الهام یکتا: آقای حسینی، یکی از مشغله های شما نقد ادبی است.
بنابراین باید واژه های تخصصی برای شما تبیین شده باشند. به همین
دلیل مایلم بدانم تعریف شما از زنانه نویسی و مشخصه های آن چیست.
پرویز حسینی: اصل پرسش ابهام انگیز است. به
گمان من "زنانه نویسی" نمی تواند در تقابل با "مردانه نویسی" قرار
گیرد. به دلایلی چند، از جمله این که روح اثر هنری و مراجعه به
احساس و دل، تنها مختص زنان نیست. چون مردان نویسنده ئی هستند که
در آثارشان به روان شناسی زن و حالات و رفتار آن ها به گونه ئی
پرداخته اند که کم تر در نویسندگان زن سراغ داریم. می توان در این
خصوص فهرست بلند بالائی عرضه کرد. از گوستاو فلوبر و شاه کارش
مادام بواری
گرفته تا گی دو موپاسان، مارسل پروست، جیمز جویس، هنری میلر، فاکنر
و حتا ارنست همینگوی . مثلا صحنه سزارین زن سرخ پوست در داستان
کوتاه "اردوی سرخ پوست ها" آن قدر تکان دهنده و بی نظیر است که من
در جای دیگری ندیده ام. یا تک گوئی مالی بلوم در
اولیس
جیمز جویس را شما در کدام داستان دیگر سراغ دارید؟ از چند استثنا
مانند ویرجینیا وولف، مارگریت دوراس و سیمون دو بوار که بگذریم، پی
می بریم مردان بسیار به تر از زنان درباره آن ها نوشته اند. پس می
توان گفت صرف زن بودن نمی تواند مشخصه ئی برای زنانه نویسی باشد.
شاید این پرسش برخاسته از فلسفه فمینیسم باشد که خیلی دلش می خواهد
زن را در برابر مرد قرار دهد. در حالی که در فلسفه اومانیسم و
اندیشه آزادگرائی امروزه، هر دو در عرض یک دیگر قرار دارند، نه در
طول و به شکل موازی.
یکتا: با این که اشاره کردید، مایلم درباره این که کدام نویسنده /
نویسندگان ایرانی یا خارجی را دارای توان زنانه نویسی می بینید،
بیش تر صحبت بفرمائید.
حسینی: اگر به این تعریف رسیده باشیم و
پذیرفته باشیم که زنانه نویسی یعنی پرداختن به روان شناسی و حالات
و روحیات زنانگی زن ها، باز هم می توان فهرست دیگری عرضه کرد که
طولانی می شود. نویسندگانی چون دیوید هربرت لارنس، هنری جیمز،
سامرست موام و ... . از میان خودمان هم شهرنوش پارسی پور، منیرو
روانی پور، صادق چوبک در پاره درخشانی از
سنگ صبور
و عباس معروفی در
سمفونی مردگان
و
سال بلوا
را می توان خاطرنشان کرد. البته نباید قاسم
کشکولی را هم از یاد برد با آثار متفاوتش مانند
زن در پیاده رو راه می رود،
ناهید، و
رمان نامه.
یکتا: به این ترتیب جنسیت را در توان زنانه نویسی ، عامل اصلی نمی
دانید. به این معنی که نویسنده مرد می تواند زنانه نویس باشد و چه
بسا به تر از نویسنده زن.
حسینی: بله، با توجه به آن چه گفتم، نویسندگان مرد در بسیاری موارد
در زنانه نویسی مورد نظر شما، قوی تر اززنان
عمل کرده اند و برعکس
زنان نتوانسته اند این هنر را داشته باشند که به خوبی نویسندگان
مرد، مردانه نویسی کنند. نهایتش این بوده که خشونت و جنایت را
تصویر کرده اند که البته نمی توان این صفات را تنها مختص مردان
دانست. نویسندگانی چون لیلیان هلمن، دافنه دو موریه، آگاتا کریستی
و پرل باک از این دسته اند. جالب این که عاشقانه ترین رمان ها را
هم نویسندگان مرد نوشته اند!
