دارالترجمه رسمی
آبيز
 
مرکز فوريت‌های ترجمه

ميدان تجريش، جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
 
جنوب شرقی ميدان انقلاب  بالای بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

________

نشر
 افلیم بوکز
(انگلستان)

نسخه انگلیسی
سمفونی مردگان

 عباس معروفی
ــــــــــــــــــــــــــ

 

نشر آفرینگان

مسیو ابراهیم
اریک امانوئل اشمیت
 
عباس معروفی
وحید مقدم

________

نشر ققنوس

آونگ خاطره‌های ما
عباس معروفی

________

 
نشر ققنوس



دریاروندگان جزیره آبی‌تر
عباس معروفی

________

نشر ققنوس



پیکر فرهاد
عباس معروفی
________

نشر ققنوس



سال بلوا
عباس معروفی

________

نشر ققنوس



سمفونی مردگان

عباس معروفی
________

 کتاب روشن
منتشر می‌کند

آینه داستان

گزینش و نقد
الهام یکتا
ـــــــــــــــــــــ

فرهنگ ایلیا
  منتشر می‌کند

زنانه‌نویسی آینه‌‌ها
مجموعه گفت وگو درباره زنانه‌نویسی

الهام یکتا
___________

فرهنگ ایلیا

 
 
سخن آینه‌ها
مجموعه گفت‌و‌گوهای شماره 1-
30 آینه‌ها

الهام یکتا
___________

نشر ققنوس



ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________

نشر زریاب

چشمه عشق

نرگس (الهام) یکتا
ـــــــــــــــــــــ

نشر مرداد

خانه‌ئی برای عشق

نرگس (الهام) یکتا ___________


نشر
روشن‌گران و
مطالعات زنان


آینه‌ها
دفتردوم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان


آینه‌ها
دفتر یکم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________


نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان

مرگ رنگ
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

 

 

 

 

 

 

 

... ادبیات فمینیستی صرفا بر آثار هنرمندان زن اطلاق می شود. آثار فمینیستی به معنی اخص کلمه به آثاری گفته می شود که با نگاه زنانه به درون و برون نوشته شود. این حکم تلویحا به این معنی است که حتا آثاری که نویسندگان مرد به انگیزه‌‌های انسان‌دوستانه و حتا در مقام دفاع از مظلومیت زن و دفاع از وی نوشته‌اند، از شمول ادبیات فمینیستی بیرونند. این حکم به هیچ‌وجه از ارزش آثار نویسندگان مرد نمی‌کاهد، بل‌که تن‌ها بر این دقیقه تأکید می‌کند که نویسندگان زن در پندار، گفتار و کردار با نویسندگان مرد متفاوتند و تجربیات ذهنی و عینی متمایزی دارند.

صفحه های 57- 58

 

در سووشون می خوانیم:

کاش دنیا دست زن‌ها بود! زن‌ها که زائیده‌اند؛ یعنی خلق کرده‌اند و قدر مخلوق خودشان را می‌دانند... شاید مردها چون هیچ‌وقت عملا خالق نبوده‌اند، آن‌قدر خود را به آب و آتش می‌زنند تا چیزی بیافرینند. اگر دنیا دست زن‌ها بود، جنگ کجا بود؟ و حالا اگر نعمت‌هائی را که تو داری، از تو گرفتند، آن‌وقت چه؟ [ص193]

فرآیند طبیعی مادری، کوشش مادر برای مراقبت از مخلوقات و فرزندان خویش است. نگرانی پیوسته مادر برای سلامت فرزندان، او را محتاط، محافظه‌کار، منفعل و تحمل‌پذیر بار می‌آورد. همین ذهنیت او را وا می‌دارد تا فرزندان را از ماجراجوئی طبیعی، خطر کردن، کسب تجربه فردی و اجتماعی مستقل باز دارد.

صفحه 69

 

در ادبیات مردسالارانه، پرداختن به سیاست، دفاع از آن و ستایش ایدئولوژی انقلابی از گرایش مرد به خطر کردن، اصلاح‌طلبی و چیرگی روان مردانه در وی خبر می‌دهد. (آثار بزرگ علوی، آل‌احمد، دولت‌آبادی، احمد محمود) در ادبیات فمینیستی برعکس، هر چند ممکن است نویسنده زن به سیاست هم بپردازد اما در نهایت، نوعی ارزیابی منفی از کار و فعالیت سیاسی، نگرانی نسبت به نتایج غیرقابل‌جبران و خطرآفرین کار سیاسی و پرهیز از کشاندن غوغای سیاست به حریم خانواده آشکار است.g

