دارالترجمه رسمی آبيز
 
مرکز فوريت‌های ترجمه

ميدان تجريش، جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
 
جنوب شرقی ميدان انقلاب  بالای بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

___________
 

 
ققنوس
 منتشر کرد


ازل تا ابد
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________

 فرهنگ ایلیا
 
منتشر می کند
 
سخن آینه ها
مجموعه گفت و گوهای شماره 1-
30 آینه ها

الهام یکتا
___________

فرهنگ ایلیا
 
منتشر می کند

زنانه نویسی آینه ها

مجموعه گفت وگو درباره زنانه نویسی

الهام یکتا

 

 

 

 


سیمین دانشور

درنگی بر سرگردانی های شهرزاد پسامدرن

جواد اسحاقیان

گل آذین

1385

2000 نسخه

192 صفحه

2200 تومان

سرفصل های این کتاب اسحاقیان که به خوبی می توانند نشانه محتوای آن در نقد آثار سیمین دانشور باشند، عبارتند از:

- در گستره ادبیات فمینیستی

- نقد جامعه شناختی جزیره سرگردانی

- نگرش و هنجارهای نقد پسامدرن

- از رگتایم دکتروف تا جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان

در "سخن پیشین" نیز اسحاقیان به نکته های جالبی اشاره می کند:

دکتر سیمین دانشور بی گمان در برخی سویه ها "یگانه" است: با آن که در اشرافیت قاجاری ریشه دارد (با توجه به ماهیت و نقش خودکامانه تاریخی اشرافیت و نه به اعتبار نفس اشرافیت طبقاتی) سخت فرهیخته افتاده است. ...

انتشار رمان موفق و هنرمندانه سووشون در 1348 وی را به عنوان نخستین رمان نویس زن ایران، به ایران و جهان معرفی کرد. شمارگان میلیونی این اثر و نیز ترجمه این اثر (گویا) به شانزده زبان زنده دنیا، از وی داستان نویسی جهانی ساخت و به گفته خودش به تازگی در کلاس های ادبیات داستانی دانش گاه سوربن فرانسه به معرفی این کتاب نیز پرداخته اند. ... هویت واقعی هنری دانشور با انتشار رمان های او پس از درگذشت همسرش، جلال آل احمد آشکارتر می شود؛ یعنی هنگامی که به یک تعبیر توفیق یافته از آسیب ذهنیت مطلق گرای وی ایمن شود. چنین به نظر می رسد که جز تحول ذهنی تدریجی و ناگزیر نویسنده، مطلق گرائی وی در پرداخت شخصیت های یک بعدی در آثار پیش از 1348 در مطلق گرائی ذهنی آل احمد ریشه داشته باشد.

 

 


بیرون پریدن از صف

به کوشش مازیار نیستانی

مؤسسه فرهنگی هنری مفرغ

1385

1500 نسخه

400 صفحه

4000 تومان

بیرون پریدن از صف مجموعه گفت و گوها و برخی مقاله های علی باباچاهی است. به ویژه او در گفت و گوهایش می کوشد شارح شعر پست مدرن و تلاش هایش درپدید آوردن آن در ایران باشد. او چند بار تأکید می کند:

در عین حال من شخصا خود را ملزم به رعایت مو به موی مؤلفه ها و مشخصه های پست مدرنیست ها یا هر ایسم و ایست دیگر نمی کنم: نخست خوانش دقیق، سپس درونی و بومی کردن جنبه های مثبت آن. [ص19]

 

من فکر می کنم شعر پست مدرن باید فرآیند آئین یا اخلاقی پست مدرنیستی باشد، آن هم نه بدین معنا که مؤلف (فرض می کنیم مؤلف هنوز نمرده است!) باید حتما از متن جامعه ئی برآمده باشد که فرهنگ و فلسفه و تکنولوژی دوران مدرن را از سر گذرانده باشد، بل که شاعرِ "راهِ رشد کنارگذر"، باید محورها و مؤلفه های فلسسفی- هنری پست مدرنیست ها را درونی کرده و به آن رنگ بومی بخشیده باشد. [ص 20]

 

خانم ها و  آقایان  محترم! واقعیت امر این است که دیگر برای پس فرستادن این محموله (آرا و عقاید فلاسفه متأخر) به صاحبان اصلی یش در فرنگ دیر شده است. تازه این اقدام نه چندان شایسته از سوی آدمیان با فرهنگ دوهزار و خرده ئی ساله کمی بعید است! آش نذری نیست، اما آش کشکی است که در همین ده کده جهانی بار گذاشته شده. کمی دیر البته به دست ما رسیده... . [ص 90]

