ره آورد
مهری یلفانی
روشنگران و مطالعات زنان
1385
1000 نسخه
119 صفحه
مهری یلفانی در مقدمه شعرنامه خود نگاشته است:
هیچ وقت شعر خود را جدی نگرفتم
و شعر هم مرا جد نمی گرفت. گاه ماه ها و شاید سالی می گذشت که شعر کاری
به من نداشت. گوئی در من گم و گور می شد. نمی دیدمش، حسش نمی کردم. بعد
یک باره پیدا می شد. شب و روز با من بود. به صورت کلامی پراکنده که خودم
هم نمی دانستم شعر است یا فقط تکه پاره های کلام.
یلفانی مطابق شناس نامه
کتاب باید هفتاد ساله باشد. قابل ستایش است کسی در این سن کتابی چاپ
کند که در واقع سیاه مشقند و به قول خودش
تکه پاره های کلام.
تأثیرپذیری از فروغ فرخزاد و سهراب سپهری تا حد تکرار کلام و موضوع در
بیش تر سروده ها به چشم می خورد. اگرچه با افزایش شماره صفحه ها، سروده
هائی می توان یافت که به شعر نزدیکند. مانند:
چراها را شاید
بشود پاسخ گفت
با بی چرائی چه باید کرد؟
پرواز که باشد
افق تا بی نهایت باز است.
نشستن در پایانه راه
و تماشا و حیرت.
مهربانی را می شود ذره ذره
گدائی کرد
نامهربانی چون سیل جاری است.
و تو می گذری خسته
و نگاه نمی کنی به درها
بسته
همیشه بسته
و تکرار که نشسته
سر
چهارراه همیشگی. [صص104-105]
یا:
آن سوی کرت غم
گل وحشت می
روید
دست های پینه بسته نوزاد
از
اندوه گرد گرفته مادر نیست
از پاهای به یغمارفته پدر
شاید
باشد.
سقفی که با باران می گرید
با باد سفر می کند
هیچ گفتن
دلیل خاموشی نیست.
[صص112-113]
برخی سروده ها نیز به ویرایش و پیرایش
نیازمندند. از جمله مورد
و سال نو
از پله های ایوان بالا می آید
و مثل ماه شب چهارده
می نشیند در
آسمان خانه
که اگر
و مثل حذف
شود، زیبائی سروده بیش تر می شود.
ناگفته نماند خبرهای
روزنامه ئی/ اینترنتی از موضوع های مورد علاقه یلفانی برای سرودن است.
مانند مرگ دو بی خانمان در خیابانی در کانادا، توفان سونامی، سفر
تفریحی انسان به فضا، حمله آمریکا به عراق و... .