الهام یکتا: وضعیت نقد ادبی را در نیمه نخست دهه هشتاد چگونه ارزیابی
می کنید؟ آیا تحولی در آن اتفاق افتاده است و می توان آینده متفاوت از
دهه های گذشته را در نیمه دوم دهه هشتاد متصور شد یا خیر؟
حسین پاینده:
به اعتقاد من، درخورتوجهترین اتفاق در حوزه نقد ادبی در نیمه نخست
دهه 1380 در کشور ما، انتشار
مجموعه نظریه و نقد ادبی (نشر
روزنگار) بود. نقد ادبی در ایران اغلب با دو کار اشتباه شده است: یکی
تمجید و تحسین نویسندگان و دیگری ایراد گرفتن از کار آنان. با بررسی
نوشتههائی که اغلب با عنوانهائی مانند "نقدی بر رمان..." یا "نقدی بر
شعر..." در نشریه های ادبیِ ما منتشر میشوند، به سهولت میتوان
مصداقهای این تلقیِ نادرست از نقد ادبی را دید. به طریق اولی، جلسه
هائی که در نقد مجموعه داستانهای کوتاه یا رمانهای جدید برگزار
میشوند، مؤیِدِ این حقیقتند که در آن ها اغلب از سجایای شخصِ نویسنده
یا "دید" او و "جای گاهش" و از این قبیل صحبت میشود، اما یگانه اتفاقی
که در این جلسه ها و نیز در در مقاله های "نقد" رخ نمیدهد، بررسیِ خود
متن با استفاده از نظریههای نقادانه است.
نقد ادبی یعنی بحث درباره معناهای
دلالتشده متن بر اساس مفاهیم و روششناسیهای برآمده از نظریههای
ادبی. به سبب ناشناخته بودن این نظریهها
در کشور ما، تاکنون تلقی ما از منتقد این بوده است که وی باید
"ایرادها" یا "اشکالات" کار را مشخص کند یا از شخص نویسنده تعریف کند.
راقم این سطور، وقتی در سال 1380 پس از اتمام
تحصیل به کشور بازگشت، با توجه به رشته تحصیلی خود (نظریه و نقد ادبی)
تصمیم گرفت وضعیت کتابها و منبع های موجود را به زبان فارسی در این
زمینه بررسی کند. حاصل این بررسی نشان داد متأسفانه هنوز از کتابی برای
تدریس نقد ادبی در رشته ادبیات فارسی استفاده میشود که حدود نیمقرن
پیش انتشار یافته بود. به طریق اولی، در رشته ادبیات انگلیسی از کتاب
افستشدهئی استفاده میشد که چهل سال پیش در آمریکا برای تدریس مقدمات
نقد ادبی به دانشآموزان سال آخر دبیرستان تدوین شده بود. البته برخی
تلاشهای ارزش مند به منظور ترجمه منبع های جدیدتر درباره نقد ادبی
صورت گرفته بود، اما این کتابهای پراکنده به دلایل چندی هیچ تأثیر
محسوسی در وضعیت نقد ادبی یا حتا تدریس نقد ادبی در کشور ما باقی
نگذاشته بودند. بدین ترتیب، جای تردید نبود که نیاز مبرمی به ترجمه
منبع های جدید در زمینه نظریههای نقد ادبی و نیز تألیف کتابهائی
وجود داشت که این نظریهها در آنها به ادبیات فارسی اِعمال شوند.
انتشار این مجموعه هم
چنین زمانی آغاز شد که به سبب فقدان منبع های معتبر یا فهمیدنی
درباره نقد ادبی، بسیاری کسان (خواه در جلسه های نقد که توسط کانونها
و محفل های ادبی برگزار میشد، خواه در برنامههای ادبی تلویزیون و خواه
در کلاسهای درس در دانش گاه) بیمحابا خود را متخصص نقد ادبی معرفی
میکردند و استنباطهای مغشوش و نامستدل خود را از آثار ادبی زیر عنوان
نقد ادبی عرضه میکردند. این اشخاص اگر قرار بود متنی از ادبیات فارسی
را نقد کنند، به جزئیات متن اشاره نمیکردند و هیچ نظریه معیّنی را
برای مستدل ساختنِ گزارههای خود مورد استناد قرار نمیدادند. اگر هم
به متنی از ادبیات غیرفارسی میپرداختند، صرفاً آرای منتقدان غربی را
(بدون نام بردن از منبعشان) بازمیگفتند.
