دارالترجمه رسمی
آبيز
 
مرکز فوريت‌های ترجمه

ميدان تجريش، جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
 
جنوب شرقی ميدان انقلاب  بالای بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

___________
 

 
ققنوس
 
 منتشر کرد
 

 
 
ازل تا ابد
 
درون کاوی رمان
  سمفونی مردگان
 

 الهام یکتا
 
___________
 
 
فرهنگ ایلیا
 
منتشر می کند
 
سخن آینه ها
مجموعه گفت و گوهای شماره 1-
30 آینه ها

الهام یکتا
___________

فرهنگ ایلیا
 
منتشر می کند

زنانه نویسی آینه ها

مجموعه گفت وگو درباره زنانه نویسی

الهام یکتا

 

 


نسبت های بینامتنی

ترجمه و تألیف: الهام یکتا

eyektam@gmail.com

 


 

نسبت های بینامتنی (Intertextuality) یا خلاصه تر آن بینامتنیت، اصطلاحی است که ژولیا کریستوا باب کرد. او با الهام از تصور میخائیل باختین از مکالمه گرائی (رابطه الزامی هر گفته با دیگر گفته ها) سـاخته شدن یک متن را از دیگر متن ها چنین نام گذاری کرد. به نظر او هیچ اثری خودبسنده و به تنهائی حاکم بر کل خویش نیست. بل که حاصل جذب و دگرگونی متن های دیگر یا معرقی از نقل قول ها است. بنابراین هیچ متن قائم به ذاتی وجود ندارد. آن چه هست "بینامتن" است که از متن های بی شمار دیگری تشکیل شده است و هستی یش فقط از طریق ارتباط با متن های دیگر تعین می یابد.

از دید کریستوا بینامتنیت به تأثیرپذیری اثر یا مؤلف از اثر یا مؤلف دیگر ربطی ندارد. به عبارت به تر تأثیرپذیری صرفا صورت محدود شده و محدودکننده ئی از بینامتنیت است. به نظر می رسد کریستوا علاقه نویسنده به اثر مبدأ یا حتا نفرت وی را از آن نادیده می گیرد. در حالی که این دو حالت متضاد می تواند بر شدت یا کم رنگی حضور اثر مبدأ در اثر نویسنده دخیل باشد. به همین سیاق می توان مکالمه بی پایان بین متن ها، بی هیچ امیدی به دست یابی به توافق یا متوقف شدن در نقطه ئی مورد توافق ژاک دریدا را زیر سؤال برد. چون اساس ایجاد رابطه بینامتنی یا به دلیل توافق است یا عکس آن. بنابراین مهم ترین عامل ایجاد بینامتنیت، همانا "رابطه" دو متن است که به تأسی از علاقه یا نفرت هنرمند شکل می گیرد. شاید به همین دلیل ها است که رولان بارت پیش نهاد مرگ مؤلف خود را پس می گیرد و آن را معتدل تر می کند و پایه های سخن قاطعانه دریدا  که بیرون  از  متن هیچ نیست، لرزان می شود. عامل های دیگری مانند معناگریزی، گسست، مرکزیت نداشتن متن در پست مدرنیسم یا زبان استعاری و تناقض نمائی (Oxymoron) هم دخیل می شود تا دیگر نتوان از واحد بودن و اقتدار تام متن سخن گفت.   

میزان و نوع نسبت بینامتنی با میزان خوانده های نویسنده/ شاعر نیز رابطه مستقیم دارد. برای مثال نویسنده فرهیخته ئی مانند تی. اس. الیوت، با سرزمین هرز خود یکی از نمونه های ماندگار و البته مشکل نسبت های بینامتنی را پدید آورد. این شعر بلند او  از عبارت هائی مشحون است که از این یا آن کتاب مربوط به چند قرن اخیر برگزیده شده اند و خواننده برای دریافت مفهوم شعر سرزمین هرز ناچار از آشنائی با آن متن ها است.

 در زبان فارسی نیز بوف کور صادق هدایت را داریم که در وهله نخست با یکی از آثار پیشین خود او؛ نمایش نامه ئی به نام پروین دختر ساسان نسبت بینامتنی برقرار می کند.

