دارالترجمه رسمي آبيز
 
مرکزفوريت‌هاي ترجمه
ميدان تجريش . جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
جنوب شرقي ميدان انقلاب . بالاي بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

___________
 

ققنوس منتشر کرد


ازل تا ابد
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان
الهام یکتا
___________

همراه منتشر کرد


دو زن
مسعود احمدی
___________

مادر منتشر کرد


چاپ دوم
راز موفقیت در زندگی
(هنر بهتر زیستن)
ا.کیهان نیا
___________
 

جنسیت و تکثرگرائی پسانوین

عباس محمدی اصل 

یکم

در حالی که سنت وجود نیازهای آدمی را ثابت می انگارد ، در عصر نوین این نیازها تابع شرایط تاریخی و فرهنگی قلمداد می شوند و فقط در نگاه پسانوین است که نیازهای مزبور به تجربه زیستی آدمیان و به شرط رعایت حدودی اجتماعی مقید می شوند . از منظر اخیر ، کنش آدمی سازنده سپهر اجتماعی است که متقابلا بر این کنش مؤثر می افتد و از ذات گرائی سنتی یا بی رسالتی ساختی مدرنیته تن می زند . فمینیسم که از خاستگاه نوینی برخوردار است نیز به رابطه زنانگی و مردانگی در قالب تولید مثل جنسی و جامعه پذیری جنسیتی از این منظر می نگرد و به رغم قائل شدن به وحدت ریشه های انسانی دوجنسی ؛ اما تمایزهای جنسیتی آن ها را بر حسب ساخت های اجتماعی کاویدن می گیرد و البته از رسالت کنش گری آدمی در این ساخت ها به خصوص به منظور ایجاد و برابری جنسیتی غافل نمی ماند .

 

دوم

زنان و مردان در قالب فرآیند ساختی جامعه پذیری چنان به کسب شخصیت های متفاوت می پردازند که در بوم اجتماعی خویش به تجربه و شناخت متفاوتی از سپهر مناسبات اجتماعی و نیز از یک دیگر نائل آیند و ابعاد خصوصی و عمومی زندگی را بر حسب عقل و خرد مذکر و مؤنث ، اخلاق جنسیتی ، شناخت مورد تأئید قدرت و بالاخره استقلال و عدالت جنسیتی برای خود و دیگران معنا کنند . با وجود این اگر چه در نگاه نوین ، جنسیت ویژگی عام همه جوامع بشری را تشکیل می دهد و تفاوت پذیری بینافرهنگی آن در پس برابری جوئی جنس – جنسیت مورد غفلت قرار می گیرد ، اما دیدگاه پسانوین ضمن پذیرش تفاوت پذیری جنس – جنسیت به جهان اجتماعی ، از ثابت انگاری این نابرابری به عنوان ویژگی همیشگی فرهنگ می گریزد و می کوشد تفکیک پذیری جنسی – جنسیتی را هم در قالب ساخت های متأخر اجتماعی و هم بر حسب تفاوت پذیری نظام های شخصیتی مورد توجه قرار دهد . این نگاه به تبیین وضعیت زنان و اتخاذ راه بردهای برابری جویانه جنسی – جنسیتی به خصوص از سوی فمینیست ها تأثیر بی بدیلی باقی می گذارد . مثلا باور عقلی به ثبوت نابرابری جنسیتی در فمینیسم نوین لاجرم در صدد نفی ازخودبیگانگی زنان با پی گیری راه بردهای سرکوب شکن مردانه و جست و جوی نظم اجتماعی غیرمردانه است . با وجود این نگاه خردمندانه فمینیسم پسانوین به تغییرپذیری این نابرابری ها ، موجبات ترسیم تفکیک پذیری شخصیتی – ساختی جنسیت ها را بدون پردازش نظم اجتماعی مجزا یا فارغ از حضور مردان فراهم می آورد و این تفکیک پذیری را الزام توسعه پای دار می شمارد و البته سلطه ادغام پذیرانه اجتماعی را تابع تقسیم کار تمایزپذیر جامعه درمی یابد .  