با توجه به این وضعیت
بود که راقم این سطور طرح انتشار مجموعه نظریه و نقد ادبی را
تهیه کرد و پس از بازخوانی و مرور منبع های جدید نقد ادبی، کتابهائی
را که به ویژه برای ارتقای این حوزه در ایران مناسب میدانست، برای
ترجمه و تألیف مشخص ساخت. هدف از انتشار این مجموعه، پایان دادن به هرج
و مرجِ ناشی از ترجمههای پراکنده، نامناسب، نافهمیدنی و بیثمر موجود
در زمینه نقد ادبی و یاری رساندن به شکلگیری جریان هویت مند و مبتنی
بر نظریه نقد ادبی در کشور ما بود. بر مبنای این طرح، کتابهای این
مجموعه در دو مرحله به علاقهمندان عرضه میشود. در مرحله اول اجرای
این طرح، به آن دسته از کتابهای نقد ادبی اولویت داده میشود که برای خوانندگانِ کم و بیش نامتخصص نوشته شدهاند. هدف این بود که مجموعهئی
از مهمترین ره یافتهای نقادانه، بر مبنای ترتیب تاریخی از ابتدای قرن
بیستم به این سو، به شیوه فهمیدنی و دنبالکردنی، به خواننده معرفی
شوند. برای مرحله دوم (سطح پیشرفته)، مجموعههائی از مقاله های نوشته
نظریهپردازان اصلی، برای ترجمه گزینش شدند. اولین مجلد از این مجموعه
در اردیبهشت سال 1382 منتشر شد و با اقبال دوست داران این حوزه مهم از
مطالعات ادبی مواجه شد. از آن زمان تاکنون، در مجموع هفت مجلد از
کتابهای مجموعه نظریه و نقد
ادبی منتشر شدهاند که به ترتیب
عبارتند از:
-
پیشدرآمدی بر مطالعه نظریه ادبی،
نوشتهی راجر وبستر، ترجمه الهه دهنوی
-
گفتمان نقد، نوشته حسین پاینده
-
درس نامه نظریه و نقد ادبی،
نوشته کیت گرین و جیل لبیهان، ترجمه گروه مترجمان
-
قرائتی نقادانه از رمان چهره مرد هنرمند در جوانی شاهکار جیمز جویس، نوشته دیوید سیْد، ترجمهی منوچهر بدیعی
-
مدرنیسم و پسامدرنیسم در رمان، گزینش و ترجمه حسین پاینده
-
نقد ادبی و مطالعات فرهنگی: قرائتی نقادانه از آگهیهای تجاری در
تلویزیون ایران،
نوشته حسین پاینده
-
درآمدی بر نظریهها و روشهای نقد ادبی،
نوشته چارلز برسلر، ترجمه مصطفی عابدینیفرد
هم چنین دو مجلد بعدی این مجموعه که بهزودی منتشر خواهند شد، عبارتند
از:
-
نظریههای نقد ادبی معاصر،
نوشته
لُیس تایسن، ترجمه مازیار حسینزاده و
فاطمه حسینی
-
درآمدی تاریخی بر نظریه ادبی از افلاطون تا بارت،
نوشته ریچارد هارلند، ترجمه بهزاد برکت
اکنون، در آغاز نیمه دومِ دهه 1380، شاید
بتوان گفت آرامآرام فضای متفاوتی در حوزه مطالعات نقادانه در کشور ما
در حال به وجود آمدن است. اکنون از نظر بسیاری مخاطبانی که در جلسه های
نقد کانونها و محفل های ادبی یا کلاسهای نقد ادبی در دانش گاه شرکت
میکنند، دیگر پذیرفتنی نیست کسی بدون اتکا به نظریههای ادبی و بدون
پرداختن به جزئیات متن، صرفاً از خوش آمدن یا بد آمدنش از اثرِ مورد
بحث صحبت کند، یا ردپای زندگی نامه نویسنده را در اثر بیابد، یا
بخواهد از متن های ادبی مجموعهئی از پندهای اخلاقی را استنتاج کند. کم
ترین فایده انتشار کتابهای این مجموعه این بوده است که با یاری رساندن
به شکلگیری جریان هویت مند و مبتنی بر نظریه نقد ادبی در کشور ما،
زمینه مناسبی را برای مطرح شدن و رشد این حوزه مهم از مطالعات ادبی و
فرهنگیِ معاصر فراهم کرده و موجب ارتقای درک و توقعاتِ دستاندرکاران
مطالعات ادبی از نقد ادبی شده است.
باید افزود کتابهای این مجموعه به ویژه برای
دانش جویان و دانشآموختگان رشته ادبیات فارسی سودمند بوده است که با
گذراندن فقط دو واحد درس نقد ادبی در دوره لیسانس و بدون گذراندن هیچ
درسی در نقد ادبی در دوره فوقلیسانس و دکترای ادبیات فارسی در کشور
ما، بیش ترین و مبرمترین نیاز را به فراگیری نظریههای جدید ادبی و
نقد ادبی مدرن دارند. تماسهای مشوقانه خوانندگان با سرپرست این
مجموعه و نیز با ناشر این کتابها، مویِّد این حقیقت است که در عمل بیش
ترین خوانندگان این کتابها را کسانی تشکیل میدهند که در رشته زبان و
ادبیات فارسی تحصیل کردهاند یا میکنند. امید میرود انتشار این
مجموعه، منبع هائی معتبر و درخور اتکا در زمینه نقد ادبی را در دسترس
علاقهمندانِ این حوزه قرار داده باشدg