دارالترجمه رسمی آبيز
 
مرکز فوريت‌های ترجمه

ميدان تجريش، جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
 
جنوب شرقی ميدان انقلاب  بالای بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

________

نشر آفرینگان

مسیو ابراهیم
اریک امانوئل اشمیت
 عباس معروفی
وحید مقدم

________

نشر ققنوس

آونگ خاطره‌های ما
عباس معروفی

________

 
نشر ققنوس



دریاروندگان جزیره آبی‌تر
عباس معروفی

________

نشر ققنوس



پیکر فرهاد
عباس معروفی
________

نشر ققنوس



سال بلوا
عباس معروفی

________

نشر ققنوس



سمفونی مردگان

عباس معروفی
________


 کتاب روشن
منتشر می‌کند

آینه داستان

گزینش و نقد
الهام یکتا
ـــــــــــــــــــــ

فرهنگ ایلیا
  منتشر می‌کند

زنانه‌نویسی آینه‌‌ها
مجموعه گفت وگو درباره زنانه‌نویسی

الهام یکتا
___________

فرهنگ ایلیا

 
 
سخن آینه‌ها
مجموعه گفت‌و‌گوهای شماره 1-
30 آینه‌ها

الهام یکتا
___________

نشر ققنوس


ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________

نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان


آینه‌ها
دفتردوم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان


آینه‌ها
دفتر یکم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________


نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان

مرگ رنگ
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

 

 

 

 

 

 

کوارتت مرگ و دختر

فتح‌الله بی‌نیاز

انتشارات ققنوس

1386

1500 نسخه

120 صفحه

1600 تومان

این مجموعه شامل 16 داستان رئال اجتماعی فتح‌الله بی‌نیاز است. عنصر غافل‌گیری خواننده از تکنیک‌‌های مورد علاقه بی‌نیاز برای داستان‌های کوارتت مرگ و دختر است.

متأسفانه تا لحظه ارسال مجله به شبکه، موفق به خواندن همه داستان‌های این مجموعه نشدم. امیدوارم هر چه زودتر جبران مافات کنم و مفصل‌تر درباره این مجموعه بنویسم. ٱ
 

 

 

بزرگ‌بانوی هستی

اسطوره- نماد- صور ازلی

گلی ترقی

انتشارات نیلوفر

1386

2200 نسخه

157 صفحه

2200 تومان

کتاب خلاصه‌ئی از کتاب‌های یونگ و در واقع آرای او درباره ضمیر ناخودآگاه، اسطوره، نماد، صورت‌های ازلی، نیچه، بشقاب پرنده و... است. در 39 صفحه آن نیز به شعرهای فروغ فرخ‌زاد روی‌کرد اسطوره‌ئی شده است که در واقع بخش خلاق کتاب را تشکیل می‌دهد.

در صفحه‌های 80- 81 کتاب می‌خوانیم:

در اشعار مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، فروغ هم‌چنان از عشق می‌گوید. زخم‌های من همه از عشق است و از جهانی که به لانه ماران مانند است. و هم‌چنان، چون زمین مادر، نگران باغ‌چه است که دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی می‌شود و چون بزرگ‌بانوی ماه، مسافر شب‌ها‌ی بی‌پایان است:

من از کجا می آیم؟

من از کجا می‌آیم؟

که این‌چنین به بوی شب آغشته‌ام؟ ٱ

    

 

 

آواز جان مریم

علی حسینی

ققنوس

1386

1500 نسخه

94 صفحه

1200 تومان

کتاب آواز جان مریم حاوی هفت داستان رئال از علی حسینی است و ماجرای چند داستان آن در خارج از کشور می گذرد. ٱ

 

 

 

لاکان- هیچکاک

ویراستار انگلیسی: اسلاوی ژیژک

ویراستار فارسی: مازیار اسلامی

ققنوس

1386

1100 نسخه

384 صفحه

4800 تومان

تجربه غنی که با کتاب اشارت‌های پست‌مدرنیته انتشارات ققنوس داشتم، مرا به خواندن این کتاب خیلی راغب کرده بود. بنابراین خود آن را از مدیر روابط عمومی انتشارات ققنوس درخواست کردم. لطف آقای تهوری هم باعث شد به سرعت در دست‌رسم قرار بگیرد. اما هر چه در فصل‌های کتاب بیش‌تر پیش می‌رفتم، سرخوردگی‌یم فزونی می‌گرفت. تا به صفحه 155 آن و ترجمه فتاح محمدی از مقاله "پانکتوم کائکوم یا از بصیرت و کوری" استوژان پلکو رسیدم.

