دارالترجمه رسمی
آبيز
 
مرکز فوريت‌های ترجمه

ميدان تجريش، جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
 
جنوب شرقی ميدان انقلاب  بالای بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

___________
 

 
ققنوس
 منتشر کرد


ازل تا ابد
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________

 فرهنگ ایلیا
 
منتشر می کند
 
سخن آینه ها
مجموعه گفت و گوهای شماره 1-
30 آینه ها

الهام یکتا
___________

فرهنگ ایلیا
 
منتشر می کند

زنانه نویسی آینه ها

مجموعه گفت وگو درباره زنانه نویسی

الهام یکتا

 

 


آوای زندگی

علی رضا غفاری

 
 

 


متن زیر از مجموعه نوشته هائی است که برای جلد دوم کتاب مرگ رنگ دریافت کرده بودم. اما به دلیل یک جلدی شدن آن هنگام چاپ، ناچار از حذفش شدم.

سردبیر

 

 

 

سمفونی مردگان را من برخلاف عنوانش "شعر بلند حیات" یافتم یا به تعبیری آوای زندگی.

عباس معروفی با سمفونی مردگان توانائی بی نظیر خود را در خلق شخصیت های به یاد ماندنی نشان داد.

او آفریدگار سورمه، آیدا و آیدین است که من دوست شان دارم. در سمفونی مردگان جای پای "عشق" به راحتی پیدا است و اثر انگشت خشونت نیز قابل شناسائی است.

معروفی در این رمان روایت گر بازی دوگانه عشق است. او در بازار اردبیل آن را می جوید و در شورآبی مقتلش را بر پا می کند.

حسد، کینه، بخـل، تکبر، منیت، عناد  و همه خصائل پست انسانی  در برابر  عشق  پرداخته معروفی  به ستوه می آیند  و  در هـم می شکنند. او راوی تردیدهای روزمره نیست. وی از دودلی های عذاب آور رنج می برد و به همین دلیل بی رحمانه از ورای پنجره زمستان اردبیل مرگ را پیش کش می کند. در هر حال به نظر من، سمفونی مردگان یکی از برجسته ترین آثار در قلمرو داستان معاصر ایران است و عباس معروفی با این اثر به یاد ماندنی بر بلندای قله رفیع ادبیات معاصر ایران ایستاده استg

6 مرداد 1370

  

 


امین فقیری

 

 


سمفونی مردگان
جذاب است، کشش دارد. معروفی قهرمانان رمان خود را شناخته است، اما با وجود این در مرزبندی ها دچار توهم شده است که انسان ها به دو دسته بد و خوب تقسیم شده اند. در بعضی قسمت های کتاب منطق عادی زندگی دچار تشتت شده است و انسان هر چه به خود فشار می آورد، نمی تواند بعضی حادثه ها را باور کند. یک جوان بالنده چگونه خودش را چهار سال در زیرزمین زندانی می کند. پس شعر و شعور که آیدین دارد، ره به کجا برده است؟

شخصیت ایاز پاسبان مخدوش است. معلوم نیست چرا بدین گونه فکر می کند و ادامه می دهد. آن هم در موقعیت های خاص اجتماعی و گذشت زمان.

فکر می کنم آقای معروفی به قهرمانان آن نوع زندگی را بخشیده است که خود می پسندیده است که غور و باریک نگری در زندگی مردم خلاف این امر را ثابت می کند.

با تمام تفاصیل کتاب را می شود با لذت خواند. موفق باشدg

روزنامه آینه، شماره 38، دوشنبه 19 شهریور 1369، ص7

 

 
بهرام مقدادی
 

 

تنها رمانی که در این اواخر در ایران به چاپ رسید و نویسنده آن با استفاده از صورت غربی رمان، معنای ایرانی به آن داد، رمان سمفونی مردگان بود. همه گفتند صورتش از خشم و هیاهوی فاکنر است. این درست است، ولی هیچ کس نگفت این رمان چه قدر رنگ و بوی قومی دارد و معروفی چه حرف هائی درباره جامعه ایرانی زده است. یکی از کارهائی که عباس معروفی در این رمان کرد، استفاده از اسطوره بود و او با اشاره به داستان هابیل و قابیل، برخورد طبقاتی میان دو گروه در جامعه را نشان داد که یکی اورهان؛ مظهر مردم سوداگر جامعه و دیگری آیدین؛ مظهر طبقه روشن فکر است. کار دیگرش استفاده از نام های نمادین در رمان بود. برای نمونه آیدین به ترکی یعنی روشن و به کار بستن صفت "دل خون" برای استاد. حرفه اورهان تخمه فروشی است که همانند زندگی یش پوچ و بی هوده است؛ عقیم بودنش نماد بروز قشری است که جامعه را به زوال خواهد کشانید. برف و سرمای اردبیل، کلاغ های سیاهی که روی درختان شهر می نشینند، نمادهائی هستند که دائم درون مایه داستان را به ما نشان می دهند. سالی که یک مرد آبادانی از آمریکا برگشته، از آیدا؛ خواهر آیدین خواستگاری می کند، 1332 است. شعر سرخ آیدین هم در همان سال ها سروده می شود که بیان گر شرایط سیاسی در آن سال ها است. هنگام خواستگاری، آبادانی به پدر خانواده می گوید من دلم می خواهد با دختر آفتاب ندیده شما ازدواج کنم. [ص139] پس این خواستگار آبادانی می تواند مظهر آمریکا باشد و آیدا دختر آفتاب ندیده نماد ثروت های ملی ایران که دست انگلیسی ها (مدیر انگلیسی کارخانه پنکه سازی لرد در اردبیل) از آن کوتاه شده بود. اصلا چرا باید این کارخانه در شهری چون اردبیل دائر می شد؟ بعد از مرگ آقای لرد انگلیسی، تقریبا همه خانه های شهر سم پاشی می شود و یک شرکت شیمیائی داروئی آمریکائی به نام بایکوت نمایندگی یش را به شهر می آورد. این شرکت بعدها بزرگ ترین مشتری تخمه آفتاب گردان های شهر می شود  و  در نتیجه  کار پدر اورهان و آیدین [مظهر سرمایه داری] بالا می گیرد. آبادانی آیدا را به آبادان می برد. به شهر نفت و آیدا سرانجام با نفت خودسوزی می کند.

این خود نمونه ئی است از تکامل رمان ایرانی. چرا که در این جا می بینیم نویسنده با استفاده از صورت غربی، رمانش را کاملا در فضای بومی ملت خود قرار می دهد و از بسیاری جهت ها همان کاری را می کند که مارکز و دیگر نویسندگان آمریکای لاتین کرده بودندg

 مجله آرمان، آبان 1369، صص 31 و 61

 

 

 


 

صفحه اول   .   درباره ما  .   شماره هاي پيشين   .  از دل برآيد  .  روز من   .   خاطره   .    خبر
   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز   .   از اين قلم   .   گفت و گو   .  
نامه
  آینه های دیگر   .   پیام   .   کودک و نوجوان   .   هزارتو   .   شماره آخر