متن زیر بخشی از مقاله حورا یاوری با عنوان "خودزندگینامههای جلال آلاحمد و پیوند آن ها با نظریه غربزدگی" در کتاب
زندگی در آینه
است که با موضوع این شماره
آینه ها
متناسب دیدم.
سردبیر
جلال آلاحمد شاید شناختهشدهترین نویسنده و
روشنفکر ایرانی است که هم زمان در دو میدان نبرد می کرد؛ هم در درون و
هم در بیرون؛ هم با خودش کشتی می گرفت، هم با دیگران می جنگید؛ هم
درباره خودش، رویدادهای زندگییش، کمبودها و گرفتاریهایش، چاه ها و
چاله هائی که بر سر راهش پدیدار می شد، می نوشت و هم در کار شناسائی
بیماری ها و نابهنجاری های زمانه خود و داوری درباره آن ها بود. آلاحمد هم می دانست آن چه شخصیت او را می سازد
منزل و خانه و زندگی و... رادیو و
تلویزیون و دیگر قضایا نیست و به همین
دلیل در پی شناخت مجموعه عوامل
فرهنگی متعلق به جامعه برمی آمد تا بداند
آخر شخصیت من ایرانی به چه چیز است
(1) و هم می کوشید ادا و شهیدنمائی را بگذارد
کنار، مشکل حضور یک مرد شرقی سنتی
(2) را در درون خودش بفهمد و صدای آدم
دیگری را که از درونش فریاد دیگری می کشد، به گوش دیگران برساند. هم با
درون خودش به عنوان یک گره و معضل رو به رو می شد و زیر و بالای آن را
می کاوید و هم با شور و هیجان کم نظیری با یکی از بنیانی ترین پرسش
هائی درگیر بود که سایه آن سال ها است بر ذهن و روان ما سنگینی می کند.
می خواست بداند بر ما چه گذشته است که چنین از دیروز بریده، از امروز
در تب و تاب و از فردا ناامیدیم. نوشته های آلاحمد، داستان و جز آن،
جا به جا گواه درگیری او در این نبرد دوسویه است و نشان می دهد تجربه
های شخصی و خصوصی او تا چه اندازه با مشکلات جهانی که در آن می زید، در
هم تنیده است. (3)
گذشته از آثار داستانی آلاحمد-
مدیر مدرسه و
نفرین زمین-
که همه آمیزه ئی هستند از زندگینامه و تکنگاری ها و سفرنامههایش-
مثل تاتنشینهای بلوک زهرا
و خسی در میقات-
که در همه آن ها آلاحمد پنجره هائی، چه بسا به وسعت همه زندگی یش، به
دنیای درونش می گشاید، می توان به نوشته هائی چون
یک چاه و دو چاله و مثلا شرح احوالات،
و از همه مهمتر سنگی بر گوری
اشاره کرد که در آن ها آلاحمد با بیپردگی و صراحتی که خاص خود او
است، از خودش و کشاکش های درونییش می نویسد و واقعیتهائی را که گاه
خودش هم تاب نمی آورده، آشکار و بدون پرده، صاف و پوستکنده، چنانکه
پیش از او کسی پروای نوشتن آن ها را نکرده است، روی کاغذ می آورد و در
برابر چشم دیگران می گذارد. (4) نوشته های آلاحمد درباره خودش، نه
تنها آوردگاه کشاکش های نفسانی و آزمون های درونی او است، بل که صحنه
سر برکشیدن و قد برافراشتن انگاره تازه و ازپیشنزیستهئی از "خود" و
"انسان" در فرهنگ ما است. بارزترین ویژگی این انگاره انسانی- هم چنان
که در تحلیل ساختاری یک چاه و دو
چاله و مثلا شرح احوالات
و سنگی بر
گوری خواهیم دید، دوپارگی درونی آن است
که چون آیینه ئی زمانه و روزگار آل احمد را باز میتاباند. آلاحمد
ارچه نمی تواند توجیهی از نظر
اقتصاد یا سیاست یا جامعهشناسی یا روانشناسی
(5) برای زیر و رو شدن جهانش بدهد، اما
با شامه ئی تیزتر از سگ چوپان و دیدی
دوربینتر از کلاغی هرزهگرد (6) وقوع
زلزله فرارسنده ئی را حس می کند و فضای ذهنش قلمرو سربرکشیدن پرسش هائی
است که همه در پیوند با زمانه و دورانی که روزگار او و خاستگاه تضادها
و سردرگمی های او است، به معنا می رسد و این نظریه را تأئید می کند که
نوشتن خودزندگینامه کشش فرهنگی و به زمان و مکان مقید است.
نوشته های آلاحمد درباره خودش روایت دگرگونی
جوانک مذهبی ازخانوادهگریخته
(7) است به فرزند بلاکشی که ایمان پدر را از دست داده و بی ایمانی را
هم تاب نمی آورد. آلاحمد هم زمان با روی گرداندنش از خانه پدری هم از
جهان آشنا و بر جای خودِ سنت برای همیشه رانده می شود، هم همراه با ما
که همروزگاران اوئیم، به جهانی پا می گذارد که هیچچیز آن به جهان
آشنای سنتی و خانه پدری نمی ماند. گام های کورمال کورمال آلاحمد در
این جهان و راهی که آن جوانک مذهبی
ازخانوادهگریخته برای شناختن کوچه پس
کوچه های آن پشت سر می گذارد، در
مثلا شرح احوالات
روایت شده است.