 

صفحه 72 درنگی بر سرگردانی‌های شهرزاد پسامدرن جواد اسحاقیان

نشر گل‌آذین

 

 

 

 

مهدی اخوان ثالث

 

 

تو زنی مردانه‌ئی، سالاری و از مرد پیشی

جامه جنست زن است، اما

درد و غیرت در تو دارد ریشه‌ئی دیرین

کم مبین خود را که از بسیار هم بیشی

گوهر غیرت گرامی دار، ای غم‌گین

مرد یا سالار، باید بدانی این

کاندر این روزان صد ره تیره‌تر از شب

اهل غیرت روزیش درد است

خواه در هر جامعه، وز هر جنس

 

 

 

 

زنجیر بر دوش

 

کمی آن‌سوتر بنشین

بغل‌دست ستاره‌ئی

که مشق شب را

هنوز

به‌روز نکرده

تو

گرفتار

ستاره‌های کلمات

این خطوط بی‌حرمت

زنجیر روز و شبت را

بر دوش

چرخ می‌زنیg

 

صفحه‌های 46-47 صداهای ریخته مسعود بیزارگیتی

نشر فرهنگ ایلیا

 

 

 
 

 

 

بزرگ‌دایره مادر ازلی است و در ژرفای تاریک زه‌دان او جنین نرینه خودآگاه قرار دارد. اندک‌اندک این جنین رشد می‌کند و خودآگاهی از ناخودآگاهی فاصله می‌گیرد و اجزای بزرگ‌مادر یا بزرگ‌دایره، به عنوان صورت‌های نوعی مستقل، در قالب‌ نمادهای جداگانه، به ادراک خودآگاهی در می‌آیند. روح نرینه از روح مادینه یا بزرگ‌مادر از بزرگ‌پدر ازلی جدا می‌شود و در مقابل او قرار می‌گیرد. اصل مادینه هستی در قالب بزرگ- ایزد زن یا بزرگ‌مادر آفرینش نمودار می‌شود و از آن‌‌جا که تمام طبیعت و جلوه‌های آن مظهر او است، سرشتی دوگانه دارد. هستی‌بخش و مرگ‌آفرین است. مهربان و قهار است. زمین باروری ا‌ست که به فرزندان خود خوراک و ماندگاری عرضه می‌دارد و خاک گرسنه‌ئی است که آن‌ها را فرو می‌بلعد و از اجسادشان تغذیه می‌کند. او درخت و دشت و باران و بهشت و در عین‌حال پلنگ و اژدها، گورستان و دوزخ است. به تدریج خودآگاهی، این دو جنبه مادر را نیز از هم جدا می‌کند و مادینگی در قالب خدایان نیک‌نهاد، چون دیمتر و‌ آناهیتا و الهگان دیوسرشت، مانند لیلیت و گورگُن شکل می‌گیرد.

با بیرون رفتن خدایان اساطیری از افق ذهن انسانی، صورت ازلی زن در قالب گرگ و جادوگر و دختر شاه‌پریان در قصه‌های عامیانه به شکل زنان خیالی و خاکی در افسانه‌ها و ادبیات و بالاخره به صورت ایده یا مفهوم در اندیشه آدمی نمودار می‌شود.

هم‌زمان با تحول و شکل‌گیری صورت‌های ازلی، نمادهای آن‌ها نیز تغئیر می‌کنند. در آغاز بزرگ‌مادر به صورت درخت، سنگ، ماه یا کوه پرستش می‌شود. ابتدائی‌ترین نماد او ظرف است. تجربه آغازین انسان بدوی از زن تجربه‌ جسمانی است و جسم خود ظرف است که تاریکی اسرارآمیز درون آن جنبه نومینوس دارد. همه چیز از درون او سرچشمه می‌گیرد و منشأ درد، گرسنگی، تشنگی و ترس در درون این ظرف شگفت‌انگیز است. زن به عنوان موجودی که فرزندی را در بطن خود پرورش می‌دهد و در عمل جنسی مرد را به درون خود می‌پذیرد، کامل‌ترین ظرف است. در اکثر کارهای هنری انسان بدوی، بدن زن به صورت کاسه یا قوری و دیگ مجسم شده است. انسان ابتدائی جهان را در آئینه وجود خود می‌بیند و طرح اندام خود را اولین صورت یا الگوئی می‌داند که جهان از روی آن آفریده شده است. تن زن عالم صغیری است که چون عالم کبیر به ناحیه‌های گوناگون تقسیم شده است. در مرکز شکم او است که زه‌دان زمین است و پائین‌ترین حد آن جهان زیرین و تاریکی و دوزخ است. پوست او دشت باروری است که رستنی‌ها از آن می‌‌رویند و از این رستنی‌ها میوه‌های شفابخش و شراب و نوشابه‌های جادوئی (Soma) به دست می‌آید. شیر او سرچشمه باران و‌ آب‌حیات و منشأ معرفت و فرزانگی است. نفس او کلام لوگوس است.

