دارالترجمه رسمي آبيز
 
مرکزفوريت‌هاي ترجمه
ميدان تجريش . جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
جنوب شرقي ميدان انقلاب . بالاي بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

___________
 



kolbehoor.blogfa.com
___________

ققنوس منتشر کرد


ازل تا ابد
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان
الهام یکتا
___________

مادر منتشر کرد


چاپ دوم

خانواده خوش بخت
ا. کیهان نیا


چاپ چهاردهم
 راز موفقیت در بازار کار

ا. کیهان نیا


چاپ دوم
راز موفقیت در زندگی
(هنر بهتر زیستن)
ا.کیهان نیا


چاپ پنجم
زن دیروز ،مرد امروز
ا. کیهان نیا
___________
 

 

 

با عنایت سمیعی
درباره نقش زنان در نگارش داستان امروز

 

 

 

الهام یکتا : شما منتقد با دانش و مجربی هستید . چند دوره عضویت تان در هیأت داوران پکا هم مزید علت شده است تا به یکی از صاحب نظران در حیطه ادبیات داستانی امروز تبدیل شوید . به همین دلیل مایلم از نظر شما درباره بخش زنان ادبیات داستانی معاصر آگاه شوم . بنابراین گفت و گو را با این پرسش آغاز می کنم که  تعریف شما از زنانه نویسی و مشخصه های آن چیست .

عنایت سمیعی : سرشت زبان دوگانه ولی از حیث زایائی زنانه است . نه فقط به دلیل استعاره زایائی ، بل که به این دلیل که کودک زبان را از مادر می آموزد و به آن زبان مادری می گوئیم . یک حرف و دو حرف بر زبانم / الفاظ نهاد و گفتن آموخت . زبان مادری طی سده ها و بل که هزاره ها متحول شده ، قواعد بازی مردانه برای تمشیت امور بر آن مسلط شده ولی در وجود هنر و ادبیات ذات زنانه خود را فراموش نکرده است . استفاده از استعاره زایائی برای تولید هنر و ادبیات از جانب مردان و این که شاعر و نویسنده مرد هم اثر خود را به مثابه فرزند می پندارد ، فرزندی که نه از صلب بل که از بطن خود آفریده ، نشانه های زایائی زبانند . می خواهم بگویم زنانه نویسی در بطن زبان نهفته و خلاقیت به منزله زایندگی است . ولی زنانه نویسی در معنای خاص ، یعنی ادبیات جنسی شده ، ناشی از تجربه و نگاه زنانه است که می کوشد اشکال ، صداها و معناهای متفاوت تولید کند . به عنوان مثال سپهری و فروغ برخوردهای متفاوت از مضمون واحدی به دست می دهند . سپهری می گوید زندگی یافتن سکه ده شاهی در جوی خیابان است . نظام آوائی این جمله مطابق وزن عروضی است . فعلش ربطی است . یعنی حرکتی ندارد . شیء آن ، سکه ، اساسا کاربرد مردانه دارد . فروغ می گوید زندگی شاید یک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیل از آن می گذرد . قید شاید قطعیت معنائی را در شعر فروغ به تعلیق در می آورد . عامل شعر زن است . شیء آن زنبیل است که پر و خالی شدن زهدان را به ذهن متبادر می کند . قید هر روز به عمل زن استمرار می بخشد . یعنی زن هر روز زنبیلش را از زندگی و زایائی می انبارد و خالی می کند . فعل شعر حرکتی است و وزن آن در عبارت آخر ( با زنبیلی از آن می گذرد ) به لحن گفتاری نزدیک می شود . یعنی از سلطه و وزن عروضی سر باز می زند . کشف و تبیین بوطیقای زنانه در ادبیات معاصر ایران ، مستلزم پژوهش همه جانبه است . اما آن چه به اجمال می توان درباره مؤلفه های زنانه نویسی برشمرد ، در وهله نخست به خودآگاهی زنانه در بافت موقعیتی حاضر بر می گردد . از این رو ، چه در ادبیات داستانی ، چه شعر ، زن حضور فعالی دارد . انعطاف پذیری زنانه از نوع " عادت می کنیم " که کنش گرایانه است ، نه منفعلانه ، یکی دیگر از ویژگی های زنانه نویسی است . ارائه جهانی با اشیای ملموس متضمن شرح جزئیات که از حس و لمس زنانه نشأت می گیرد ، استفاده از زبان تلطیف شده که بیش تر لذت بخش است و کم تر مدعی ، از دیگر ویژگی های زنانه نویسی در ادبیات معاصر است .

 

یکتا : کدام نویسنده / نویسندگانی را دارای توان زنانه نویسی می بینید ؟

سمیعی : فکر می کنم ردیف کردن نام ها بدون عرضه تحلیل سوء تفاهم انگیز است . شمار نویسندگان زن که هر کدام یک یا چند اثر قابل اعتنا آفریده باشند ، کم نیست . ولی ادبیات داستانی ما هنوز با وضعیت مطلوب فاصله دارد و این امر به کل ادبیات این دوره بر می گردد . کاستی های آن نیز به زنان نویسنده و شاعر منحصر نیست . رابطه هنر و ادبیات با سنت ، روز به روز کم رنگ تر می شود . التفات به منابع غربی ، فارغ از زبان ، سنت و فرهنگ باعث تولید انبوه آثار تقلیدی شده است . مقوله زبانی شدن در سال های اخیر ورد زبان است . ولی تحول در زبان ، مستلزم توجه به سرچشمه های زبان است . غنای ادبیات قطع نظر از زبان ، نیازمند شناخت سنت و فرهنگ ایرانی است . نوآوری در دل گذشته اتفاق می افتد . یعنی آینده گذشته نو شده است و ایده و اندیشه مدرن می طلبد .

