دارالترجمه رسمی
آبيز
 
مرکز فوريت‌های ترجمه

ميدان تجريش، جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
 
جنوب شرقی ميدان انقلاب  بالای بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

________

نشر
 افلیم بوکز
(انگلستان)

نسخه انگلیسی
سمفونی مردگان

 عباس معروفی
ــــــــــــــــــــــــــ

 

نشر ققنوس



سال بلوا
عباس معروفی

________

  کتاب روشن
منتشر می‌کند

آینه داستان

گزینش و نقد
الهام یکتا
ـــــــــــــــــــــ

فرهنگ ایلیا

 
 
سخن آینه‌ها
مجموعه گفت‌و‌گوهای شماره 1-
30 آینه‌ها

الهام یکتا
___________

نشر ققنوس



ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________
 

 

 


 لولیتای بی‌صدای دیگری

نگاهی به خاطرات روسپیان سودازده من گابریل گارسیا ماركز

الهام یکتا

eyektam@gmail.com

 

 

 

 

آدم‌! بیا به تماشا

بس کن ز چالش و حاشا:

هشتاد ساله‌ حوا

با بیست ساله رقیب است.

سیمین بهبهانی

 

 

در یكی از روزهای دی‌ماه كه اندك فرصت آزادی یافته‌ام، بالاخره سراغ داستان بلند خاطرات روسپیان سودازده من گابریل گارسیا ماركز می‌روم. نسخه اینترنتی آن را به ترجمه امیرحسین فطانت مدتی است در رایانه‌ام بایگانی كرده‌ام.

در یك نشست آن را می‌خوانم. ابتدایش را در بیش‌تر خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های خودمان خوانده‌ام. به زور خود را به صفحه‌های بعدی می‌كشانم به امید كشف تازه‌ئی؛ به امید آن‌چه مرا به شگفتی وادارد و تحسین و ستایش غول نویسنده‌ئی كه جهان مسحور او است. اما نومیدی‌یم را پایانی نیست. از ابتدا تا انتها پیرمردی در نود سالگی می‌خواهد به خود و دیگران اثبات كند هنوز زنده است و باز می‌تواند زنده بماند و همان‌‌گونه بزید كه در جوانی و میان‌سالی زیسته. البته مرکز ثقل این شور بقا نه در مغز یا قلب او، بل‌که در اسافل اعضایش نهفته است. او که انحراف جنسی نبوده است مرتكب نشده باشد، حال به عشق دخترک پانزده ساله‌ئی گرفتار آمده که 75 سال با او فاصله سنی دارد! او این احساس جنون‌آمیز را عشق می‌خواند. اما خواننده به تدریج درمی‌یابد آن‌چه در حال وقوع است، عشق‌نمائی است، نه عاشقی. زیرا همان‌دم كه پیرمرد از سودای دخترک بی‌تابی می‌کند، به یكی از شریكان جنسی قدیمی خود پیش‌نهاد هم‌خوابگی می‌دهد و... ! سرانجام گرچه دوباره به مثلا عشق گم‌شده خویش می‌رسد، اما به این نتیجه نهائی رسیده است که دیگر می‌تواند سرزنده و شاداب تا صد سالگی هم زندگی كند و هم‌چنان فاتح بسترها باشد! به بیان دیگر، عشق به دخترك پانزده ساله به جای رهیدن از "من"، هم‌چون گذشته در اسارت این "من" بودن است و ارضای امیالش و شادکام نگه‌داشتن آن. همین! خاطرات روسپیان سودازده من فقط و فقط همین است! و به راستی اگر گابریل گارسیا ماركز مهر خویش را بر آن نزده بود، می‌خواندیمش؟!

 

*******

 

خیلی خوش‌باور باشم، مارکز این داستان بلند را نگاشته است تا تعظیم غرای جهان امروز را در برابر سکس به تصویر کشد. اما آیا کسی هست که این را نداند؟ و آیا شور زندگی را فقط با سکس می‌توان احیا کرد؟ به نظرم در ذهن همه ما فهرست بلندی از زنان و مردانی وجود دارد که در آستانه نودسالگی جهان را با فعالیت‌های سیاسی یا اجتماعی‌شان تکان داده‌اند. آن‌ها هرگز نیاز نداشته‌اند شور زندگی را به خود تزریق کنند یا به دیگران بباورانند. صرف بودن‌شان و آن‌چه می‌کرده‌اند، عرق شرم بر گونه شور زندگی حتا جوانان نشانده است. پس به راستی اگر گابریل گارسیا ماركز مهر خویش را بر کتاب خاطرات روسپیان سودازده من نزده بود، می‌خواندیمش؟!

 

*******

 

دنیای کتاب خاطرات روسپیان سودازده من بسی پدرسالار (به‌نظرم واژه پدربزرگ‌سالار مناسب‌تر باشد) ضد زن و تک‌صدائی است. به عنوان منتقد مجبورم پا پس بکشم و بگویم لزوما این نمی‌تواند نظر نویسنده باشد. اما در دنیای آفریده‌اش، مرد نود ساله‌ئی می‌تواند برای اثبات خود به خویش‌تن و دیگران، دخترک پانزده ساله‌ئی را به تباهی بکشد. گیرم دختر، خود هم به عشق او گرفتار آمده باشد! اما به راستی دختری که می‌تواند جای "ندیده" پیرمرد باشد، دچار مشکل روانی نیست که به چنین عشقی گرفتار آمده است؟ آیا آن زمان که با جسم شکفته از سفر برمی‌گردد، پیرمرد محق است او را فاحشه بنامد، در حالی‌که خود دو بار تاج مشتری سال روسپی‌خانه‌ها را بر سر گذاشته است؟ و آیا اگر مرد نود ساله محق است برای اثبات بودنش، دخترک پانزده‌ساله‌ئی را قربانی کند، زن نود ساله‌ئی می‌تواند با پسرک پانزده ساله‌ئی چنین کند؟!

هم‌زدن لجن بس است. همین‌قدر بگویم دنیای خاطرات روسپیان سودازده من فقط کثیف، قبیح و ضدزن نیست. بل‌که بسی دور از ارزش‌های انسانی است. به راستی اگر گابریل گارسیا ماركز مهر خویش را بر آن نزده بود، می‌خواندیمش؟!

21 دی 1386

 

 


 

 

 

 

  

 



 



 

 

 

 

 

 

 



جلد   .  
صفحه اول   .   درباره ما  .   شماره هاي پيشين  
  
از دل برآيد  .  روز من   .   خاطره   .    خبر   .    از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز  
  
از اين قلم   .   هزارتو   .   گفت و گو   .  
نامه   .    آینه های دیگر   .    جوانه    .    English