|
|
|||||
|
|
|||||
|
دارالترجمه رسمي آبيز
ققنوس منتشر کرد مادر منتشر کرد
|
|
|
|||
|
|
با
عنایت سمیعی |
|
|
||
|
الهام یکتا : شما
منتقد با دانش و مجربی هستید . چند دوره عضویت تان در هیأت
داوران پکا هم مزید علت شده است تا به یکی از صاحب نظران در حیطه
ادبیات داستانی امروز تبدیل شوید . به همین دلیل
مایلم از نظر شما درباره بخش زنان ادبیات داستانی معاصر آگاه
شوم . بنابراین گفت و گو را با این پرسش آغاز می کنم که تعریف شما از زنانه نویسی
و مشخصه های آن چیست . عنایت سمیعی
: سرشت زبان دوگانه ولی از حیث زایائی زنانه است . نه
فقط به دلیل استعاره زایائی ، بل که به این دلیل
که کودک زبان را از مادر می آموزد و به آن زبان مادری می گوئیم
. یک حرف و دو
حرف بر زبانم / الفاظ نهاد و گفتن آموخت . زبان
مادری طی سده ها و بل که هزاره ها متحول شده ، قواعد بازی
مردانه برای تمشیت امور بر آن مسلط شده ولی در وجود هنر و ادبیات
ذات زنانه خود را فراموش نکرده است . استفاده از استعاره زایائی برای
تولید هنر و ادبیات از جانب مردان و این که شاعر و نویسنده
مرد هم اثر خود را به مثابه فرزند می پندارد ، فرزندی که نه از صلب
بل که از بطن خود آفریده ، نشانه های زایائی زبانند . می
خواهم بگویم زنانه نویسی در بطن زبان نهفته و خلاقیت به
منزله زایندگی است . ولی زنانه نویسی در معنای
خاص ، یعنی ادبیات جنسی شده ، ناشی از تجربه و
نگاه زنانه است که می کوشد اشکال ، صداها و معناهای متفاوت تولید
کند . به عنوان مثال سپهری و فروغ برخوردهای متفاوت از مضمون واحدی
به دست می دهند . سپهری می گوید زندگی یافتن سکه ده شاهی در جوی
خیابان است . نظام آوائی این
جمله مطابق وزن عروضی است . فعلش ربطی است . یعنی حرکتی
ندارد . شیء آن ، سکه ، اساسا کاربرد مردانه دارد . فروغ می گوید
زندگی شاید یک خیابان دراز
است که هر روز زنی با زنبیل از آن می گذرد . قید شاید قطعیت معنائی را در شعر فروغ به تعلیق
در می آورد . عامل شعر زن است . شیء آن زنبیل است که پر
و خالی شدن زهدان را به ذهن متبادر می کند . قید هر روز به عمل زن
استمرار می بخشد . یعنی زن هر روز زنبیلش را از زندگی
و زایائی می انبارد و خالی می کند . فعل شعر حرکتی
است و وزن آن در عبارت آخر ( با زنبیلی
از آن می گذرد ) به لحن گفتاری
نزدیک می شود . یعنی از سلطه و وزن عروضی سر باز
می زند . کشف و تبیین بوطیقای زنانه در ادبیات
معاصر ایران ، مستلزم پژوهش همه جانبه است . اما آن چه به اجمال می
توان درباره مؤلفه های زنانه نویسی برشمرد ، در وهله نخست به
خودآگاهی زنانه در بافت موقعیتی حاضر بر می گردد . از این
رو ، چه در ادبیات داستانی ، چه شعر ، زن حضور فعالی دارد .
انعطاف پذیری زنانه از نوع " عادت می کنیم "
که کنش گرایانه است ، نه منفعلانه ، یکی دیگر از ویژگی
های زنانه نویسی است . ارائه جهانی با اشیای
ملموس متضمن شرح جزئیات که از حس و لمس زنانه نشأت می گیرد ،
استفاده از زبان تلطیف شده که بیش تر لذت بخش است و کم تر مدعی
، از دیگر ویژگی های زنانه نویسی در ادبیات
معاصر است . یکتا : کدام نویسنده
/ نویسندگانی را دارای توان زنانه نویسی می
بینید ؟ سمیعی : فکر می
کنم ردیف کردن نام ها بدون عرضه تحلیل سوء تفاهم انگیز است .
