جلد   .   
صفحه اول   .   درباره ما   .   شماره های پيشين  
  
از دل برآيد    .    روز من    .   از اين نگاه   .    شعر    .   داستان    .   رمان   .    فیلم‌نامه    .    نقد   .    برگ سبز  
  
از اين قلم    .    هزارتو    .    گفت و گو    .  
نامه    .    آینه های دیگر   .    English
این‌سو و آن‌سوی متن