مثلا
شرح احوالات
هم شرح احوالات آلاحمد است و هم روایت استحاله
انسان ایرانی رضا به سرنوشت و بیسرگذشت سنتی است به انسانی که سرگذشتی
دارد که سرگذشت تنها خود او است؛ سرگذشت بیِپیوند و ازهمگسستهئی که
سرگذشت زمانه و روزگار او هم است.
...
در یک چاه و
دو چاله آلاحمد از سطح و روساخت زندگییش گذر می کند که سرفصلهای آن را رویدادهای سیاسی و اجتماعی تشکیل می
دهند. از پس غبار سالیان به چاه و چاله هائی می نگرد که دیگران بر سر
راهش کنده اند؛ لغزیدنهایش را با همه "تیزهوشی"، به درون این چاله ها
و چاه ها به یاد می آورد و به قلمروی گام می نهد که پای گذاشتن در آن
در حکم نوعی استریپتیز روحی است. در این کتاب آلاحمد- همان طور که به
طور نمونه در نوشته های ژان ژاک روسو می بینیم- خودش را به
صاحب این قلم
و یک من درونی
تقسیم می کند که راوی شرح احوالات صاحب این قلم
است. یعنی قلم را از دست صاحب همیشگییش که
عادت دارد در سفرهای ناهموار ناهنجار گاهی
شلاقی به تن خودش بزند می گیرد و به جای
شلاق به دست آن من درونی
می دهد و از زبان این من درونی درباره خودش، لغزشهایش و شلاقهائی که
خورده است، چنین می نویسد:
من می دانم که هنوز بابت این دو- سه لغزش، "او" به خودش سرکوفت می زند.
و حالا آمده مرا شاهد گرفته و خودش کناری نشسته و قلم را سپرده دست من.
هم چو شلاقی. و این یعنی مازوخیسم؟ بگذار روانکاوان توی دل شان قند آب
کنند.
(8)
در این اعترفات، همچنانکه در اعترافات مدرن اروپائی می بینیم، سهگانه مدرن لغزش- شلاق- خودشناسی به جای سهگانه سنتی گناه- اعتراف-
آمرزش نشسته است.
...
در سنگی بر
گوری خطوط پیکر و سیمای "من" آلاحمد با
روشنی بیشتری به پدیداری می رسد و با شفافیتی که در فرهنگ ما نظیر
شناختهشدهئی ندارد، در برابر همه عریان می شود.
سنگی بر گوری
درست به همین اعتبار، بیش از همه نوشته های دیگر آلاحمد به قلمرو
خودزندگینامه در تعریف خاص آن نزدیک می شود و پیوند میان کلنجار رفتن
های او را با خودش و درآویختنهایش را با جهان بیرون و گرفتار بودنش را
در شبکه درهم تافتهئی از ناهمخوانیها و فضاهای ناهمزمانی نشان می
دهد که مشخصه روزگار او است.g
_______________________________________________________________
1-
آل احمد، جلال.
کارنامه سه ساله.
تهران: کتاب زمان، ص164.
2-
آل احمد، جلال.
سنگی بر گوری.
کتابفروشی ایران، بتزدا، مریلند، آمریکا، 1991، صص71- 72.
3-
داریوش آشوری در
یادنامه جلال آل احمد
[به کوشش علی دهباشی، تهران، 1378، ص656] به پیوند میان زندگی و نوشتههای آلاحمد چنین اشاره می کند:
نوشته ها و خلق و خو و رفتارش... در هم تنیده بود... او با نوشتن زندگی
می کرد... می خواست ظاهر و باطن یگانه ئی داشته باشد و از همینرو همانگونه می نوشت که زندگی می کرد و همانگونه زندگی می کرد که می نوشت.
4- سیمین دانشور به پیوند میان درون آشفته و
بیرون برآشفته آلاحمد در شوهر من؛
جلال چنین اشاره می کند:
اگر جلال در نوشته هایش میان سیاست و ادب، کفر و ایمان، اعتقاد مطلق و
بیاعتقادی در جدال است، در زندگی روزمره هم همینطور است. مشکل جلال
که خودش مشکل بسیاری از بندگان خدا را مطرح کرده، در دوگانگی شدید میان
زندگی جسمی و روحی او است.
[یادنامه
جلال آلاحمد، به کوشش علی دهباشی،
تهران، 1378، ص72]
5 -
آلاحمد، جلال.
غرب زدگی،
تکثیر از اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا و انجمن اسلامی
دانشجویان در آمریکا و کانادا، 1358، ص6.
6-
همان
7-
آلاحمد، جلال.
یک چاه و دو چاله و مثلا
شرح احوالات،
انتشارات رواق، چ 1. تهران: ص52.
8-
همان، ص9