فتاح محمدی را از جلسه مربوط به آثار محمود دولت‌آبادی آینه‌ها (صفحه روز من شماره مرداد 1386 مجله آینه‌ها) می‌شناختم. به پیروی از استادش دکتر براهنی سخت به دولت‌آبادی تاخته بود و او را به دور از دانش روز و مدرنیسم و نوشتار نو و... می‌خواند و ... . حال متن او پیش روی من است و مبهوتم از آن‌همه ادعا و خود عرضه کردن چنین ترجمه‌ئی که شلختگی زبانی را فریاد می‌زند:      

در برهه چشم و دل سر بسیاری از فیلسوفان شکسته است، و چند تائی جمجمه سینمائی نیز باید شکافته باشد. به یقین یکی از معروف‌ترین جمجمه‌ها عکسی با عنوان "شماره 46، خیابان برنهام" در سایه یک شک است. این جمجمه از آن چارلی کوچولو بود که روی یخ سر خورد و از روی دوچرخه‌اش به زیر چرخ‌های یک تراموا غلتید. اما خواهرش می‌گوید: «جمجمه‌اش شکست و مدت طولانی تو رخت‌خواب افتاده بود... می‌خوام بگم که از آن به بعد خیلی زیاد نمی‌خواند. این [عکس] همان روز بعد از تصادف از او برداشته شده بود. و سپس چند روز بعد، وقتی که تصویر را آوردند خونه، نمی‌دونی مامان چه دادی کشید! اون مونده بود که‌ آیا چارلی این شکلی بود، چارلی این جوری بود.» دائی چارلی از این عکس خبر نداشت: عکس دور از دیده او و هم‌زمان دور از ذهن (بیمار) او بود. اما وقتی با سندی هول‌ناک از آن روز تروماتیک مواجه شد، تمام بدنش کرخت شد، بصیرتش جای خود را به کوری وغ‌زده داد. از دیده رفت،اما از ذهن نرفت!

...

دقیقا پیرامون همین برهه فرّار چشمان اندیشنده و دل نابیناست که هیچکاک جهان خود را برمی‌افرازد. به خاطر همین، او بنا به اقتضا، خود در برهه فرّار مشابهی ظاهر می‌شود- برهه سینمای کلاسیک و مدرن. کوتاه‌ترین تعریف ژیل دلوز از هیچکاک از این قرار است:

او، شاید در برهه دو سینماست، سینمای کلاسیک که او به حد کمالش می‌رساند و سینمای مدرن که مقدماتش را می‌چیند.

هیچکاک از پس این نقش قدر ندانسته که هم نقطه‌عطف است و هم حلقه رابط به خوبی برمی‌آید. یعنی نقش رابطه صرف میان شخص و دیگری، دقیقا وقتی که "تصویر ذهنی را وارد سینما می‌کند. به تعبیری خود رابطه را به موضوع یک تصویر بدل می‌کند، [رابطه‌ئی] که صرفا به تصاویر ادراک، کنش و تصنع افزوده شده است، بل‌که آن‌ها را قاب می‌گیرد و دگرگون‌شان می‌کند."به همین دلیل است که دلوز می‌تواند با تأکید ادعا کند که با هیچکاک نوع جدیدی از "حالت‌ها"، "حالت‌های افکار" در تاریخ فیلم ظاهر می‌شوند، و "خالقان"‌شان را پهلو به پهلوی فلسفه انگلیسی قرار می‌دهند: هیچکاک که یک سینمای رابطه را می‌سازد، درست همان‌طور که فلسفه انگلیسی یک فلسفه رابطه می‌سازد.

