دارالترجمه رسمی
آبيز
 
مرکز فوريت‌های ترجمه

ميدان تجريش، جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
 
جنوب شرقی ميدان انقلاب  بالای بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

________

نشر آفرینگان

مسیو ابراهیم
عباس معروفی

________

نشر ققنوس

آونگ خاطره‌های ما
عباس معروفی

________

 
نشر ققنوس



دریاروندگان جزیره آبی‌تر
عباس معروفی

________

نشر ققنوس



پیکر فرهاد
عباس معروفی
________

نشر ققنوس



سال بلوا
عباس معروفی

________

نشر ققنوس



سمفونی مردگان

عباس معروفی
________

 کتاب روشن
منتشر می‌کند

آینه داستان

گزینش و نقد
الهام یکتا
ـــــــــــــــــــــ

فرهنگ ایلیا
  منتشر می‌کند
 
سخن آینه‌ها
مجموعه گفت‌و‌گوهای شماره 1-
30 آینه‌ها

الهام یکتا
___________

فرهنگ ایلیا
  منتشر می‌کند

زنانه‌نویسی آینه‌‌ها
مجموعه گفت وگو درباره زنانه‌نویسی

الهام یکتا
___________

نشر ققنوس


ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________

نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان


آینه‌ها
دفتردوم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان


آینه‌ها
دفتر یکم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________


نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان

مرگ رنگ
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

 

 

 

 


«مومو، الان تو محله پول‌دارهائیم، نیگا کن، اینا سطل آشغال دارن.»

«سطل آشغال؟‌ خب که چی؟!»

«اگه دوست داری بدونی که توی محله پول‌دارها هستی یا توی محله فقیرها، نیگا کن به سطل آشغال‌شون. اون‌جائی که نه سطل می‌بینی نه‌ آشغال، اون‌جا محله خیلی پول‌دارهاست، اگه سطل دیدی و آشغال ندیدی، بدون که پول‌دارن، اگه آشغال رُ کنار سطل دیدی، بدون که نه پول‌دارن نه فقیر، بل‌که توریست‌ها از اون‌جا گذشتن. یه جائی که آشغال می‌بینی بدون سطل، بدون که خیلی فقیرن.»ٱ

صفحه‌های 54- 55 مسیو ابراهیم اریک امانوئل اشمیت

ترجمه عباس معروفی و وحید مقدم

انتشارات آفرینگان

 

 

 

آن چه در ادبیات زن‌گرایانه برجستگی بیش‌تری دارد، پیوند میان طبیعت درون یا ناحودآگاه زن با طبیعت بیرون از یک سو و خلاقیت و باروری جسمی زن و طبیعت از دیگر سو است. این باروری به اعتبار لغوی و ریشه‌شناسی نیز وجهی دارد. "زن" (در پهلوی Zhan) به معنی زایا و آفریننده است و "مرد" (از ریشه پهلوی Mar) به معنی مردن و آن که میرا و سترون است. پس آفرینندگی ویژه فطری زن است و واژگان "زندگی، زادن، زیست" با "زن" ارتباط دارد. یکی از نمودهای زایندگی در ادبیات فمینیستی، علاقه شخصیت‌های زن و نویسنده به ازدواج آنان با شخصیت‌های مرد است. در رمان به سوی فانوس دریائی وولف خانم رمزی- که خود نمادی از خلاقیت جسمی و روحی است- شیفتگی خاصی به ازدواج شخصیت‌های داستانی خود دارد. به لی‌لی بریسکو، هم‌سایه و دوست نزدیک خود می‌گوید باید عروسی کنی. مینتا باید عروسی کند؛ همه باید عروسی کنند... در این گفته نمی‌شود چون و چرا کرد که زن بی شوی... از نمک زندگی محروم می‌ماند.