شهرها و معبدها نیز مادینه و مادرند، زیرا همانند ظرف عظیمی آدمیان را درون خود نگه می‌دارند. در تورات و انجیل از شهرهای اورشلیم و بابل به عنوان زنان مقدس یا زناکار یاد شده است.

...

ماه، زمین، آب و جنگل، هر آن‌چه خاصیت نومینوسی دارد و در آدمی حالتی از هیبت و ستایش برمی‌انگیزد، نماد بزرگ‌مادر هستی است.

...

جانوران نیز نمادهای بزرگ‌مادرند. در اکثر اساطیر زن و جانور به هم آمیخته‌اند. آرتمیس در روزگاری خرس، هکات سگ تازی و سی‌بل شیر مقدس بوده است. خدایان مصری سر جانور و تن انسانی دارند. در آغاز، بزرگ‌بانو و حیوان یکی هستند. اما رفته‌رفته مفهوم حیوانیت از بزرگ‌مادر فاصله می‌گیرد و نماینده روح او می‌شود، به طوری که ایزیس خود زنی زیبا است و گاو نر روح او است. سپس حیوانات نماینده صفات بزرگ‌مادر می‌شوند و او را هم‌راهی می‌کنند. حتا این حیوانات نیز بعدها به صورت آدمیانی درمی‌آیند که نقاب حیوان به چهره زده‌اند. حیوانیت که نشانه خوی شهوانی یا غریزی مادر است، جای خود را به عشق و عاطفه می‌دهد و حیوانات درنده به پرندگان معصوم تبدیل می‌شوند. به طوری که مریم مقدس را با پرنده‌ئی سفید می‌بینیم و سوفیا که معرفت روحانی است، در حقیقت کبوتر مقدس روح است.g

 

صفحه‌های 16- 18 بزرگ‌بانوی هستی گلی ترقی

انتشارات نیلوفر

 

 
   

 

 

امروز بیش از پیش شاهد شرکت فعال زنان در مراتب عالی نهادهای سیاسی هستیم. به عنوان مثال، امروز دوازده زن وزیر در دولت ژاک شیراک فعال هستند. چیزی که بیست سال پیش از این کسی فکرش را هم نمی‌کرد. از این پیش‌رفت راضی هستید؟

 

[آنتوانت فوک:] نه، راضی نیستم. برای این‌که این‌ها منصوب شده‌اند و انتخاب‌شده نیستند. ارقام مربوط به زنان منتخب هنوز خیلی پائین است، فقط 6 درصد نمایندگان مجلس شورا و 4 درصد نمایندگان سنا را زنان تشکیل می‌دهند. در شوراهای شهر، درصد کمی از این بالاتر است، اما درصد شهردارهای زن قابل‌توجه نیست. در سوئد وضع بدین منوال نیست و موازنه به‌تری بین زن و مرد در جامعه وجود دارد. مسأله مشارکت سیاسی زنان مسأله بسیار مهمی است و اشتباه است اگر آن را خاص جامعه‌های پیش‌رفته بدانیم.g

 

 
 

 


نمایش‌نامه
مده‌آ درام زنی است که شوهرش او را رها کرده و او انتقام خود را می‌گیرد. این انتقام وحشت‌ناک است: او پس از کشتن زن جوانی که رقیبش بود، دو کودک خود را نیز می‌کشد. او بربر است، یک جادوگر، در او خشونتی است مخلوطی از حیله و خشم. او کلوتایمنسترای دیگر است، زنی است که به روی قلب خود خم شده، رنج می‌برد، محتاج است، تضعیف می‌شود و بالاخره خود را به دست خشم می‌سپارد. او همان رنج و احساس است. در این‌جا نیروئی غیرعقلانی در کار است که به مراتب از نیروی خرد و شعور قوی‌تر است. مده‌آ در حال کشتن دو کودکش می‌گوید: «آری، من گناه بزرگی را که جرأت به انجامش کرده‌ام، با تمام وجودم حس می‌کنم.»

