از مزدک پنجهئی
سپاسگزارم که گزارش
روابط عمومی خانه فرهنگ گیلان را برای
آینهها
ارسال کرد.
سردبیر
به گزارش روابط عمومی خانه فرهنگ گیلان حلقه
شاعران پنجشنبههای خانه فرهنگ گیلان در تاریخ 30 خرداد 87 به نقد و
بررسی مجموعه شعر تو
با حضور شاعر؛ آرش نصرتاللهی نشست.
در این جلسه ابتدا علیرضا پنجهئی؛ مسؤول گروه شعر خانه فرهنگ گیلان
به معرفی شعر آستارا پرداخت و گفت: «سالها پیش در آستارا ما فقط با
چهرههائی چون بیژن کلکی، منصور بنیمجیدی و اکبر اکسیر مواجه بودیم،
اما خوشحالم که امروز میبینم چهرههائی چون نصرتاللهی از شاعران
جوانتر این سرزمین است و توانسته خود را بهعنوان یکی از شاعران
برگزیده شعر صلح مطرح کند.
پنجهئی در باره شعرهای نصرتاللهی گفت: «شعرهای نصرتاللهی را وقتی
میخوانی میبینی زندگی خود او است. او شبیه کس دیگری شعر نمیگوید.
شعر او بسیار سالم زیست میکند و از آفتهای شعر امروز به دور مانده.
من نصرتاللهی را به خاطر وجود جوهره شعر در کارهایش شاعر میدانم.
زیرا بسیاری شعرهای امروز از وجوه چنین جوهرهئی بیبهره هستند.
سپس نصرتاللهی چند شعر اخیر خود را (خارج از شعرهای مجموعه) برای
دوستان حاضر در جلسه خواند.
آنگاه از یکیک دوستان حاضر در جلسه خواسته شد تا بدون ملاحظهکاری
نظر خود را چه به صورت مکتوب چه شفاهی بیان کنند:
یاسر متاجی عنوان کتاب را جالب دانست و گفت: «شعرهای این مجموعه یکدست
نیستند. شاعر سعی کرده کوتاهنویسی را در اولویت کاری خود قرار دهد.
برخی شعرهای این مجموعه نیز به اشیا گرایش دارند. یکی از چیزهائی که در
این مجموعه فراموش شده، به گمان من حرکت در حوزه زبان است.»
متاجی افزود: «هر کجا شاعر از عینیت دست کشیده و به ذهنیت نزدیک شده،
موفقتر بوده است.»
اسماعیل حبیبی یکی دیگر از حاضران بود که گفت: «من فکر میکنم شعرهای
این مجموعه ضعف عمومی ندارند. اما نکتههائی دیده میشود که بیان آن
لازم به نظر میرسد. آیا اینهمه تجربه توانسته دست شاعر را بگیرد؟ آیا
شاعر همه این تجربههای بیان شده را تجربه کرده است؟»
حبیبی معتقد بود زبان در شعرهای این مجموعه نقش عاطفی دارند و در ادامه
افزود: «مخاطب در اکثر شعرها یک نفر است. نقش ادبی زبان به نظر بسیار
کمرنگ است. اما نکته دیگری که بسیار به چشم میآید این است که شاعر
مجذوب حیطه درونی خود (دنیای شخصی خود) است و از لاک خود کمتر بیرون
میآید. این فرآیند سبب میشود ما با دایره واژگانی محدودی مواجه
شویم.»
مهدی رضازاده نیز گفت: «من یاد جملهئی از اکتاویو پاز افتادم که
میگفت "شاعران زندگینامه ندارند، آثارشان زندگینامه آنها است." من
پیش از این نشست آقای نصرتاللهی را ندیده بودم، اما با شعرهایش آشنا
بودم.»
رضازاده در ادامه افزود: «زبان عاطفی شعرها عاملی جهت برانگیختن
احساسات مخاطب شده است.»