در سووشون پیرمرد عرق‌گیر به اتفاق سه پسرش انبوهی گل بهارنارنج را به وسط حیاط خانه یوسف آورده‌اند و اینک:

زری می‌اندیشد چرا پیرمرد پسرهایش را به زن نمی‌دهد؛ در حالی که موقع زن‌دادن‌شان است. بعد فکر کرد که آدم‌هائی که با این همه گل سر و کار دارند، چه لزومی دارد زن بگیرند؟ [ص27]

در ساربان سرگردان هستی- که حتا نامش هم با زندگی و خلاقیت جسمی و روحی پیوندی دارد- با مراد ازدواج کرده و صاحب پسری شده. آن‌چه نویسنده از زبان مراد می‌گوید، احساس زنانه است.

مراد دست روی شکم هستی می‌گذاشت و می‌گفت راز جاودانگی انسان و آفرینش دست زن‌هاست... موجود زنده‌ئی در درون تو رشد می‌کند. [ص253]

وقتی هستی صدای گریه بچه خود را شنید، هست شد؛ حالا دیگر هستی واقعی بود. [ص263]ٱ 

درنگی بر سرگردانی های شهرزاد پسامدرن جواد اسحاقیان

نشر گل‌آذین

 

   


 

[ژان بودریار:] نگاه کنید در شرق چه می‌گذرد. آن‌چه می‌گذرد انکار کامل پنجاه سال تاریخ است. در واقع دارند محاکمات مسکو را در جهت معکوس بازسازی می‌کنند، یعنی همان روش جرج اورول در محو کردن گذشته، در پیش گرفته شده است. این بار کارها دموکراتیک انجام می‌گیرد، اما حتا نمی‌خواهند به عنوان استثنای دهشت‌آور و فاجعه‌زا ملاحظه کنند که چینن چیزی نمی‌بایستی وجود می‌داشت، چنین چیزی وجود ندارد. مسلما هر دوره‌ئی چنین مرحله‌ئی داشته است، اما این بار فرآیند را ترس‌ناک می‌یابم. کمونیسم شاید ترس‌ناک بوده است، اما محو آن نیز به شیوه وحشت‌ناکی انجام می‌گیرد، چون نه هیچ قدرشناسی در کار است، نه مسؤولیت چیزی برعهده گرفته می‌شود و نه هیچ دیالکتیک حافظه‌ئی وجود دارد. بدترین جاهای زخم و آثار مرض به ارث رسیده است. وحشت‌ناک‌ترین روش‌های بوروکراتیک به کار گرفته می‌شوند و افراد خود به انکار خویش می‌پردازند، چنان‌که در مورد محاکمات مسکو چنین بود. بلوک شرق سابق، امروزه یک آزمایش‌گاه حقیقی است و در آن جا است که می‌توان دانست امور چگونه انجام می‌گیرند. در نزد ما غربیان این کار دقیق‌تر و با کش و قوس بیش‌تری صورت می‌گیرد. اما در شرق انحطاط جمعی واقعی در مورد تاریخ وجود دارد. در واقع مردمان شرق حتا وارد تاریخ خاص خود نمی‌شوند. وقتی آن ها وارد زمان‌های گذشته خود می‌شوند، تاریخ حقیقی خود را باز نمی‌یابند، بل‌که با نوعی مدل منجمد روبه‌رو می‌شوند. بنابراین آن‌ها تاریخ را بازسازی می‌کنند و نه وارد آن می‌شوند.

 

 
   


 

[آلن رب‌گریه:] من معمولا نویسندگان جنجالی و غوغابه‌پاکن را دوست ندارم، مثلا گارسیا مارکز برای من بسیار ناخوشایند است. او در کوبا یک ویلای سوپرلوکس دارد. بچه‌هایش همگی در ایالات متحد درس می‌خوانند. و در نهایت این‌که وی مخالف سرسخت آمریکا است. مارکز از نظر من نویسنده بزرگی نیست، ولی مثلا کورتازار نویسنده بزرگی محسوب می‌شود. نویسندگان جنجالی دیگری هم در آمریکا بودند، مثل نورمن میلر، ویلیام استایرون. البته من سمپاتی زیادی نسبت به مارکز دارم، اما به نظرم او نویسنده بزرگی نیست. آخرین نویسنده بزرگ این نسل ناباکوف بود، یک نویسنده بزرگ. و حالا می‌توان از پل آستر نام برد.ٱ