یکتا: با تجربه ئی که در مطالعه رمان ها و داستان کوتاه های منتشر
شده سال های اخیر دارید ، نقش زنان را در نگارش ادبیات معاصر چگونه
می بینید ؟
حسینی: زنان در ادبیات معاصر به گمان من
دچار نوعی سرگشتگی هستند. در رمان ها و ادبیات داستانی خارجی،
نویسندگان زن تحت تأثیر گیشه و کلیشه و رسانه هائی چون فیلم های
تلویزیونی، سینما و پاورقی های مطبوعاتی به تدریج از داستان های
اندیشه گر به داستان های سطحی و بازاری رو آورده اند. نمونه اش
نویسنده رمان های هفت گانه هری پاتر که به واسطه فیلم درآمدن داستان
هایش مولتی میلیونر شده است. آثار داستانی امروز بی روح و خالی از
ظرفیت های هنری یند. احساس من این است که در غرب، داستان به معنای
کلاسیک آن مرده است. حالا چه زنانه چه مردانه. اما در این جا به
واسطه تفاوت های فرهنگی، هنوز داستان نفس می کشد. هر چند روی کرد
نویسندگان بی شمار زن به ادبیات بازارپسند از نوع دانیل استیل،
داستان را به نوعی صنعت پول ساز تبدیل کرده است. اما گاهی می توان
زنان جوانی را یافت که داستان را جدی گرفته اند و به آن به مثابه
کالا نمی نگرند. یادم هست نوجوان بودم رمان
سلام بر غم را از فرانسواز ساگان؛
نویسنده فرانسوی خواندم. رمانی که ساگان در 19 سالگی نوشته بود.
تأثیر این رمان بر جوانان شگفت انگیز بود. بسیاری پاورقی ها و
داستان ها به شیوه آن نوشته شدند و نیز رمان
پر از
ماتیسن. این آثار پیش درآمد پاورقی های "مستعان وار" و "اعتمادی
گونه" شد که موج آن تا امروز نخفته است. آثار پر فروش فهیمه رحیمی
و نسرین ثامنی و ... به همان سبک و سیاق ها، ادبیات داستانی اصیل
را به سمت و سوی دیگری برده است. در این میان کسانی هم مانند فریده
گلبو رمان های بینابینی (میان بازار و هنر) چون
حکایت روزگار
نوشتند. البته رمان هائی از نوع رمان ذکر شده ، اگر چه چندان جدی
نیستند، اما دست کم خواننده آسان پسند و گریزپا را به رمان اصیل و
هنری نزدیک می کنند.
یکتا: در خبرهای سال 84 آمده بود در طول دهه گذشته تعداد زنان
نویسنده ده برابر ، اما تعداد مردان نویسنده 5/2 برابر افزایش
یافته است. در ضمن روی کرد زنان بیش تر به رمان نویسی بوده تا
داستان کوتاه نویسی. علت این رو آوری زنان را به نوشتن رمان در چه
می بینید ؟
حسینی: راستاحسینی گفته باشم زنان نسبت به مردان وقت آزاد بیش تری
دارند. ضمن آن که دغدغه نان ندارند و مردان بیش تر درگیر مسائل
اقتصادی خانواده شده اند و گاهی دو یا سه شغله هستند. از طرف دیگر
روی کرد به رمان به چند دلیل آشکار است. اول این که بازار نشر،
کتاب های قطور را بیش تر می پسندد و متأسفانه هر چه قطرش بیش، بامش
بیش تر. دوم به جهت این که خاصیت پرچانگی و درازگوئی در رمان،
اصولا زمان بیش تری خواننده را سرگرم می کند تا این که بخواهد
داستانی را در ده دقیقه بخواند. سومین عامل روی کرد زنان به نوشتن
رمان در ویژگی خطاپوشی عجیبی است که داستان کوتاه ندارد. در رمان
به علت طولانی بودن داستان، خطاها و عیب ها خیلی در ذهن نمی مانند
و گاهی خواننده نیمه حرف ئی به آسانی از آن گذشت می کند. اما در
داستان کوتاه به علت حجم کم ، نقص و خطای آن به شدت و سرعت برملا
می شود. به همین دلیل است که به حق گفته اند نوشتن داستان کوتاه
بسیار دشوارتر از رمان است. البته رمان از نوعی که گفتیم. به همین
دلیل این آمار تنها به لحاظ کمی ارضاکننده است، اما به لحاظ کیفی،
می تواند بوی فاجعه ئی را با خود داشته باشد.
یکتا: از وقتی که صرف این گفت و گو کردید، سپاس گزارم.