شب مرتضا ممیز
پنجاه و پنجمین نشست از شب های مجله
بخارا در سالروز تولد مرتضا ممیز به وی
اختصاص یافته است . گرافیك معاصر ایران در پرتو كوششهای هنرمندانه و
مدیریت درخشان او بود كه به اعتلا و گسترش امروز خود رسید و عنوان "پدر
گرافیك ایران" قطعا برازنده شخصیت و كار او خواهد بود. ممیز در طی عمر
پربارش ، زمینهسازی ارتباط میان هنر گرافیك ایران و جهان را با
شایستگی تمام برعهده داشت.
علی دهباشی درباره انگیزه مجله
بخارا در
برپایی شب ممیز
گفت: «در دوران سردبیری چهار نشریه تنها سردبیری بودم كه بیستودو سال
از هنر گرافیك مرتضا ممیز بهره مند بودم و
شب ممیز فرصت
ادای دینی برای من و مجله بخارا
است .»
در این شب مسعود كیمیائی كه تعدادی از فیلمهایش
با طراحی پوستر ممیز همراه است، سخنرانی كرد. ناصر نیرمحمدی؛ سردبیر
مجله فرهنگ و زندگی
از دوران همكاری با ممیز گفت. ابراهیم حقیقی و مصطفا اسداللهی از
همكاران ممیز از خاطرههای خود از دوران همكاری با ممیز صحبت كردند.
همچنین آریانا بركشلی قطعههائی از باخ را اجرا كرد.
شب مرتضا ممیز
ساعت پنج بعد از ظهر یكشنبه چهارم شهریور ماه در
خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
شب ماری شوارتسنباخ
پنجاه و ششمین شب مجله
بخارا به
معرفی و بررسی زندگی و آثار آنه ماری شوراتسنباخ اختصاص یافت.
ماری شوارتسنباخ در زوریخ به دنیا آمد. در دانشگاه همان شهر فلسفه
و روانشناسی و ادبیات خواند . دوستی وی با اریکا و کلاوس، دو فرزند
توماس مان؛ نویسنده مشهور آلمانی بسیار اهمیت دارد. وی در سال 1931
دکترای خود را دریافت کرد و همان سال اولین داستانش را منتشر کرد.
شوارتسنباخ سالها پیوسته در اندیشه سفر به
شرق بود. و سرانجام در پائیز 1933 به ایران و افغانستان سفر کرد. او
هنگام اقامت در ایران با سیاستمدار فرانسوی ازدواج کرد. شوارتسنباخ طی
اقامت در تهران و دره لار کتاب مرگ
در ایران را نوشت .
او در سال 1939 با ماشین فوردی که پدرش برایش خریده بود، همراه
دوستش الا میلارت سفر دیگری را آغاز کرد. آن دو در این سفر با گذر از
استانبول، آنکارا، تبریز، تهران، مازندران و مشهد به هرات رسیدند و در
ماه اوت همان سال به مزار شریف و کابل سفر کردند. در کابل خبر آغاز جنگ
جهانی دوم را شنیدند . تکانه ناشی از این خبر چنان بود که ماری
شوارتسنباخ مدتی بیمار شد. عکسها و فیلمها و یادداشتهای شوارتسنباخ
از سفر به ایران بسیار جذاب و خواندنی است. در واقع او نخستین جهانگرد
سوئیسی بود که به ایران آمده بود.
شوارتسنباخ در سن سیوچهار سالگی بر اثر
تصادف شدید با دوچرخه درگذشت. دو کتاب
مرگ در ایران
و همه راهها باز است
وی از زبان آلمانی ترجمه شده است که قرار است
منتشر شود .
در مراسم
شب شوارتسنباخ،
فیلیپ ولتی؛ سفیر سوئیس در ایران، دکتر آلکسیس شوارتسنباخ، مهشید
میرمعزی و سعید فیروزآبادی درباره زندگی و آثار این نویسنده و جهانگرد
سوئیسی سخنرانی کردند. همچنین فیلم مستندی از زندگی وی به نمایش
درآمد.
شب شوارتسنباخ
ساعت پنج بعد از ظهر چهارشنبه چهاردهم شهریور ماه در خانه هنرمندان
ایران برگزار شد.
شب ایتالو كالوینو
پنجاه و هفتمین نشست از شبهای مجله
بخارا به نقد
و بررسی آثار ایتالو كالوینو؛ نویسنده معاصر ایتالیایی اختصاص یافت.
بیشتر آثار كالوینو در ایران را لیلی گلستان، بهمن محصص، مژده
دقیقی، رضا قیصریه، مهدی كابلی، محسن ابراهیم و... به فارسی ترجمه
کردهاند.
كالوینو عصر ادبی دنیای معاصر را عصر متفاوت و شتابزده میداند.
او معتقد است موضوع ادبیات بحث درباره واقعیت دنیا است، درباره قاعده
پنهانی است. شیوه خاص كالوینو جایگاه ویژهئی در میان رماننویسان
اروپائی به او داده است. شیوهئی كه تخیل نیرومند، طنز پاك و ظریف و
توجه نزدیك به واقعیت و تاریخ را درهم می آمیزد.
در شب
ایتالو كالوینو دكتر روبرتو توسكانو
درباره جایگاه كالوینو در ادبیات ایتالیا و مهدی سحابی درباره
دیدگاههای كالوینو سخن گفت. فرناز حائری زندگینامه خودنوشت كالوینو
را خواند و آنتونیا شركاء، فیورنزو گراستا، محمدرضا فرزاد و ایمان
منسوب بصیری زمینههای دیگری از كالوینو را مورد بحث قرار دادند. در
بخش پایانی فیلم مستندی از زندگی كالوینو به نمایش در آمد.
شب كالوینو
با همكاری كتاب خورشید چهارشنبه ساعت پنج بعد
از ظهر بیست و یكم شهریور ماه در خانه هنرمندان برگزار شد.