برای تعریف استعاره عنادیه (Oxymoron)
ابتدا باید گفت متناقض نما (Paradox)
چیست. متناقض نما عبارتی است که از دیدگاه منطق، متناقض یا مهمل جلوه
می کند. با وجود این می تواند به گونه ئی تفسیر شود که معنای درستی
بدهد. نمونه معروف آن که حتا منتقدان حرفه ئی را گم راه کرده است، جمله
چند
قطعه شاد و پر خروش اجرا کردند که خیلی غم انگیز بود
در رمان
سمفونی مردگان عباس معروفی است. در منطق
عام، قطعه های شاد و پرخروش اجرا شده در مراسم عروسی یکی از شخصیت های
رمان (آیدا) باید تأثیر شادی بخش داشته باشد. اما طبق این جمله، احساس
برادرش برعکس است و قطعه ها را غم ناک می بیند. زیرا ناخودآگاه او از
سرنوشت شوم خواهرش پس از این ازدواج باخبر است و در نتیجه نمی تواند از
آن نواهای شاد و پرخروش احساس شادی کند. با این تعبیر جمله بالا دیگر بی
معنی و مهمل جلوه نمی کند و حتا منطقی است.
متناقض نما به هم ریختن معنای متداول واژگان است
و استخراج معنای جدید از آن ها. به تعبیر فرمالیست ها، متناقض نما
عدول از زبان معیار
یا متعارف است. به همین دلیل بیش تر، شاعران از
این هنجارگریزی زبان بهره می جویند. و
بارزترین
حضور
متناقض نما در طول تاریخ ادبیات جهان، به شعر متافیزیک شاعران انگلیسی
در قرن هفدهم برمی گردد.
مانند آن چه جان دان؛ از شاعران متافیزیک در غزلی به نام "مرگ، مغرور
نباش" می گوید:
خواب کوتاهی کرده ئیم و برای همیشه بیدار شده ئیم
و مرگ دیگر نخواهد بود؛ مرگ، تو خواهی مرد
و اما اگر بیان متناقض نما حاوی دو کلمه متضاد
باشد، استعاره عنادیه نامیده می شود. مانند عبارت
مرگ در زندگی
لرد الفرد تنیسن یا نمونه هائی که در شعرهای عاشقانه عهد منتسب به
الیزابت در ادبیات انگلیسی پدید آمده است. عبارت هائی مانند
دردهای لذت آور، نفرت محبت آمیز
از این جمله اند. جان میلتن در
بهشت گم شده
خود نیز خداوند را با صفت روشن
تاریک وصف می کند. در ادبیات فارسی نیز
"جشن دل تنگی" را داریم که نام یکی از داستان های عباس معروفی در
مجموعه آخرین نسل برتر
وی است. عنوان های دو مجموعه شعر
آخرین آغاز و
نشان های بی جهت
پرویز خائفی و مسعود بیزارگیتی نیز نمونه های
دیگری از کاربرد این اصطلاح در ادبیات معاصر هستند. مسعود کیمیائی هم
رمانی دارد به نام جسدهای شیشه ئی
که در بخشی از آن آمده است:
هنوز زیر ناخن های در گوشت رفته اش درد
داشت و چرک های قدیمی و خشک شده. اما چیزی نگفت و از بیرون آمدن گوشه
های ناخن از زیر گوشت انگشت هایش، درد را عشق می کرد و می ترسید حرفی
بگوید و این شادمانی دردآور تمام شود. در
این متن، عبارت شادمانی دردآور
استعاره عنادیه است.
"نقد نو" نیز اصطلاح متناقض نما را از کاربرد محدود سنتی خود
رهانید و آن را تا حد زبان استعاری (
Figurative Language)
بالا کشید. با توجه به همین توسع بود که کلینت بروکس توانست مدعی
شود زبان شعر یعنی زبان
متناقض نما. شاید همین امر موجب شده
است برخی عنوان کنند دیگر
زبان مصرف نمی شود، بل که ویران می شود.
________________________________________________________________________
منبع:
Abrams, M. H. A
Glossary of Literary Terms, 7th
edition.