|
|
|||||
|
|
|||||
|
نسخه انگلیسی
عباس
معروفی
مسیو ابراهیم
دریاروندگان جزیره آبیتر 66460099-0121
نشر ققنوس 66460099-0121
سمفونی مردگان
عباس معروفی
آینه داستان
گزینش و نقد
فرهنگ
ایلیا
الهام یکتا نشر ققنوس 66460099-0121
نشر
روشنگران و
آینهها
هنر معاصر آفریقا ____________
نشر
آبیز
روایت عشق و مرگ سرجوخه کریستف ریلکه ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
نشر
ثالث
اسپاگتی با
|
|
|
|||
|
|
|
![]() |
|
||
|
|||||
|
|
|||||
|
شبان گمشده
|
![]() |
||||
|
|||||
|
|
|||||
|
![]() |
||||
|
پاره آجر خشمیست که پرتاب میشود این دو دانگ فروخفته
زخمه که میشوی / بر گلوگاه پردهاش
|
|||||
|
|
|||||
|
![]() |
||||
بهار پشت پنجره میبارد بر چترهای سبز درختان و خواب ایمن گنجشکان را تا انتهای آبی رؤیاها از اضطراب ویرانی آکنده میکند. در چرخههای این شب مغشوش و ریزش پیاپی باران این پرسه هراس به ذهن پرنده میپیچد فردا چه میشود؟! و باغ آفتاب چه خواهد شد؟! فردا چه میشود و ... این درخت نازک نومید کاین چنین در بادهای سخت حادثه لرزانست پرنده در ارتفاع خشم بهاران و انفجار ابرهای پر از باران چگونه خواهد زیست؟! و ... من که جز این لانه فسرده تاریک هیچ در زیر پای و پرم نیست چکار خواهم کرد؟! آیا پرهای خستهام را باز در چشمههای درخشان نور، خواهم شست؟! و در طراوت یک روز خوب خورشیدی شکفته خواهم شد؟! و ... در باغهای بنفش بنفشه ، شراب خواهم خورد؟! و تا بلند درختان ارغوان و شاخههای شوخ سپیدار به رقص خواهم خاست؟! و باز و باز ترانه خواهم خواند و بانگ خواهم زد و با تمامی قلبم دوباره دوست خواهم داشت؟!
بهار پشت پنجره میگرید و ... زن که در انتهای خواب پریش پرنده بیدار است در گاهواره شب وحشت به خویش میگوید: در اغتشاش این شب توفان و ... این باد بیکرانه صرصر ... باران بیامان بهراستی فردا چگونه خواهد بود؟! و باغ آفتاب چه خواهد شد پرنده چه خواهد کرد و من چه خواهم کرد؟!g
|
|||||
|
|
|||||
|
![]() |
||||
|
|||||
|
|
|||||