شمار نویسندگان زن که هر کدام یک یا چند اثر قابل اعتنا آفریده
باشند ، کم نیست . ولی ادبیات داستانی ما هنوز با وضعیت
مطلوب فاصله دارد و این امر به کل ادبیات این دوره بر می
گردد . کاستی های آن نیز به زنان نویسنده و شاعر منحصر
نیست . رابطه هنر و ادبیات با سنت ، روز به روز کم رنگ تر می
شود . التفات به منابع غربی ، فارغ از زبان ، سنت و فرهنگ باعث تولید
انبوه آثار تقلیدی شده است . مقوله زبانی شدن در سال های
اخیر ورد زبان است . ولی تحول در زبان ، مستلزم توجه به سرچشمه های
زبان است . غنای ادبیات قطع نظر از زبان ، نیازمند شناخت سنت
و فرهنگ ایرانی است . نوآوری در دل گذشته اتفاق می افتد
. یعنی آینده گذشته نو شده است و ایده و اندیشه
مدرن می طلبد . یکتا : از صحبت های
شما چنین بر می آید که جنسیت را در توان زنانه نویسی
، عامل اصلی می دانید . یعنی نویسنده مرد
نمی تواند زنانه نویس باشد . آیا چنین نظری دارید
؟ سمیعی : شماری
از نویسندگان زن که صرفا و بر حسب غریزه و مطالعات جسته و گریخته
نمی نویسند ، به عنصر جنسیت نور می تابانند . دخالت امر
جنسی در نگارش ادبی به فاصله گیری نیاز دارد تا
زن وجود دیگر خود را کشف کند . وگرنه یا به غرائز کور اتکا خواهد
کرد یا با ایدئولوژی های رنگارنگ فمینیستی
بدرقه خواهد شد . اما همان طور که پیش تر گفتم ، وقتی ادبیات
از روزمرگی عبور می کند و با خلاقیت سر و کار داریم ،
زبان بارور می شود . و از این حیث که با خلاقیت سر و
کار داریم ، با یک نگاه زنانه مواجهیم . منتها این جا
باید نگاه مرد را کاوید که آیا هم چنان ناخودآگاه مردانه در
خلاقیت دخالت می کند یا جنبه زنانگی کار غالب است . ای
بسا نویسندگان و شاعرانی که به رغم ظاهر آثارشان ، ناخودآگاه مردانه
قوی دارند و از این حیث ، آن نوع باروری را در آثارشان
نمی بینیم . مثال مشخصش در شعر سپهری است . عکسش در
مورد هدایت صادق است . یعنی اگر بتوانیم ضریب
خلاقیت را با مقوله زبان زنانه ارتباط دهیم ، در هدایت به
مراتب قوی تر است . یکتا : با تجربه ئی
که در مطالعه بیش تر رمان ها و داستان کوتاه های منتشر شده سال های
اخیر دارید ، نقش زنان را در نگارش ادبیات معاصر چگونه می
بینید ؟ سمیعی : فکر می
کنم ادبیات زنان از حالت اولیه که واکنش مستقیم در برابر غرائز
و علیه تضییع حقوق زنان بود ، خارج شده و زنان نویسنده
به مثابه کنش گر وارد عرصه ادبیات شده اند . در این وضعیت ،
شماری از زنان داستان نویس حرفه ئی ابتکار عمل را به دست
گرفته اند و پا به پای ادبیات مردانه حرکت می کنند . اما چنان
که پیش از این نیز گفتم ، قوت ها و کاستی های ادبیات
داستانی بیش و کم یک سان ، هم شامل زنان داستان نویس می
شود هم مردان . یکتا : در خبرهای
سال 84 آمده بود در طول دهه گذشته تعداد زنان نویسنده ده برابر ، اما
تعداد مردان نویسنده 5/2 برابر افزایش یافته است . در ضمن روی
کرد زنان بیش تر به رمان نویسی بوده تا داستان کوتاه نویسی
. علت این رو آوری زنان را به نوشتن رمان در چه می بینید
؟ سمیعی : علت
واحدی برای روی کرد زنان به داستان نویسی نمی
توان ذکر کرد . ولی واقع امر این است که زنان ایران ، به ویژه
زنان طبقه متوسط به فشارهای مضاعف دچار شده اند . این جا به جائی
تأثیر عظیمی بر جامعه زنان ایران به جا نهاده است . ولی
میل به نوشتن در زنان ایرانی ، ناشی از ارتقای
خودآگاهی و کشف خود است که به مراتب قوی تر از میل مردها به
نوشتن عمل می کند . به طوری که زنان داستان نویس در حوزه
داستان های عامه پسند ، گوی سبقت را از مردها ربوده اند . این وضعیت چه از حیث کمی
چه کیفی با وضعیت قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست
. برخلاف تلقی رایج ، ادبیات عامیانه نقش های
متناقضی در جامعه ایفا می کند . اولا بخشی از مسائل
مورد علاقه بخشی از جامعه را بازتاب می دهد . ثانیا بعضی
از رمان های عامه پسند جنبه سرگرمی صرف ندارد و این استعداد
در آن ها نهفته است که خواننده خود را به سمت رمان های جدی سوق دهند
. بنابراین همواره در جهت تثبیت وضع فرهنگی موجود عمل نمی
کنند . ثالثا در جامعه کتاب نخوان ما ، همین قدر که نویسنده ئی
موفق شود عده ئی را به کتاب خوانی علاقه مند کند ، خود یک گام
به پیش است . مهم تر از این همه ، تولید تفریح بی
ضرر مستحق دست مریزاد است . رمان های عامه پسند اگر چه جایزه
خود را به صورت نقدی از خواننده دریافت می کنند ، اما توجه
منتقدان به داستان نویسان جدی و این ژانر ، در ارتقای
آن مؤثر است . متأسفانه ادبیات عامه پسند از طرف نخبگان ادبی به کلی
نادیده گرفته می شود و این امر به سود ادبیات نیست
. یکتا : از وقتی
که در اختیار آینه ها گذاشتید ، سپاس گزارم . |
|||||
|
|
|||||
|
|
|||||