عباس گلستانی میهمان دیگری بود که معتقد بود: «ساختن جهانی از واژه و
هنجارزدائی از قانونهای جاری این مجموعه است. شعر محبوب به نظر من
شعری است که اکثریت خاموش را به سوی خود بکشاند.»
گلستانی در ادامه افزود نگاه شاعر نگاه جامعهشناختی است.
کامران دهلوینژاد نیز بر این باور بود شاعر این مجموعه هنوز نتوانسته
به زبان فارسی مسلط شود و آن را خوب بشناسد. او حتا سعی نکرده است در
گزینش شعرهایش وسواس بیشتری به خرج دهد.
دهلوینژاد گفت: «شاعر جهانبینی قابلقبولی دارد. دغدغههای
دوستداشتنی دارد که همه با آن ارتباط برقرار میکنند. اما متأسفانه
احساسانگیز نیستند. بیشتر در حوزه اندیشه باقی میمانند.
کوروش جوانروح نیز گفت: «شاعر رفتار سالم و زبان سلیسی دارد.
عدمقطعیت کارکرد شعر را در ذهن مخاطب چند برابر کرده است.»
وی افزود: «حضور بیش از اندازه معشوق در اشعار شاعر نقطهضعف کار به
نظر میرسد. چون گفتمان دو نفره شخصی را پدید میآورد که شاعر را در
وضعیت چندصدائی قرار نمیدهد.»
مزدک پنجهئی نیز طی صحبتش گفت: «موضوعهائی چون نفت، غذا، جنگ و صلح
بیشترین دغدغه شاعر است. اینطور به نظر میرسد که او نماینده سازمان
ملل برای بیان چنین مفهومهای کلانی در شعر است.»
به اعتقاد پنجهئی زبان در شعرهای نصرتاللهی روائی- تصویری است. شاعر
آنقدر مخاطب را در روایت غوطهور میکند که جائی برای تصویر باقی
نمیگذارد.
او در پایان افزود کلمه به تنهائی نمیتواند تصویرگر فاجعه باشد. گاهی
باید از درون فاجعه به بیرون نگریست.»
قلیزاده نیز اظهار داشت: «ردپای بعضیها در بعضی کارهای این مجموعه
کاملاً مشهود است. به اعتقاد من طنز در این شعرها جزو نقاطضعف شاعر
است. چون از پس آن برنیامده و طنز به لطیفه تنه زده است.»
او در ادامه افزود: «بسیاری شعرها شکل کلاژ گونه دارند. من احساس
میکنم چیزی شاعر را به متفاوتنویسی مجبور میکند. اما چون تجربههای
او در حد عینیت میماند، به توفیق نمیرسد.»
علی رمضانی هم گفت: «نصرتاللهی بسیار اخلاقمحور است. شعری که مفاهیم
صلح را مورد تقدیر قرار میدهد، به نظر من ارزش پاسداشت دارد.(رمضانی
نقد مکتوب بلندی نوشته بود که به علت کمبود وقت، فقط بخشی از آن را
خواند.)
نصرتاللهی در پایان ضمن تشکر از خانه فرهنگ گیلان و دوستان در حلقه
گفت: «من دوست دارم شعری بگویم که شاد باشد. شعرهای امروز بسیار
غمگنانه و ناامیدوارانه است. من به ترکی فکر میکنم و فارسی مینویسم
و این از مشکلات آذریزبانها است.
لازم به ذکر است جمعی حدود 40 نفر در این نشست حضور داشتند و 10 نقد
مکتوب در کنار نقدهای شفاهی خوانده شد. متأسفانه به علت کمبود وقت تنی
چند از دوستان که خود را از دور و نزدیک (رشت، صومعهسرا، انزلی،
لاهیجان، سیاهکل، لنگرود، نوشهر، رودبار، تهران و...) به این جلسه
رسانده بودند، برای بیان نظر خود مجال نیافتند.
این جلسه ساعت 18 آغاز و 21:30 پایان یافت.