 

سوم

عقل آدمی را از طبیعت و سایر موجودات آن متمایز می کند . اما فرهنگی که زن را کم تر از مرد عاقل می شمارد ، به مشروعیت تفاوتی حکم می دهد که حضور نابرابر اجتماعی زن و مرد را در عین یکی شمردن هر دو جنس به واسطه وابستگی زن به مرد چونان وابستگی دیگری به خود توجیه می نماید . در این صورت زن پشت کردن به عقل و احیای تمایل را طبیعی می انگارد تا با برتر نشاندن جسم نسبت به ذهن از قید فرهنگ بگریزد . بدین منوال هنجارشکنی و شالوده شکنی و نظم شکنی جامعه در این رویکرد چنان قوت می گیرد که کمال در انطباق با مرد جلوه نمی کند ، بل که به معنای انطباق با تفاوت پذیری زنانه می نماید . در این جا حتا توجیه پساعقل گرایانه تکوین زبانی خرد جمعی در گفتمان سازنده واقعیت بیناذهنی هم به کار فمینیسم نمی آید . زیرا به این ترتیب ضعف استدلال زن نه به نابرابری فرصت های آموزشی که به نامعقول بودن شخصیت زن منتسب می شود تا واگذاری تکالیف خانه داری و فرزندپروری به ناگاه با ادعای کسب حقوق برابر اجتماعی از سوی زن همراه نشود و بل که در فضای سفسطه آمیز برساخته عقل مذکر در تقسیم کار نابرابر خانگی – اجتماعی ناتوانی مرد در برابر زایندگی به دست فراموشی سپرده شود . با وجود این خرد دوجنسیتی زن در این جا به نابودی عقل حکم نمی دهد ، بل که تبدیل سلطه گری زنانه آن به انطباق پذیری با طبیعت را عین عدالت می شمارد و نه پرداخت مزد برای خانه داری یا اشتغال بیرون از خانه که تغییر روی کرد مفهومی به ارزش وجودی زنانه را در راستای توسعه پای دار جنسیتی مطالعه می کند . نقد مهمی که در این جا وارد می شود این است که چگونه قبل از تغییر نقش پذیری زنان و مردان می توان به تغییر اندیشه های آنان حکم کرد و مطامع قدرت در ایجاد یا نفی چنین شناختی را از دیده فرو گذاشت و بل که قدرت را از آن زن آزاد و مختاری تلقی کرد که به انتخاب وضعیت دگراندیشانه ئی متمایل است و می تواند آن را در عمل تحقق بخشد . در این صورت است که به عنوان مثال دیگر نمی توان تکنولوژی تنظیم خانواده و شبیه سازی و تولیدمثل آزمایش گاهی را به عنوان تلاش فرهنگی تداوم سلطه عقل مذکر بر جسم زنانه و تمایل او به کسب حق سلطه بر بدن دریافت . به علاوه کوشش فرهنگی برای جای گزینی عقل جزئی نگر به جای خرد کل نگر آن گاه که با تمایل زنانه کسب این موهبت همراه شود ؛ جنس دوم را به شرطی معقول جلوه می دهد که او به نحو پیشینی وظایف مادر – همسری خود را بپذیرد و با همین عقل اشتغال بیرون از خانه را نیز مکمل خانه داری بشمارد . از این رو دیدگاه پسانوین به فمینیسم یاری می دهد عقل مدرنیته و تعمیم ها و نقدهای آن را مورد بازنگری قرار دهد و رد پای جنس اول را در این عقل ورزی بشناسد تا سپس بتواند روی کرد خردمندانه ئی نسبت به ان اتخاذ کند . به عنوان مثال این دیدگاه می کوشد دوگانگی های عقلی سوژه- ابژه را به وحدت خردمندانه هویت دوجنسیتی مبدل سازد و ناکجاآباد تمامیت خواهانه عقل مذکر را به خردی جویای غنای واقعیت های غائی زیست جمعی بر پایه پرورش هویات مستقل زنانه و مردانه تبدیل کند . در این صورت نظام جنسی – جنسیتی ، وحدتی در عین کثرت و کثرتی در عین وحدت می یابد و هر دو جلوه خود را پیش گام توسعه پای دار جنسی – جنسیتی جامعه می سازد .   

 

 



صفحه اول   .   درباره ما   .   شماره هاي پيشين  .   عکس  .   از دل برآيد   .   خاطره   .   روز من   .   خبر
گزارش   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفي کتاب   .   برگ سبز   .   از اين قلم   .   گفت و گو  .  
نامه
پيام   .   کودک و نوجوان . English   .  شماره آخر