متن زیر در شماره 9
آینهها
(پانزده مرداد 1384)
درج شده بود.
سردبیر
شعرهای
ریشههای شب از سال 1336 آغاز میشوند
تا در صفحه 117 به تاریخ 5 شهریور 1382 میرسند. در این میان، بسیاری
شعرها نیز تاریخی پای خود ندارند.
در این شعرنامه كه حدود نیمقرن شاعری آتشی را دربرمیگیرد، تصویرهای
بسیاری وجود دارد كه حاصل تلاش او برای آشنائیزدائی و استفاده از
تناقضنمائی (Paradox) و استعاره عنادیه (Oxymoron) است:
كجا هستی؟
- تو را میگویم این دیرینه،
ای از سینه، ای فریاد!
برآی از غار!
پلنگ اینجا فراز قله در پرخاش
برای یورشی جانانه برجسته است
برای یورشی سوی تو، ای میشِ سفید بدر!
پلنگ اینجا گشاده كام با خشم غریبِ عشق
هوای قله اعماق را دارد
هوای ماه من در چاه
از آن برتر چكاد آه]
ص53
[
حاصل این تلاشهای تكنیكی شاعر، رسیدن به سبك
و زبان دیگری است كه خود بهخوبی بدان واقف است و حتا در شعری با عنوان
"زبان دیگر" مطرح میكند:
ای ماه ناتمام
اینك! پلنگ دامنه زاگرس
سودای مرگ دارد
خیزی به ارتفاع «دنا» اگرش نیست
چاه زلال
آئینه چكادنمائی است
]
ص71
[
دشتستان، ایل، كویر، جمازه، آفتاب داغ، بیابان، تشنگی، مار و… از عنصرهای
تصویری پربسامد ریشههای شب
است. اسطورههای ایرانی و دینی نیز جایگاه خاص
خود را در اندیشه آتشی دارند. و جالبتر از همه اینكه پس از نیمقرن
شاعری، شعر و سرایش هنوز برای وی تازه و جذاب است و بهسان شاعر
تازهنفسی از كششهای شعر و تأثیری میگوید كه بر او دارد. از میان
نمونههای چنینی موجود در ریشههای
شب میتوان به شعر "پرومته!" اشاره كرد.
هر مصراع من كه تمام میشود
با آغاز مصراع دوم
از مصراع اول
جز چند نقطه پریدهرنگ نمیماند
همینطور و هر روز
تا آخر
آخر
من
پشت میزی موریانهزده
شعر مینویسم
با این همه همیشه چایم سرد میشود
و قندان بغل دستم
و مدادی میان انگشتانم
نیست
همینطور تا آخر !…
]
صص 154-155
[
با همین شعرها هم میتوان به تمهید دیگر آتشی در این دفتر شعر اشاره
كرد. او گهگاه خویشتن، سروده یا منظورش را در خود شعر توضیح میدهد.
برای مثال علت خالی بودن قندان او در شعر "پرومته!"، در شعر "دو فنجای
چای و" بیان میشود:
صدای در كه بلند شود
دو فنجان چای روی میز من است
با یك برگ ِ «آ. چار» شعر
- به جای قند
تو اما چای مرا
زیادی شیرین كردهئی
«من دیابت دارم»
]
ص160
[
اما
اگر شاعر دیابت دارد و از صرف قند محروم است، بهسان اسلاف
نامدارش، خود به شعرش عنوان قند میدهد.g