خوانندگان علاقهمند پیشینه
نامه زیر را میتوانند در صفحه
گزارش
آینهها 47 بیابند.
سردبیر
5 آذر 1386
خانم مهویزانی
سلام
درخواست من این بود که
شما نامه من در پاسخ به نوشتهتان را بدون ارائه پیشداوری به
خوانندگان آینهها
در سایت بگذارید که متأسفانه این
کار را نکردید. من هم همانگونه که در نامهام گفتهام
هرگز در پاسخ، مطلب دیگری
برای شما (آینهها)
نخواهم فرستاد ولی حیف است شما خودتان را این همه خالهزنک و
بیمار به خوانندگان سایتتان معرفی کنید
من، البته به بیماری شما، از همان سالهای
آغازین
واقف بودم ولی نمیدانستم عوارض این بیماری روزی دامن من را هم خواهد
گرفت
خانم محترم، تحصیلکرده، با ایمان، باشرف و با
شعور،
حداقل شرافت شما این بود که تنها متن من را در
سایت میگذاشتید تا خوانندگان آینهها
خود در مورد شخص من، نوشته من، شرافت
من، خودخواهی من، غرور من و بقیه
مزخرفاتی که لایق شماست و به من نسبت دادهئید خودشان
قضاوت کنند
من، با همه این کارهای زشت بیمارگونه شما
باز نسبت به شما اساعه ادب نخواهم کرد و افتخار میکنم که از شما خواستهام
برای
دوشیزه اگنی نقد بنویسید ولی شما
باید نزد وجدانتان (که معلوم شد اصلا ندارید و
این اداهای دین و اخلاقی را برای فریب... به کار میگیرید) باید آنقدر
شهامت و
شرافت میداشتید و میگفتید
دوشیزه اگنی از
نظر شما که خود را آنقدر منتقد بزرگ و
ویرایشگر متخصص میدانید که در متن نوشته من الحمدالله را (که مسلما در
هنگام
نوشتن با کامپیوتر ممکن است الف آن افتاده باشد یا فرض محال و به زعم
شما من سواد
نوشتن الحمدالله را نداشته باشم) ارزش نقد ندارد و راحت میگفتید این
کار را نمیخواهید انجام دهید. ولی شما چقدر منافق و دوچهره هستید که
این هم دروغ به من گفتید
و این همه از سبک یا
... اگنی تعریف
کردید
بازهم برایتان از خدا آرزوی انسان بودن
میکنم و
تعجب میکنم چقدر باید وقیح و بیحیا باشید که با این هم وقاحت، پیش از
آوردن مطلب
من نظرات بچگانه و خالهزنکانه خودتان را به خواننده منتقل کنید
حیف از ادبیات و نقد این مملکت که مانند
شماهایی را
دارد که نه شعور و نه شرف دارید و این بدترین دردی است که یک انسان، یک زن،
یک مادر
و از همه مهمتر کسی که خود را اینهمه به ظاهر مسلمان و مؤمن و باسواد و ...
معرفی میکند
آنقدر این رفتار شما غیراخلاقی و غیرانسانی
بود که
حالا حالاها خیلی طول خواهد کشید تا من بتوانم آن نقاب دروغینی را که
بر چهرهتان
زده بودید (و البته هنوز هم برنداشتهئید) از ذهنم بزدایم
همینقدر که خجالت نکشیدید و نمیکشید نشان از
بیخبریتان از شرافت انسانی و اخلاقیتان دارد ولی میدانم روزی
خواهید فهمید و بار
این شرمندگی بر دوشهایتان سنگینی خواهد کرد
البته قرار نیست این مطالب را روی سایتتان
بگذارید
ولی چون شما آدم بسیار بیاخلاق و بیوجدانی هستید ممکن است این کار را
بکنید
بنابراین برای حفظ حرمت سایت
آینهها مطلب
من را که حتما به نظر شما پر از غلطهای
نوشتاری و ویراستاری ست ویرایش فرمائید
حیف از آن چهرهئی که برای خودتان ساخته بودید
و من
آن را باور کرده بودم و چقدر به آن محبت داشتم و احترام برایش قایل
بودم
خداوند شفای به شما عنایت کند
ناهید توسلی
من متن ئی میل ام را بازخوانی نکردهام
اگر اشکالی
ویرایشی و... داشت آزرده نشوید و لطفا به آن همه سواد و دانش و
بزرگواری و خانمی و
خلاصه همه آن چیزهائی که مرا متهم به آن کردهئید و منتسب به آنها،
(که از درون
وجود خودتان بیرون میتراود) ببخشیدg
ناهید توسلی