[علی باباچاهی:]
سپهری یا به طور مبالغه آمیزی مورد ستایش قرار
گرفته یا به طور غیرمنصفانه ئی نکوهش شده است. افزون بر این شعرهای او
گاه با بی دقتی خوانده شده است. براهنی در مورد عدم حساسیت های زبانی
در شعر سپهری می نویسد: «شاعری که تکنیک را نداند، نمی ماند. در کار
سپهری زبان فاقد آن تکنیک نیرومند است. آدم احساس می کند چیزها را عوضی
می بیند. مثلا به جای آن که انسان در آب ماهی ببیند، احساس می شود ماهی
در آب به انسان می نگرد.»
در حاشیه این اظهارنظر باید گفت:
الف- برخی شاعران نیز از فرط تأکید بر تکنیک، نمی مانند.
ب- وقتی "ماهی" با تمهیدات زبانی شاعر بتواند از درون آب، به انسان
بنگرد یا چنین تصوری به ما دست دهد، این همان چیزی است که تکنیک نامیده
می شود. براهنی در جای دیگری و در مورد شعر دیگری از سپهری می نویسد:
«... وقتی سپهری می نویسد "می دانم سبزه ئی را بکنم، خواهم مرد."
ارتباط درونی بین کلمه های شعر وجود ندارد. در واقع زبان، زبان منثور
است. منطق خاص نثر بر آن حاکم است. می دانم اگر سبزه ئی را بکنم، خواهم
مرد. بین کندن سبزه و مردن، رابطه منطقی ایجاد شده است. اساس این شعر
بر منطقی است خارج از شعر، رابطه، علت و معلولی است.»
من بی آن که با تمام اظهارنظرهای دکتر براهنی در خصوص شعرهای سپهری
مخالف باشم، در این مورد باید از ایشان پرسید کدام رابطه منطقی؟ کدام
علت و معلول؟ و تاکنون کدام آدم بخت برگشته ئی را دیده ئید (شنیدن هم
قبول است!) که با کندن سبزه ئی مرده باشد؟ پس اگر وزن را هم از این شعر
بگیریم، باز هم شعر باقی خواهد ماند. با میزان ارزش زیبائی شناختی این
شعر فعلا کاری ندارم.
صفحه های 193- 194
[علی باباچاهی:] بیش تر شاعران مدرن جهان به مسخ شدگی ارزش های انسانی
از جمله عشق و تغزل اعتراض دارند. اوکتاویو پاز از این که در عصر ما،
مرد زن را صرفا به وسیله لذت و حتا کسب تفاهم و طریقی برای دست یابی به
بقا و زاد و ولد بدل می کند، معترض است. از این که زنانگی زن در قرن
حاضر در اشکالی بروز می کند که مردها نقشه آن را کشیده اند، به خشم می
آید. پاز با افسردگی عنوان می کند ما مجبوریم عمیق ترین عواطف خود را
با تصوری که گروه اجتماعی از زن می پسندد، تطبیق دهیم. اگر این اعتراض
را اعتراضی مکزیکی بدانیم، کالائی شدن عشق و به حاشیه رانده شدن شعر،
خشمی ایرانی را لااقل از سوی برخی شاعران به دنبال خواهد داشت. به هر
صورت در ده کده جهانی کسی فرصت گوش دادن به آواز قناری های عاشق را
ندارد؟
صفحه 229 بیرون پریدن از صف
به کوشش مازیار نیستانی
مؤسسه فرهنگی- هنری مفرغ