دارالترجمه رسمی
آبيز
 
مرکز فوريت‌های ترجمه

ميدان تجريش، جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
 
جنوب شرقی ميدان انقلاب  بالای بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

___________
 

 
ققنوس
 
 منتشر کرد
 

 
 
ازل تا ابد
 
درون کاوی رمان
  سمفونی مردگان
 

 الهام یکتا
 
___________
 
 فرهنگ ایلیا
 
منتشر می کند
 
سخن آینه ها
مجموعه گفت و گوهای شماره 1-
30 آینه ها

الهام یکتا
___________

فرهنگ ایلیا
 
منتشر می کند

زنانه نویسی آینه ها

مجموعه گفت وگو درباره زنانه نویسی

الهام یکتا

___________

 

 

 

 


تا کشف و شهود، رمز معنا شدن است

هر قطره پر از مجال دریا شدن است

درویش به خلسه رفته می داند و بس

هر گم شدنی کلید پیدا شدن استg

 

صفحه 38 باران که بیاید همه عاشق هستند ایرج زبردست

روشن مهر

 

 

 


اهمیت نماد در این است که نماد صورتی از خودنمودن و چه بسا برترین صورت آن باشد. نماد اگر چه بازنمائی می کند، خلاف سایر اشکال بازنمائی، ما را متوجه فراسوی خود نمی سازد. نماد حاوی همه آن چیزهائی است که برای سر و سامان دادن به بازی آزادانه تخیل و فهم به آن ها حاجت است. از آن جائی که نماد خود را بازمی نماید، وافی به نفس است
g

 

صفحه های 42- 43 فلسفه هنرها گوردون گراهام

نشر ققنوس

 
 


در شهر زشت ما

این جا که فکر کوته و دیواره بلند

افکنده سایه بر سر و بر سرنوشت ما

من سال های سال

در حسرت شنیدن یک شاخ سار سبز

یک چشمه، یک درخت

یک باغ پرشکوفه، یک آسمان صاف

در دود و خاک و آجر و آهن دویده امg

 

صفحه 112 برگزیده شعرها فریدون مشیری
 

 


 

در- چون  دهنم- گشوده ماند از بهت

او آمده بود و شمع در دستش

دل گفت: «فرشته است و شیطان نیست.»

در از پی او دوید و، او بستشg

صفحه های 110- 111 شام بازپسین نادر نادرپور
 

 

 

[علی باباچاهی:] سپهری یا به طور مبالغه آمیزی مورد ستایش قرار گرفته یا به طور غیرمنصفانه ئی نکوهش شده است. افزون بر این شعرهای او گاه با بی دقتی خوانده شده است. براهنی در مورد عدم حساسیت های زبانی در شعر سپهری می نویسد: «شاعری که تکنیک را نداند، نمی ماند. در کار سپهری زبان فاقد آن تکنیک نیرومند است. آدم احساس می کند چیزها را عوضی می بیند. مثلا به جای آن که انسان در آب ماهی ببیند، احساس می شود ماهی در آب به انسان می نگرد.»

در حاشیه این اظهارنظر باید گفت:

الف- برخی شاعران نیز از فرط تأکید بر تکنیک، نمی مانند.

ب- وقتی "ماهی" با تمهیدات زبانی شاعر بتواند از درون آب، به انسان بنگرد یا چنین تصوری به ما دست دهد، این همان چیزی است که تکنیک نامیده می شود. براهنی در جای دیگری و در مورد شعر دیگری از سپهری می نویسد:

«... وقتی سپهری می نویسد "می دانم سبزه ئی را بکنم، خواهم مرد." ارتباط درونی بین کلمه های شعر وجود ندارد. در واقع زبان، زبان منثور است. منطق خاص نثر بر آن حاکم است. می دانم اگر سبزه ئی را بکنم، خواهم مرد. بین کندن سبزه و مردن، رابطه منطقی ایجاد شده است. اساس این شعر بر منطقی است خارج از شعر، رابطه، علت و معلولی است.»

من بی آن که با تمام اظهارنظرهای دکتر براهنی در خصوص شعرهای سپهری مخالف باشم، در این مورد باید از ایشان پرسید کدام رابطه منطقی؟ کدام علت و معلول؟ و تاکنون کدام آدم بخت برگشته ئی را دیده ئید (شنیدن هم قبول است!) که با کندن سبزه ئی مرده باشد؟ پس اگر وزن را هم از این شعر بگیریم، باز هم شعر باقی خواهد ماند. با میزان ارزش زیبائی شناختی این شعر فعلا کاری ندارم.

صفحه های 193- 194

 

[علی باباچاهی:] بیش تر شاعران مدرن جهان به مسخ شدگی ارزش های انسانی از جمله عشق و تغزل اعتراض دارند. اوکتاویو پاز از این که در عصر ما، مرد زن را صرفا به وسیله لذت و حتا کسب تفاهم و طریقی برای دست یابی به بقا و زاد و ولد بدل می کند، معترض است. از این که زنانگی زن در قرن حاضر در اشکالی بروز می کند که مردها نقشه آن را کشیده اند، به خشم می آید. پاز با افسردگی عنوان می کند ما مجبوریم عمیق ترین عواطف خود را با تصوری که گروه اجتماعی از زن می پسندد، تطبیق دهیم. اگر این اعتراض را اعتراضی مکزیکی بدانیم، کالائی شدن عشق و به حاشیه رانده شدن شعر، خشمی ایرانی را لااقل از سوی برخی شاعران به دنبال خواهد داشت. به هر صورت در ده کده جهانی کسی فرصت گوش دادن به آواز قناری های عاشق را ندارد؟

صفحه 229 بیرون پریدن از صف به کوشش مازیار نیستانی

مؤسسه فرهنگی- هنری مفرغ

  
 


الف- حق یک کره ست

- با چرخشی که با او-

          "رعنای مستبدی" ست.

هر جانب از جوانب را می گردد

پس: حق به جانب همه کس هست.

ب- حق طفل نوپائی است، نوپا

اکنون

از شیرخشک، اشباع

   در باغ های خرم خواب است.

حق، یک باکره است

   مغرور، بی ترحم

و اکنون آرام

با عشوه دارد می آید

 

-          حق یک "مربع" است، نه!

               یک مستطیل کامل

ضلع بلندتر: مشرق. اضلاع دیگرش: جوانب دیگر

چون قاب کهنه ئی است، این عکس کهنه را

- که جهان باشد-g

صفحه 31 دی روز، خط فاصله منوچهر نیستانی

 
 


با همه این ها که بنمودی

ای سریویلی

تو نکوکاری. نکوکاران

از پی درمان بیماران

بار هر زهری کشیده

روی بس منفور دیده

حرف های این جهان و زشتی کردارهای آن چه می ارزد

که به دل، مرد نکوکاری از آن لرزد؟

صفحه 340 دفتر اول مجموعه آثار نیما یوشیج

 

 

 

 

 

صفحه اول   .   درباره ما  .   شماره هاي پيشين   .  از دل برآيد  .  روز من   .   خاطره   .    خبر
 
گزارش   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز   .   از اين قلم   .   گفت و گو   .   نامه
  آینه های دیگر   .    کودک و نوجوان   .   هزارتو   .    شماره آخر