متن زیر از مجموعه نوشته هائی است که برای جلد دوم کتاب
مرگ رنگ دریافت
کرده بودم. اما به دلیل یک جلدی شدن آن هنگام چاپ، ناچار از حذفش شدم.
سردبیر
سمفونی مردگان
را من برخلاف عنوانش "شعر بلند حیات" یافتم یا به تعبیری آوای زندگی.
عباس معروفی با
سمفونی مردگان
توانائی بی نظیر خود را در خلق شخصیت های به
یاد ماندنی نشان داد.
او آفریدگار سورمه، آیدا و آیدین است که من دوست
شان دارم. در سمفونی مردگان
جای پای "عشق" به راحتی پیدا است و اثر انگشت
خشونت نیز قابل شناسائی است.
معروفی در این رمان روایت گر بازی دوگانه عشق است. او در بازار اردبیل
آن را می جوید و در شورآبی مقتلش را بر پا می
کند.
حسد، کینه، بخـل، تکبر، منیت، عناد و همه خصائل
پست انسانی در برابر عشق پرداخته معروفی به ستوه می آیند و در هـم می
شکنند. او راوی تردیدهای روزمره نیست. وی از دودلی های عذاب آور رنج می
برد و به همین دلیل بی رحمانه از ورای پنجره زمستان اردبیل مرگ را پیش
کش می کند. در هر حال به نظر من،
سمفونی مردگان یکی از برجسته ترین آثار
در قلمرو داستان معاصر ایران است و عباس معروفی با این اثر به یاد
ماندنی بر بلندای قله رفیع ادبیات معاصر ایران ایستاده استg
6 مرداد 1370