|
|
|||||
|
|
|||||
|
نسخه انگلیسی
عباس
معروفی
کتاب
روشن آینه داستان
گزینش و نقد
فرهنگ ایلیا
الهام یکتا
فرهنگ ایلیا
الهام یکتا نشر ققنوس
نشر زریاب
چشمه عشق
نرگس
(الهام) یکتا
|
|
|
|||
|
|
|
||||
|
|
|||||
|
![]() |
||||
|
پرسه زدن میان گلوی خسته بیتاب قطره محال و چشمهائی كه حلقههای آویزان را میرقصند
این صداهای به صف شده رؤیاهایم را دركابوس كلمههائی دوراز دهانم خواب میبیند
نه دیگرلیوان آب نیمهشب معجزه نمیكند وكار از زوزههای پشت پنجره گذشته است
پرده را میكشم تا مجالی دیگر بر ساحل آویخته براتاقم قدم میزنم
|
|||||
|
|
|||||
|
![]() |
||||
|
خاطرهئی که برمیخيزد چرخی میزند و بوسهئی میخواهد که برود ... و میرود که بازگردد...
از خاک بر میخيزی به ﺁسمان چشم میدوزی و دستهايت ، پر از باران میشود.
از دشت میروی به شهر نزديک میشوی و ﺁوازی دور تو را تا دورها میبرد. در شهر گم میشوی و شهر تو را میبلعد.
باز زندهئی زندگی میکنی اما هنوز تا دورها میرود نگاهت. غمگينی تنهائی میترسی. تصادفا فکرهائی به ذهن من هم میرسد اما نمیدانم تو چرا... ﺁخر چرا... نه تا پائيز صبر میکنيم بعد تمام شهر را میگرديم از انگيزه تو هم که خبر دارم اما الان فقط يک بوسه شببهخير.
|
|||||
|
|
|||||