پس چه بر سر سطح کلام ما، یعنی رابطه بین چشم و ذهن آمد؟ وقتی چشمان ما بسته است، اما هم‌‌چنان باز می‌ماند، چه اتفاقی می‌افتد؟

می‌دانم انتشارات ققنوس در گزینش متن‌ها برای چاپ سخت‌گیر است. برای همین متعجبم چگونه چنین متن گنگ و مغشوشی از زیر چشم کتاب‌خوانان و ویراستاران آن مؤسسه دررفته و اجازه چاپ گرفته است! حالا غلط بودن جای‌گاه کاربردی واژه‌ئی مانند برهه و... بماند.ٱ


 

 
 

 

سفر تنهائی

هادی غلام‌دوست

نشر نگاه

1386

1000 نسخه

557 صفحه

6000 تومان

سفر تنهائی رمانی است که بیش‌تر مردم‌نگاری می‌نماید تا رمان در معنای متعارف رئالیستی آن؛ از این بابت بیش‌تر منظورم تکیه بر شخصیت‌پردازی است و ماجرا و... . با وجود این کار جذاب است و خواننده را با خود به دنیای سراسر فقر و سختی آدم‌هایش می‌کشاند. گاه و بی‌گاه نیز صحنه‌های انسانی یا غیرانسانی یا افسانه‌های رایج میان مردم نقل شده است تا خواننده با وضع و حال مردمی آشنا شود که در گوشه‌ئی از این کشور بدون برق و آب لوله‌کشی و تلفن و درمان‌گاه و... به حیات خود ادامه می‌دهند. افسانه قشنگ زیر در صفحه 318 کتاب آمده است:

- ببین ماشاءالله، برف‌ها دارند کم‌کم آب می‌شوند!

ماشاءالله به دیوار مدرسه تکیه می‌دهد، به روبه‌رویش نگاه می‌کند و می‌گوید: «دیگر کم‌کم موچالخ باید دربیاید، آقا.»

- موچالخ چی‌یه، ماشاءالله؟

- نوعی علف است. معشوقه برف.

و بعدش لب‌خند به لب می‌آورد و می‌گوید: «آخه می‌دانی، برف عاشق موچالخ است. برف عاشق است و موچالخ معشوق. این دو هم‌دیگر را می‌خواهند. وقتی که برف سرتاسر دشت را می‌پوشاند، آن‌وقت خطاب به موچالخ که زیر خاک پنهان است، می‌گوید "عزیز من، ببین من آمده‌ام. سرتاسر دشت سفیدپوش شده، زود باش خودت را به من نشان بده که به خواست‌گاری‌یت آمده‌ام!" اما موچالخ که هنوز سر از خاک درنیاورده، می‌گوید "هنوز زلفم درنیامده، خجالت می‌کشم با این سر و وضع بیرون بیایم، تو کمی صبر کن تا سبز شوم."

مدتی از خواست‌گاری می‌گذرد تا این که زمستان به سر می‌رسد و بهار می‌آید. سرتاسر دشت و صحرا از چمن و سبزه پر می‌شود. در این وقت موچالخ که از خاک روئیده و سرسبز شده، با موهای شانه‌شده‌اش خوش‌حال و راضی در جست‌وجوی برف به اطراف نگاه می‌کند، اما عاشقش را نمی‌یابد. هر چه به دشت می‌نگرد، اثری از برف نمی‌بیند، نگران می‌شود، اما یک‌باره او را در بالای کوه‌ها می‌یابد. به شوق می‌آید. قلبش به تپش می‌افتد! و بلافاصله برایش پیغام می‌فرستد "ای باد! برو به برف بگو: من آمده‌ام عزیز من، ای عاشق من، بیا که زمان هجران به سر رسیده، بیا به خواست‌گاری‌یم که زلفم تا به کمر آمده. نمی‌دانی چه‌قدر زیبا شده‌ام، بیا تا به آغوشت بیایم." ولی برف که اکنون در زیر رگ‌بار شدید باران بهاری قرار گرفته و هر روز بیش‌تر آب می‌شود، با حال نزار برای محبوبش پیغام می‌دهد "ای آرام جان من، اکنون موسم باران است. من روز به‌روز ضعیف‌تر می‌شوم و دارم از بین می‌روم. دیگر یارای آن را ندارم به خواست‌گاری‌یت بیایم.»

