دارالترجمه رسمی آبيز
 
مرکز فوريت‌های ترجمه

ميدان تجريش، جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
 
جنوب شرقی ميدان انقلاب  بالای بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

___________
 

 
ققنوس
 منتشر کرد


ازل تا ابد
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________

 فرهنگ ایلیا
 
منتشر می کند
 
سخن آینه ها
مجموعه گفت و گوهای شماره 1-
30 آینه ها

الهام یکتا
___________

فرهنگ ایلیا
 
منتشر می کند

زنانه نویسی آینه ها

مجموعه گفت وگو درباره زنانه نویسی

الهام یکتا
 

 

 

 


شهرنوش پارسی پور

 

 


کتاب دیگری که خواندم، رمان
سمفونی مردگان آقای معروفی است. مشکل ساخت در کار نویسندگان ایرانی است، ولی این نویسنده موفق شده است ضمن آن که فضای شهر اردبیل را بازسازی کند، در عین حال این شهر را به صورتی بازسازی کند که می تواند در هر گوشه دنیا باشد
g

ماه نامه کلک، شماره 2، اردیبهشت 1369، ص137

 


پرویز زاهدی

 

 


سمفونی مردگان
عباس معروفی بی این که لابد خود وقوف داشته باشد، چرائی و چگونه در آب های گزنده بعد از انقلاب بازجسته است. "مرگ: معنائی سرد و بی شکوفه دارد. اگر سمفونی را  از  ترکیب نامی کتاب حذف می کرد، هیچ نمی باخت که از قضا روشن تر به قلب حادثه حمله می برد. مردگان که به واقع در پوشه قتل حاصل آمده است، رنگ و طعم خفه دارد. جنایت پوشیده است. مثل این که نیروی سهم گین اما نامرئی اصلا به حساب نیامده ( و این ضعف عباس معروفی است البته) هر که را به نوعی تا ریشه های خواب ناک مرگ می برد. داور خاموشی است. عباس معروفی نویسنده جوانی است که در مقام تدارک اودیسه روزگار خود بر سکوی مشرف بر فهرست نام های برگزیده فردا ایستاده است. درس تئاتر خوانده و ظرفیت دراماتیک قلم خود را پیش از این در آثار نمایشی و داستان های کوتاه تجربه کرده است. قوسی از دایره را به شیرینی و چابکی و جلا چرخ زده است، اما نقطه پایان یا منزلت مکفی حلقه تمام را باز نیافته است. اشکال او در کجا است؟ در فقدان یک تفکر شامل. او که همه عناصر زندگی به مساس دست لمس کرده، در هر موقعیتی به ترفند کم نمی آورد، نفس رمان نویس را دارد.

سبک ها و شیوه های پرداخت معاصر را به خوبی دریافته است. نثر روان و جاری و درخشانی دارد. هر شیئی و رابطه و تقابل به سبکی پری که نسیم بازی گوش با خود می بردش، رقم می زند. حرف ها و مکث ها و دل مشغولی ها از درون و بیرون یعنی تب و تاب های لحظه های قرار و بی قراری آدم ها را چون نقطه مشتعل سوزان و زوال ناپذیر بر لخته زمان حک می کند. معروفی سرگذشت می گوید و قدر سرنوشت را می داند. آن چه بر آدم ها  می گذرد،  بی اختیار  او، به تردستی  از  برگه ئی  به  برگه ئی می غلتد. بی وقفه از ثانیه ها و چشم اندازها پهلو عوض می کند. تا به بافت منسجمی از یک مجموعه به هم پیوسته از شرایط رمان، نه آن چه واقعیت راه می سپارد، دست پیدا کند. آدم هایش را برای تابه داغ می رقصاند. ثبت آن چه او به کرشمه ها و چرخش ها از صحنه ئی به صحنه ئی سریع و جلد لنگر عوض می کند، در این مجال برای ما ممکن نیست. کتاب او یک واقعه ادبی است. یکی از چند ایست گاه معتبر مسیر غبار گرفته و پوشیده امروزg

ماه نامه کلک، شماره 2، اردیبهشت 1369، صص 139- 140

 
 


 

بخشی از این نوشته احمد طالبی نژاد در کتاب مرگ رنگ چاپ شده است. ناقص بودن متن به یک جلدی شدن مرگ رنگ هنگام چاپ برمی گشت. شرمنده از این اتفاق، اکنون متن کامل دست نوشته احمد طالبی نژاد را که در تاریخ 18 خرداد 1370 در اختیارم قرار گرفت، تقدیم خوانندگان آینه ها می کنم.

سردبیر

 

 

راستش بی میل نبودم که مثل برخی دوستان، با خواندن چند صفحه از اول، وسط و آخر کتاب، حکم کلی درباره این اثر صادر کنم و بگویم که ساختمان آن مغشوش است، کشش ندارد، حوصله خواننده را سر می برد، اصلا نویسنده اش فارسی نمی داند و چه و چه. اما با خواندن چند صفحه اول، چنان شیفته فضای بکر و شخصیت های "خاص" آن شدم که علی رغم کمبود همیشگی وقت، کتاب را در کم ترین فرصت ممکن خواندم و چند روزی منگ شدم. به ویژه باید از جذابیت شخصیت آیدین یاد کنم و دنیای خاصی که او در آن سیر می کند و رابطه اش با دیگران، به ویژه با برادرش اورهان. هر چند رابطه این دو، آدم را کم و بیش به یاد مجید کله قندی و آقا محسن سوته دلان علی حاتمی و قدیر و عباس جان کلیدر دولت آبادی می اندازد، اما در مجموع فضای حاکم بر روابط آن ها چنان بکر است که شبهه تقلید را کم رنگ و بی اثر می کند. به جز این ها، آن چه سمفونی مردگان را به اثری ماندگار تبدیل کرده، نثر پاکیزه، درست و طناز و ساختمان بدیع آن است. ساختمان این رمان، از یک منطق کلاسیک بهره مند است. منطق از کل به جزء رسیدن. در همان موومان اول، تقریبا تمامی قصه اصلی گفته می شود. در موومان های بعدی، جزء جزء قصه باز می شود. درست مثل یک سمفونی. همین ویژگی ها است که از سمفونی مردگان رمانی نو و جذاب آفریده است.

 


شمس لنگرودی

 


 

... اما خیابان فیتولاسا و سمفونی مردگان. با کمال عذرخواهی باید عرض کنم به رغم این همه پچپچه و همهمه، انتظار ایجاد شده را تأمین نمی کند... و اما یک منتقد دل سوز، آگاه، شریف و بی غرض و مرض داستان (که هنوز نداریم)، لازم است قلم به دست بگیرد و شرافت مندانه، حشو و زوائد فراوان رمان سمفونی مردگان، بی دقتی در پرداخت چگونگی مرگ آدم ها که اساسا جوهره این رمان را تشکیل می دهد، اشتباهات لپی (که مثلا نویسنده توی تاریکی چهره پدر را می بیند که ارغوانی شده است) و اشکالات زبانی را بنویسد که هم برای آقای معروفی مفید است و هم برای ما خوانندگان.

ماه نامه کلک، شماره 2، اردیبهشت 1369، ص145


 

صفحه اول   .   درباره ما   .   شماره هاي پيشين  .   از دل برآيد   .   روز من    .   خبر
 گزارش   .    
از اين نگاه   .   شعر   .     نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز   .   از اين قلم   .   گفت و گو  .  
نامه
  آینه های دیگر   .   پیام   .   کودک و نوجوان .   شماره آخر