 

 
 

 

اختراع دمکراسی را هم نمی‌توانیم به جای دیگری نسبت دهیم: آتن یک دمکراسی مستقیم ابداع کرد. مردم آتن اولین کسانی هستند که رژیم دمکراسی را آزمودند. تجزیه و تحلیل کردند و شالوده آن را ریختند و نیز برای اواین بار مسأله دمکراسی و آزادی را به هم ارتباط دادند.

امروز غرب از همه این‌ها دفاع می کند، به همین دلیل ارزش آن را دارد که قدری تعمق کنیم و بدانیم مفهوم آزادی یا دمکراسی آنان تا چه حد به درک امروز ما شباهت دارد یا از آن دور است. رفتن به این سرچشمه‌ها ارزش تعمق دارد... .

مثلا از دیدگاه مدرن امروز، پرومته یا آنتیگونه قهرمانان عصیان و آزادی هستند، اما نه آشیل، نه سوفوکل و نه دیگران چنین برخوردی کردند. ستیز پرومته علیه زئوس جنگ قدرت است، هم‌چنین نبردی است که عدالت را هم پیش می‌کشد. عصر مدرن ما این اسطوره را به طور کلی دگرگون ساخته است تا بتواند در زمینه ایده آزادی و رهائی جائی برایش باز کند. باید توجه کرد او به یک قانون اخلاقی و اطاعت از آن پای‌بند است و نه قانون و فرمان یک مستبد.

آنتیگونه اتوریته را نفی نمی‌کند، اما عصر مدرن ما باید این شخصیت را به هر قیمتی دگرگون کند تا از او سمبلی بسازد سرکش، که در مقابل هر گونه نظم و قانونی سر به شورش برداشته است. این قهرمانان برای یونانیان مظهر آزادی نبودند.

در پس قهرمانان آنان به دنبال چیزی گشتن بی‌هوده است، چه آنان با صراحت و روشنی تمام درباره آزادی یا هر مقوله دیگر سخن گفته‌اند. یونانیان جلوه آزادی را در خوشی و مسرت‌های روزمره، فراغت دور هم نشستن روزهای زمستانی، سبک‌بالی گردهمائی‌های تابستانی، شادی‌های جشن‌های دیونیزوسی در میان تاک‌ها و حیوان‌های وحشی، آرامش باغ‌های اودیسه‌ئی، شور و هیجان مسابقه‌های ورزشی، لذت گوش فرا دادن به جیرجیرک‌ها، نرمش گفت‌وشنودهای فلسفی... می‌دیدند. آنان انسان‌هائی بودند که فراغت را می‌شناختند و به یمن آن هر جا که بودند، همه این‌ها گرمی‌بخش زندگی بود و نشانه روحیه آزاد آنان.ٱ

صفحه های 105- 106 چرا یونان؟ هما دهقان

نشر کتاب روشن

 

 

 

من اروپائیان را می‌نگرم، به سخنان‌شان گوش می‌دهم و به نظرم می‌رسد که آن‌ها نمی‌دانند زندگی چیست. آن‌ها مخترع شیطانند و از این بابت باید سپاس‌گزار قوه تخیل‌شان بود. ولی به‌نظر می‌رسد از هنگامی که شیطان مرده است، آن‌ها شکار خدای برتر آشفتگی شده‌اند، یعنی فکر و ذهن.