 

یکتا : از صحبت های شما چنین بر می آید که جنسیت را در توان زنانه نویسی ، عامل اصلی می دانید . یعنی نویسنده مرد نمی تواند زنانه نویس باشد . آیا چنین نظری دارید ؟

سمیعی : شماری از نویسندگان زن که صرفا و بر حسب غریزه و مطالعات جسته و گریخته نمی نویسند ، به عنصر جنسیت نور می تابانند . دخالت امر جنسی در نگارش ادبی به فاصله گیری نیاز دارد تا زن وجود دیگر خود را کشف کند . وگرنه یا به غرائز کور اتکا خواهد کرد یا با ایدئولوژی های رنگارنگ فمینیستی بدرقه خواهد شد . اما همان طور که پیش تر گفتم ، وقتی ادبیات از روزمرگی عبور می کند و با خلاقیت سر و کار داریم ، زبان بارور می شود . و از این حیث که با خلاقیت سر و کار داریم ، با یک نگاه زنانه مواجهیم . منتها این جا باید نگاه مرد را کاوید که آیا هم چنان ناخودآگاه مردانه در خلاقیت دخالت می کند یا جنبه زنانگی کار غالب است . ای بسا نویسندگان و شاعرانی که به رغم ظاهر آثارشان ، ناخودآگاه مردانه قوی دارند و از این حیث ، آن نوع باروری را در آثارشان نمی بینیم . مثال مشخصش در شعر سپهری است . عکسش در مورد هدایت صادق است . یعنی اگر بتوانیم ضریب خلاقیت را با مقوله زبان زنانه ارتباط دهیم ، در هدایت به مراتب قوی تر است .

 

یکتا : با تجربه ئی که در مطالعه بیش تر رمان ها و داستان کوتاه های منتشر شده سال های اخیر دارید ، نقش زنان را در نگارش ادبیات معاصر چگونه می بینید ؟

سمیعی : فکر می کنم ادبیات زنان از حالت اولیه که واکنش مستقیم در برابر غرائز و علیه تضییع حقوق زنان بود ، خارج شده و زنان نویسنده به مثابه کنش گر وارد عرصه ادبیات شده اند . در این وضعیت ، شماری از زنان داستان نویس حرفه ئی ابتکار عمل را به دست گرفته اند و پا به پای ادبیات مردانه حرکت می کنند . اما چنان که پیش از این نیز گفتم ، قوت ها و کاستی های ادبیات داستانی بیش و کم یک سان ، هم شامل زنان داستان نویس می شود هم مردان .

 

یکتا : در خبرهای سال 84 آمده بود در طول دهه گذشته تعداد زنان نویسنده ده برابر ، اما تعداد مردان نویسنده 5/2 برابر افزایش یافته است . در ضمن روی کرد زنان بیش تر به رمان نویسی بوده تا داستان کوتاه نویسی . علت این رو آوری زنان را به نوشتن رمان در چه می بینید ؟

سمیعی : علت واحدی برای روی کرد زنان به داستان نویسی نمی توان ذکر کرد . ولی واقع امر این است که زنان ایران ، به ویژه زنان طبقه متوسط به فشارهای مضاعف دچار شده اند . این جا به جائی تأثیر عظیمی بر جامعه زنان ایران به جا نهاده است . ولی میل به نوشتن در زنان ایرانی ، ناشی از ارتقای خودآگاهی و کشف خود است که به مراتب قوی تر از میل مردها به نوشتن عمل می کند . به طوری که زنان داستان نویس در حوزه داستان های عامه پسند ، گوی سبقت را از مردها ربوده اند .  این وضعیت چه از حیث کمی چه کیفی با وضعیت قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست . برخلاف تلقی رایج ، ادبیات عامیانه نقش های متناقضی در جامعه ایفا می کند . اولا بخشی از مسائل مورد علاقه بخشی از جامعه را بازتاب می دهد . ثانیا بعضی از رمان های عامه پسند جنبه سرگرمی صرف ندارد و این استعداد در آن ها نهفته است که خواننده خود را به سمت رمان های جدی سوق دهند . بنابراین همواره در جهت تثبیت وضع فرهنگی موجود عمل نمی کنند . ثالثا در جامعه کتاب نخوان ما ، همین قدر که نویسنده ئی موفق شود عده ئی را به کتاب خوانی علاقه مند کند ، خود یک گام به پیش است . مهم تر از این همه ، تولید تفریح بی ضرر مستحق دست مریزاد است . رمان های عامه پسند اگر چه جایزه خود را به صورت نقدی از خواننده دریافت می کنند ، اما توجه منتقدان به داستان نویسان جدی و این ژانر ، در ارتقای آن مؤثر است . متأسفانه ادبیات عامه پسند از طرف نخبگان ادبی به کلی نادیده گرفته می شود و این امر به سود ادبیات نیست . 

 

یکتا : از وقتی که در اختیار آینه ها گذاشتید ، سپاس گزارم .

 




صفحه اول   .   درباره ما   .   شماره هاي پيشين  .   عکس  .   از دل برآيد   .   خاطره   .   روز من   .   خبر
گزارش   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفي کتاب   .   برگ سبز   .   از اين قلم   .   گفت و گو  .  
نامه
پيام   .   کودک و نوجوان . English   .  شماره آخر