رمان غلام‌دوست یادآور علی‌اشرف درویشیان است و کتاب‌های رئالیسم اجتماعی پرخواننده پیش از انقلابش. منتها جو مدرنیسم و پست‌مدرنیسمی که پس از انقلاب رئال‌نویسان ما را هم مقهور خود کرد، باعث شده ناهم‌گونی‌هائی به وجود آید که فقط در کارهای غلام‌دوست شاهدش نیستیم. از جمله این‌که او نثر رمانتیک دارد و اگرچه در این رمان از آن سبک فاصله گرفته، با وجود این هنوز  جمله‌های رمانتیکی وجود دارند که آزارنده‌اند و به دل نمی‌نشینند. یادمان نرود نثر شاعرانه مدرنیست‌ها با نثر رمانتیک و گه‌گاه سانتی‌مانتال بسی فاصله دارد و کارکردهای‌شان هم متفاوت است. حتا اگر راوی رمان نویسنده باشد و از ذهن حساس و علاقه‌مند به طبیعت برخوردار باشد، مکتب ادبی رئالیسم اجتماعی که اندیشه و قلم او را در تسخیر خود دارد، نثر رؤیائی رمانتیک را برنمی‌تابد.

همین جا انتقادی به خود شخصیت راوی نویسنده دارم. اگرچه اصل بر آن است که در نقد نمی‌توان گفت چرا شخصیت چنین است و باید چنان باشد، اما نمی‌توانم معترض نباشم چرا رمان سفر تنهائی جا می‌اندازد نویسنده موجود لوس و خودخواهی است که عالم باید به کامش باشد تا او بتواند بنویسد. تخم لقی که ویرجینیا وولف با اتاقی از آن نویسنده در دهان‌ها شکاند، مدت‌ها است تقش درآمده است. نویسنده حرفه‌ئی و ماهر در هر شرایطی می‌تواند و باید بنویسد. چون در هیچ‌جای دنیا برایش تضمین نکرده‌اند اتاقی در اختیارش باشد و همه گنگ شوند تا او بتواند بنویسد. ضمن آ‌ن‌که همان‌طور که خود راوی رمان از خویشتن انتقاد می‌کند، اطرافیان نویسنده چه گناهی کرده‌اند که مدام باید اخم‌ و تخم‌هایش را تحمل کنند یا به بهای راحتی او، آسایش آن‌ها سلب شود یا خدمت‌کار وی باشند تا همه چیز را مطابق میل او فراهم آورند. کمی بیش‌تر به خود و حرفه خود احترام بگذاریم و عمیق‌تر به آن نگاه کنیم و تصور غلطی را هم‌چنان بال و پر ندهیم. آن‌وقت است که خواننده از چنین شخصیت لوس و ننر و از خودراضی بی‌زار خواهد شد و تصویر سخیفی از نویسنده در ذهن او ایجاد می‌شود.

ایراد دیگری که بابت التقاط ایسمی سفر تنهائی می‌توان بر آن وارد کرد، فرم کار است. در ابتدای رمان می‌خوانیم راوی در حال درددل با برادر دوقلوی مرده‌اش است. در طول رمان هم گاه گاه به این درددل اشاره می‌شود تا آخر کار که خود راوی هم می‌میرد و این گونه القا می‌شود که همه آن‌چه خوانده‌ئیم، دردل‌های راوی در روزهای آخر زندگی‌یش است که زخمی و فلج بر تخت بیمارستان افتاده است. سیلان ذهن یا یادآوری گذشته در ذهن بیمار محتضر، قاعده‌های خاص خود را دارد. او نمی‌تواند چنین منظم و دقیق و موبه‌مو همه واقعه‌ها را و با ترتیب زمانی منظم روایت کند!

 ٱ

 

 

 

 

 

 

 

 



جلد   .   صفحه اول   .   درباره ما  .   شماره هاي پيشين  
  
از دل برآيد  .  روز من   .   خاطره   .    خبر   .     گزارش   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز  
 
نامه   .    آینه های دیگر   .    جوانه