ذهن شما به طرزی چنان شگفت‌انگیز ساخته شده است که از زندگی فقط جزئیاتش را درک می‌کنید. هم‌‌واره به سوی هدفی پیش می‌روید و با تمام وجود خود به طرف آن کشیده می‌شوید. می‌خواهید پیروز شوید. ولی در پس پیروزی‌های حقیر خود چه می‌یابید؟ٱ

صفحه 13 وسوسه غرب آندره مالرو

نشر کتاب روشن

 
 


 

من همیشه با شم کار کرده و پیش رفته‌‌ام. هیچ نظم و نسقی ندارم، چه ادبی و چه سیاسی. هیچ اندیشه سیاسی ره‌نمونی ندارم. فکر می‌کنم این موضوع احتمالا به نیاکان من مربوط می‌شود. ر. ک. نارایان، نویسنده هندی که امسال درگذشت، هیچ اندیشه سیاسی نداشت. پدر من که داستان‌هایش را در روزگار بسیار تاریکی نوشت- هیچ اندیشه سیاسی نداشت. شاید دلیل این امر این باشد که ما سده‌ها است از قدرت به دور بوده‌ئیم. این به ما دیدگاه ویژه‌ئی می‌دهد. احساس می‌کنم ما بیش‌تر متمایل به این هستیم که جنبه‌های طنزآمیز و تأسف‌انگیز را ببینیم.

صفحه 264 نیم زندگی و. س. نایپل

پری آزرم‌وند

نشر کتاب روشن

 

   


 

[علی باباچاهی:] بخش چشم‌گیری از مردم، شعر بخش دیگری از شاعران امروز را دوست دارند: شاملو، فروغ، سپهری، اخوان ثالث و... . این مردم عزیز معمولا شعرهای ضعیف و درجه چندم شاملو و غیره را عزیز و گرامی می‌شمارند: عاشقانه‌های برای تو می‌میرم اگر شعر مرا بخوانی و حماسه‌هائی که بر محوریت تز تغئیر جهان، ساخته و پرداخته شده‌اند! فرهیختگان اقتصاددان، نویسندگان مشهور مردمی، مفسرین و منتقدین اختصاصی، سیاسی‌کاران سابق اکنون بسازوبفروش، طبیبان حاذق که در هر روز سی‌صد بار نبضش را می‌آزمودند (و از این کار هم‌واره در خلسه بودند) و بالاخره کیف‌کش‌های "شبانه‌روزی!" را هم باید در صف همان مردم عزیزی قرار داد که انگشت‌شان را از روی شعرهای ضعیف این شاعران بر نمی‌دارند.ٱ

 صفحه 246 بیرون پریدن از صف به کوشش مازیار نیستانی

مؤسسه فرهنگی هنری مفرغ

 

 


 

کتاب را ورق زدم و به جوانی کانت رسیدم و یک قطعه حتا زیباتر از قطعه قبلی پیدا کردم: «هنگامی که روشنائی لرزان شبی تابستانی پر از تلألو ستاره‌ها و ماه بدر تمام است، من به اوج آن نازک‌دلی می‌رسم که از حس دوست داشتن جهان و در عین حال تحقیر این جهان تشکیل یافته است... .»

صفحه‌های 52-53

من در وقفه‌های کوتاه کتاب تئوری آسمان‌های کانت را می‌خواندم که می‌گفت: «در سکوت شبانه، سکوت مطلق شبانه، وقتی که حواس انسان آرام گرفته است، روحی جاودان، به زبانی بی‌نام با انسان از چیزهائی، از اندیشه‌هائی سخت می‌گوید که می‌فهمی ولی نمی‌توانی وصف کنی.»ٱ

صفحه‌های 54- 55 تنهائی پرهیاهو بهومیل هرابال

نشر کتاب روشن

 

 

 

 

 

 


 
جلد   .   صفحه اول   .   درباره ما  .   شماره هاي پيشين  
  
از دل برآيد  .  روز من   .   خاطره   .    خبر   .     گزارش   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز  
  
از اين قلم   .   هزارتو   .   
نامه   .    آینه های دیگر   .   جوانه   .   شماره آخر