کتاب شهر زنان
کریستین دو پیزان
نوشین شاهنده
روشنگران و مطالعات زنان، قصیده سرا
1385
1500 نسخه
484 صفحه
4800 تومان
در پشت جلد این کتاب آمده است:
کتاب شهر زنان
با عنوان اصلی
کتاب کلان شهر بانوان
به سال 1405 میلادی (شش صد سال پیش) به رشته تحریر درآمده و نگاهی به
تاریخ تمدن غرب از منظر زنانه است.
کریستین دو پیزان نویسنده این اثر چشم گیر و استثنائی، در جای گاه
نخستین زن در عرصه ادبیات و فرهنگ مکتوب فرانسه جا دارد. کریستین دو
پیزان بیش از بیست اثر ممتاز از خود به جا گذاشته که عمدتا پیرامون دو
زمینه متفاوت زندگی سیاسی کشورش و دفاع از جنسیت زنانه است.
شهر زنان
جوهره و حجت استدلال بلیغ در دفاع از زنان
است. این اثر در حقیقت اولین اثر فمینیستی است که زنی در ستایش از زنان
به رشته تحریر درآورده و جای گاه خود را در راستای اصلاح و بهبود نگرش
اخلاقی و روشن فکرانه نسبت به برابری جنس ها تثبیت کرده است.
درباره این اثر گفته شده هیچ کتاب خانه ئی از آثار مربوط به زنان بی
کتاب شهر زنان
کامل نخواهد بود.
شاهنده نیز در مقدمه کتاب نوشته است:
کریستین اولین کسی بود که دانته را به جامعه فرهنگی فرانسه معرفی کرد.
افزون بر این، شاید بتوان گفت بیش ترین ارتباطی را که کریستین با تفکر
و ادبیات اومانیستی ایتالیا برقرار کرد، از طریق بوکاچیو و آثار او از
جمله
درباره زنان مشهور
و
دکامرون
بود.
کتاب شهر بانوان
کریستین در واقع پاسخی است به کتاب
زنان مشهور
بوکاچیو. بوکاچیو با الهام از کتاب
زندگی نامه مردان نامی
پترارک، زنان مشهور خود را به سبک زندگی نامه ئی و درباره زنان نوشت.
او 106 شرح حال مختصر از زندگی زنان نوشت که هم زنان با فضیلت را در بر
می گرفت و هم زنان بدنام را. کریستین معتقد بود این کتاب دیدگاه های
مردسالارانه ئی دارد که در آن با زنان و توانائی های عقلانی و ویژگی
های اخلاقی شان غیرمنصفانه برخورد شده است. بوکاچیو در کتاب خود، زنان
را به لحاظ اخلاقی بدنام و به لحاظ عقلانی کند معرفی می کند و فقط
زمانی آن ها را می ستاید که در خدمت مردانند.
...
کتاب
شهر خدای
آگوستین الهام بخش کریستین برای نام گذاری
کتاب شهر بانوان
شد. در این کتاب کریستین به فکر ساختن اتوپیا یا مدینه فاضله ئی برای
زنان و در واقع "بانوان" است. تکیه او بر لفظ "بانو" بیان گر این
اندیشه است که شهر او شهری خواهد بود با جمعیتی از زنان نجیب، شریف و
باایمان و منظور او از "بانو" تعریفی از زن است که اصالت او را در روح
و ویژگی های روحانی یش نشان می دهد و نه در تولدش. در این شهر هر زنی
می تواند خود و توانائی های زنانه اش را بی هیچ حد و مرزی کشف و ابراز
کند. کریستین از تمامی زنانی که در گذشته، حال و آینده حضور دارند،
دعوت می کند تا به شهر او بیایند؛ شهری که در آن درباره زنان نه بر
اساس معیارهای مردان که مطابق با میزان استعداد و بارور ساختن اندیشه
و توانائی های روحی و اخلاقی خودشان قضاوت خواهد شد.
بله، کتاب ارزش خواندن را دارد. اما مانند بیش تر آثار فمینیستی،
نگارنده از آن سوی بام افتاده است و زنان را دربست خوب و به ترین
موجودات دنیا می داند. حتا اگر سرزمینی را با خاک یک سان کرده باشند!
مانند نمونه زیر:
سینوپ به نحوی شایسته با از دم تیغ گذراندن تمامی ساکنان کشوری که
مادرش را به قتل رسانده بودند، انتقام گرفت. او تمامی این سرزمین را با
خاک یک سان ساخت و علاوه بر آن کشور، بر بسیاری دیگر از کشورها نیز
غلبه کرد. [ص140]
نمونه دیگر چنین ساده اندیشی درباره زنان نام دار تاریخ و کردارشان به
مورد بِرِنیس؛ ملکه کاپادوکیه برمی گردد:
هنگامی که در طول زد و خوردی که در طی این ستیزه و کشمکش وجود داشت،
عموی بدجنس دو تن از برادرزادگانش یعنی پسران این بانو را به قتل
رساند، ملکه بسیار محزون و غصه دار شد و خشم، همه ترس زنانه را از او
زدود. او خود سلاح برگرفت و با سپاهی عظیم علیه برادر همسرش پیش روی
کرد و با تمام قوا چنان جنگید که در پایان این مرد را با دستان خود به
هلاکت رساند و با ارابه اش از روی جسد او گذشت و بدین ترتیب فاتح نبرد
شد. [ص169]
آیا اگر به جای این ملکه، مردی چنین کرده بود،
مورد انتقاد نویسنده کتاب واقع نمی شد؟
g