|
|
|||||
|
|
|||||
|
دارالترجمه رسمي آبيز
ققنوس منتشر کرد مادر منتشر کرد
|
|
|
|||
|
|
زنانه نویسی ؛ نه تنانه نویسی
|
|
|
||
|
فمینیسم از هر نوعش هرگز برایم
جذابیت نداشته است . شاید به فرهنگ و تربیت خانوادگی
یم برمی گردد و این که در زمان شکل گیری
شخصیتم ، از امکانات برابر با برادرانم برخوردار بودم و آن فاصله ها و
اجحاف هائی را احساس نکردم که فریاد فمینیست ها را به
آسمان می برد . اما با ورودم به اجتماع ، چشمم به روی
دنیای پر از محنت بسیاری از زنان باز شد . اندیشه
دینی هم راه نمایم شد . به ویژه سوره تکویر قرآن که پس از ارائه هفت تصویر تکان دهنده از روز
قیامت به نشانه نابودی جهان هستی ، نشانه هشتم را چنین
عنوان می کند : اذا المؤودهُ سُئلت ، باَی ذنب قُتلت .( وقتی
از غنچه نشکفته پرسیده می شود به کدامین گناه کشته شده است .)
و چه تفکرانگیز است این نخستین دادخواهی در دادگاه
الهی پس از تاریکی خورشید و ستارگان و از هم پاشیدن
کوه ها و ... برای خون
ریخته شده نوزاد دختری که صرف جنسیتش به کام مرگ رفته است !
بنابراین بدون احساس پدرکشتگی با مردان ، که برخی شان در رشد
من نقش به سزائی هم ایفا کرده اند ، خواسته و ناخواسته
دردآشنای زن شدم . و اما دنیای
نقد حکایت دیگری دارد . روی کرد در نقد ادبی
لزوما به معنای اعتقاد به آن نیست . بنابراین اگر اثری
حتا روی کرد
فمینیستی را اقتضا کند ، از پرداختن به آن نباید
خودداری ورزید . زیرا این اثر است که بر مبنای
نهفته هایش ، نوع روی کرد را تعیین می کند . به
همین دلیل هم زنانه نویسی و مشخصه های آن که هنوز
در خود فرهنگ اصطلاح های نقد ادبی غرب چندان تبیین شده
نیست ، برایم جذابیت دارد . به ویژه اگر نویسنده
مرد باشد و مشخصه های برشمرده فعلی زنانه نویسی را
بتوان در اثرش یافت . زیرا استعداد و مهارت بسیار می
خواهد نویسنده دارای جنس مذکر چنان به ذهن و شخصیت زن اثرش
نزدیک شود تا بتواند او را همان گونه که در عالم واقع می تواند باشد
- یعنی زن به تمام معنا - خلق کند . حتا اگر این زن
شخصیت مردانه داشته باشد و رفتار و کرداری از او سر بزند که از
فرهنگ مردانه / پدرسالارانه سرچشمه گرفته باشد . و اما منظورم از زنانه نویسی
تنانه نویسی نیست . همان گونه که پیش تر در
جای دیگری عنوان کردم ، برای مثال شعرهای فروغ
فرخ زاد به دلیل بیان تجربه های جنسی یش ارزش مند
نشده است . بل که ارزش های هنری شعرش است که از او فروغ فرخ زاد ساخته
است . وگرنه جهان ادبیات امروز پر از تنانه نویسی تا سر حد
پورنوگرافی است و هیچ منتقد با شعوری نمره صفر هم به آن
نمی دهد . تن فقط بخش طبیعی دنیای زن هنرمند
است و هر زنی به فراخور ارزش های
انسانی و اجتماعی و ... می تواند دنیائی به وسعت
کهکشان ها داشته باشد و بیان و ساختن آن در جهان ادبیات کار هر کسی
نیست . از این منظر وقتی گفت و گو با آقای عنایت
سمیعی را برای
این شماره مجله بازخوانی می کردم ، دیدم موضوع زنانه
نویسی و مشخصه های آن و جای گاهش در ادبیات معاصر
از قابلیت گفت و گو در سطح وسیع
تری برخوردار است . بنابراین مشابه همان پرسش هایم را
برای برخی هم کاران و دوستان آینه ها فرستادم
تا در صورت تمایل پاسخ بدهند . و حال از همه خوانندگان آینه ها دعوت
می کنم در این گفت و
گوی جمعی شرکت کنند و حتا در باره ضرورت یا عدم ضرورت زنانه
نویسی نظر دهند . چه بهتر اگر پاسخ دهنده خود نویسنده باشد و
تجربه اش را از این بابت بیان کند . باشد که سال دیگری
از فعالیت ادبی آینه ها
پربارتر شود و بیش از پیش بازتاب دهنده
اندیشه صاحبان نظر .
|
|||||
|
|
|||||