نمونه دیگر استفاده از تمهید نسبت های بینامتنی در ادبیات معاصر، رمان های عباس معروفی است . بینامتنیت یکی از تمهیدهای معمول او برای ایجاد پیوند بین اثر خود با آثار دیگر است. برای مثال در رمان سمفونی مردگان، در بخش غرق شدن قایق اورهان و دوستانش در شورآبی، به کتاب بار دیگر شهری که دوست می داشتم نادر ابراهیمی نقب زده است. البته به دلیل ناشناخته بودن این تمهید نزد نویسنده اثر مبدأ، معروفی به سرقت ادبی متهم شد! به همین ترتیب با آوردن فضای برفی و سرد رمان مادرم بی بی جان اصغر الهی به رمان نخست خود! به رغم این جنجال ها، معروفی این تمهید را در رمان  سال بلوا نیز استفاده می کند. داستان جاوید اسماعیل فصیح یکی از متن هائی است که معروفی رمان دوم خود را به آن پیوند می زند. او جاوید؛ قهرمان رمان فصیح را وارد دنیای اثر خود می کند و در واقع پس از پایان رمان فصیح، حیات داستانی نوینی را برای این شخصیت رقم می زند.

نمونه دیگر در همین رمان سال بلوا صفحه 176 آن است که از زبان نوشآفرین؛ شخصیت نخست آن، گفت و گوی شبان و خداوند مثنوی مولوی را باز می خوانیم: ای خدای قهر و آشتی، چه طور ممکن است روزی روزگاری من بتوانم سرت را بر دامنم بگذارم و موهات را شانه کنم؟ 

نمونه های نسبت های بینامتنی در سال بلوا بسیار است که برای حسن ختام،  به عبارت حسینا با باد آمده بود و با باد رفته بود اشاره می کنم. این عبارت در اصل در فیلم مری پاپینز و درباره او شنیده می شود.

 چنان که پیدا است، نسبت های بینامتنی موجب می شود حجم و ژرفای معنائی اثر بسط عظیم پیدا کند و تا مرز بی نهایت پیش رود. زیرا این تمهید به هنرمند امکان می دهد با یک جمله یا عبارت یا مجموعه ئی از تصویرها یا ماجراها، اثر دیگری را با تمام مشخصه هایش مانند لحن، حس، فضا، معنا، منطق، مقصود و... وارد اثر خود کند.

نسبت بینامتنی از طریق تمثیل (Allusion) نیز امکان پذیر است. تمثیل پیشینه بسی قدیمی تر از نسبت های بینامتنی در مفهوم مورد نظر ژولیا کریستوا دارد. ارجاع به یک اثر ادبی، شخصیت، مکان یا واقعه ادبی یا تاریخی تمثیل نامیده شده و از دیرباز مورد استفاده شاعران یا نویسندگان قرار می گرفته است. اما تمثیل در بیش تر موقع ها یک کلمه یا عبارت است و با تعریف بالا، در زیرمجموعه نسبت های بینامتنی قرار می گیرد. زیرا بینامتنیت با بیش از یک کلمه نیز برقرار می شود و می تواند مرجع مجازی داشته باشد. یعنی مانند همان ماجرای غرق شدن قایق در شورآبی رمان سمفونی مردگان به اثر داستانی دیگری مربوط شود. تفاوت دیگر بین تمثیل و بینامتنیت این است که تمثیل می تواند خصوصی باشد. یعنی هنرمند متنش را به واقعه یا موضوعی ارجاع دهد که فقط او و اندک کسان دیگری از آن باخبر باشند. اما بینامتنیت معمولا عمومی تر است و به دلیل متن/ فیلم بودن، می تواند خوانندگان/ بینندگان بسیاری غیر از نویسنده را از آن خود داشته باشد.          

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------- 

منبع:

1- Abrams, M. H. A Glossary of Literary Terms, 7th edition.

 2-  پین، مایکل. فرهنگ اندیشه انتقادی از روشن گری تا پسامدرنیته ترجمه پیام یزدان جو. تهران: مرکز، 1382، 930 صفحه.

3- باومن، زیگمونت. اشارت های پست مدرنیته ترجمه حسن چاوشیان. تهران: ققنوس، 1384، 382ص.

 

 

 

 

 

 

 

 

صفحه اول   .   درباره ما  .   شماره هاي پيشين   .  از دل برآيد  .  روز من   .   خاطره   .    خبر
 
گزارش   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز   .   از اين قلم   .   گفت و گو   .   نامه
  آینه های دیگر   .    کودک و نوجوان   .   هزارتو   .    شماره آخر