قهرمانان اوریپید اغلب در انجام دادن تصمیم خود تا به آخر می‌روند و دچار تردید نمی‌شوند، اما نه همیشه. به‌خصوص در مورد زنان می‌‌بینیم آن‌چه درون‌شان می‌گذرد، هم‌واره آنان را دچار تزلزل می‌کند. آنان عمل می‌کنند، اما با دودلی  تردید، نه تردیدی منطقی و عقلانی که بر اساس استدلال محکم باشد، بل‌که تردیدی که از سردرگمی و کشمکش‌های احساسی درونی ناشی شده است. حتا مده‌آ که در اجرای تصمیم خود تا به آخر پیش می‌رود، تحت‌تأثیر احساساتش نسبت به دو کودک خود دچار تزلزل خاطر می‌شود. این روح‌های کین‌توز و ستیزه‌جو که در مسیبرهای مختلف سردرگردانند، موضوع جدیدی است در ادبیات آن دوران. هومر هم گاهی دچار تردید می‌شود، اما این تردید کاملا روشن، سبک‌سنگین شده، و هوش‌مندانه بود. برعکس اوریپید کشمکش‌های ناهنجار، غافل‌گیرکننده و عنان‌گسیخته روحی پاره‌پاره را نشان می‌دهد... .g

 

صفحه 92- 93 چرا یونان؟ هما دهقان

نشر کتاب روشن

 

 

 

ه. ا. سایه

 

 

 

بعد از نیما

 

با من بی‌کس تن‌ها شده یارا تو بمان

همه رفتند از این خانه خدا را تو بمان

من بی‌برگ خزان‌دیده دگر رفتنی‌ام

تو همه بار و بری تازه بهارا تو بمان

داغ و دردست همه نقش و نگار دل من

بنگر این نقش به خون شسته، نگارا تو بمان

زین بیابان گذری نیست سواران را، لیک

دل ما خوش به فریبی است غبارا تو بمان

هر دم از حلقه عشاق پریشانی رفت

به سر زلف بتان، سلسله دارا تو بمان

شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم

پدرا، یارا، اندوه‌گسارا تو بمان

سایه در پای تو چون موج چه خوش زار گریست

که سر سبز تو خوش باد، کنارا تو بمانg

 

 
 


 

واژه آریا از ریشه فعل ar به معنی حرکت کردن است.

ص 120

 

واژه ایران از فارسی میانه Eran و فارسی باستان ariya و اوستائی airya  و آن هم از ایرانی باستانarya  گرفته شده است. واژه arya عنوانی بوده است برای نامیدن همه قوم‌های آریائی (هندوایرانی).

از نظر ریشه‌شناسی ‌ er به معنی نجیب، سلحشور و an همان نشانه جمع است به معنی "نجیب‌زادگان"، "آریائیان"، "سلحشوران".g

صفحه 131 آناهیتا در اسطوره‌های ایرانی سوزان گویری

انتشارات ققنوس 

 

 

 

بدیهی است که یک زن شما را با آن‌چه در او تن‌ها و بی‌‌همتا است به سوی خود می‌کشد. چگونه می‌توانید در جست‌وجوی چیزی برآئید که شما را وادار به دوست داشتن این زن می‌‌کند و نه آن زن؟ این چیز زیبائی نیست؛ زیرا زنان زشت‌رو را هم دوست می‌دارند. (وانگهی زیبائی زن ممکن است وسیله‌ئی برای غرور و تفاخر باشد، ولی هرگز نوید لذت عاطفی نیست.) تنها چیزی که می‌تواند نوید راستین به شمار رود، حالت چهره و صدا و اندام است؛ این حالات است که علت شیفتگی‌های ناگهانی را توجیه می‌کند، حتا شیفتگی‌هائی که اثرشان به تدریج زایل می‌شود، زیرا پس از این‌که روح شناخته شد، چهره از وعده‌های فراموش‌شده سخن نمی‌گوید. زن با عرضه داشتن عواطفی که مرد، از شهوت گرفته تا درد، نیازمند یا خواستار آن‌ها است، او را به سوی خود می‌کشد. پاره‌ئی از این عواطف کم وبیش همه ما را تکان می‌دهد، ولی پاره‌ئی دیگر فقط به ضعف‌های نادر و پنهان وجود ما جواب می‌دهد و به همین جهت تأثیرشان عمیق‌تر است.g

صفحه‌های 30- 31 وسوسه غرب آندره مالرو

نشر کتاب روشن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

جلد   .   صفحه اول   .   درباره ما  .   شماره هاي پيشين  
  
از دل برآيد  .  روز من   .   خاطره   .    خبر   .    از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز  
  
از اين قلم   .   هزارتو   .   گفت و گو   .  
نامه   .    آینه های دیگر   .   جوانه   .    English