 نکته در این جا است که آدمی با خواندن آرای فیلسوفان به قواره آن ایسم درنمی آید. در تاریخ مکتب های هنری، وقتی از هر ایسمی و به ویژه  نئوکلاسی سیزم، رمانتی سیزم، رئالیسم، مدرنیسم و پست مدرنیسم سخن به میان می آید، عنوان "روح دوران" به آن می دهند. یعنی در همه اقلیم های هنری و حتا علمی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی  و... می توان شاهد حضور آن بود. به تعبیر رزا لوکزامبورگ هر عصری ماده انسانی خودش را شکل می دهد. عصر پست مردن نیز همین گونه است. شاعر یا هر هنرمند پست مدرنیست زائیده دوران خود است و دقیقا به دلیل همین ده کده جهانی بودنی که باباچاهی عنوان می کند، انسان ایرانی هم به دلیل زیستن در عصر پست مردن می تواند و می باید پست مدرن باشد و نشانه های این دوران را در روح و اندیشه خود داشته باشد. منتها به دلیل طی نکردن سیر تاریخی منظم دوره ها و عصرها، دارای شدت یا ضعف در نمایان کردن مشخصه های آن  است. نمونه اش را نیز در شماره گذشته با تحلیل داستان "جشن دل تنگی" عباس معروفی در صفحه روز من نشان دادم. با خواندن آرای فیلسوفان پست مدرن شدن، حکایت همان صنعت مونتاژی است که خود آقای باباچاهی به آن اشاره دارند و از آن هم انتقاد می کنند.  قطعه های خودروئی را وارد کردن و  در این جا سرهم کردن چه فرق می کند با این که آرای فیلسوفی را بخوانیم و هر چه خواستیم تأئید یا رد کنیم و به قول ایشان بومی کنیم و بعد بشویم پست مدرن! خواندن فقط می تواند به شناخت ، به ویژه از خود کمک کند و به آن چه درون آدمی است یا نیست، وضوح ببخشد. نه این که او را به تمامی به قالب آن ایسم درآورد.   

ناگفته نماند در هر عصری می توان درست خلاف روح آن دوران  را  داشت. نمونه اش  جین آستین  و آثارش. او  در عصر رمانتی سیست ها می زیست، اما آن چه می نگاشت مثل اعلای نئو کلاسی سیزم و روح متعلق به آن دوره، یعنی دوره پیش از رمانتی سیست ها بود. بنابراین حتا روح حاکم بر دوران هم نمی تواند هنرمند را به بند کشد و او را از خلاقیت هنری باز دارد.

و اما بخش هائی از گفت و گوهای باباچاهی بیرون از عرف روزنامه نگاری است. به ویژه هر بار که پای گفت و گو با رسول یونان می نشیند. در صفحه های 56- 57 کتاب می خوانیم:

یونان: میشل فوکو می گوید قدرت در مدل است. تا جائی که می دانیم شما همیشه در جست و جوی فرم های جدید شعری هستید و اما شما در زندگی واقعی خود قیافه معمولی دارید.

باباچاهی: قیافه ام که خیلی مشکوک است! فکر می کنم آدم های معمولی، حتا قیافه های مشکوک را هم معمولی می بینند. شاید حق با شما باشد، در این صورت نیز فردی که شعرهای غیرمعمولی می نویسد، قیافه اش مشکوک و غیرمعمولی به نظر می رسد.

برای به تأخیر انداختن معنا هم که شده، می گویم معمولا قیافه های معمولی، یا معمولی است یا حتما معمولی! من شخصا شعرهای معمولی را بر قیافه های معمولی ترجیح نمی دهم.

راستی شما که قیافه تان مشکوک نیست، قیافه فوکو را معمولی یا غیرمعمولی می بینید؟ 

یا در صفحه 69:

 یونان:آقای باباچاهی، غریبه ئی که بین ما نیست. نسل شما در عرصه شعر به زور نفس می کشد. چرا شعر را  بوسیده  و  کنار  نمی روید؟

 باباچاهی: راستش پرسش های شما مجموعا تداعی کننده نکته هائی اشت که اگر اجازه بدهید نخست آن ها را بازگو کنم.

الف- جسارت و کمی عصبیت خفته در پرسش های تان مرا به یاد این جمله قصار یا ضرب المثل یا هر چه می اندازد که اگر یک بار شاگردی در محضر استادش، جسارت نورزد، عیبی را باید در وجود استاد جست و جو کرد. البته همه می دانند نه شما هرگز شاگرد من بوده ئید و نه من از کلمه "استاد" اصلا خوشم می آید. در این جا شاگرد و  استاد، به گمانم  بیش تر  جنبه  سمبلیک  پیدا می کند: جسارت یک نسل جوان در برابر نسل دیگری که می تواند میان سال یا گران سال و گران بار باشد. به هر صورت این گستاخی را از جانب شما غیرمنتظره نمی دانم.

 

 

 

 

 

 



 
صفحه اول   .   درباره ما  .   شماره هاي پيشين   .  از دل برآيد  .  روز من   .   خاطره   .    خبر
 
گزارش   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز   .   از اين قلم   .   گفت و گو   .  
نامه
  آینه های دیگر   .    کودک و نوجوان   .   هزارتو   .    شماره آخر