دارالترجمه رسمي آبيز
 
مرکزفوريت‌هاي ترجمه
ميدان تجريش . جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
جنوب شرقي ميدان انقلاب . بالاي بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  

___________
 

ققنوس منتشر کرد


ازل تا ابد
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان
الهام یکتا
___________

همراه منتشر کرد


دو زن
مسعود احمدی
___________

مادر منتشر کرد


چاپ دوم
راز موفقیت در زندگی
(هنر بهتر زیستن)
ا.کیهان نیا
___________
 

جایگاه زنان در عرصه ادبیات و هنر معاصر

محمود معتقدی

کلام از نگاه تو شکل می بندد
احمد شاملو
 

پیرامون ادبیات زنانه باید گفت ، در نهایت به رغم همه باورهای موجود ، نمی توان به درستی تعیین کرد چیزی به نام ادبیات زنانه در فضای فرهنگی ما جا افتاده و به طریق اولی از یک سری تعریف و ویژگی های خاصی هم تبعیت کرده باشد . به گمان من ، در این دو دهه زنان در عرصه های فرهنگی ، به خصوص در چشم انداز ادبیات توانسته اند حرکت های درخشانی داشته باشند . به عبارت آخر ، بار هستی فرهنگی سیالی را همواره بر دوش می کشند . اما منظر و دیدگاه اغلب این نوع نقش آفرینان در فضاهای آفرینش ، همانند نگاه مردان بوده و است . شاید بتوان گفت ، با اندک تفاوتی ، در عرصه عواطف و باورهای " زنانگی " که با رنگ و بوی نوعی دادخواهی هم همراه بوده است ، زنان آمده اند تا پدیده های آرمانی خود را بیان کنند ! بی شک در عرصه ادبیات امروز ، زنان که از پایگاه حسی و ذهن توان مندی برخوردارند ، توانسته اند فرصت های پنهان "زیستن" را با تداعی ها ، جستجو در خاطره ها ، به ویژه در فضاهای خانواده و کودکی تا حد فراوانی باز و بازتر کنند . هم چون چالش پر راز و رمزی در دنیای " متن " . گفتنی است اندیشه قصه پردازی و بازآفرینی فضاهای شاعرانگی ، در این سال ها به زنان این امکان را داده است تا در کنار مردان بتوانند قابلیت ها و ادراکات حسی و عاطفی خود را در قالب های ساخت مند عرضه کنند . از سیمین دانشور تا سیمین بهبهانی دنیاهائی است که دو –  سه نسل از زنان به واگوئی روزگار خود و دیگران درآمده اند .

اما روزگار پیچیده دیدگاه های فمینیستی در جامعه ما هنوز نتوانسته است به تفهیم و تفاهم جدی برسد . چرا که بنیادهای آئینی و فرهنگی به زن شرقی و به ویژه به زنان ما این فرصت را نداده است تا با زبان و دیدگاه انسانی خود و با اقتدار از خود بگوید . به همین خاطر می بینیم بسیاری از زنان صاحب اندیشه ، اغلب با لحن مردانه از هستی و روزگار خود و دیگران سخن می گویند . به عبارت دیگر زنان در فضاهای "واقعه پذیری" به خلق آثاری می پردازند که از نگرش مردانه ئی حکایت دارد . وقتی آن جا که به قلمرو دادخواهی اجتماعی و ستم فرهنگی می پردازند ، در بیان مطالبات و باورهای حوزه های " زیستن " از چشم انداز مردانه ئی سود می برند . بی گمان در روزگار این جا و اکنون به زنان ، آن فرصت لازم داده نشده تا در همه عرصه های فکری ، با ادبیات "زنانه"ئی حرف بزنند و از دردها و نگرش های منتشر ، از خود و از دیگران چیزی بگویند . آن چه امروزه ما در عرصه های ادب و هنر از زنان داریم ، تا این جای کار ، همه نشانه ها حکایت از فضاهائی ترد و شکننده است که علاوه بر بار عاطفی و بازتاب ستم های فرهنگی ، به این باور ملتهب کمک می کند تا زنان خود را انسان هائی از جنس دوم بدانند . این پندار از آن جائی سرچشمه می گیرد که مکانیسم های جاری در سطح های مختلف فرهنگی ، زنان را تنها مادرانی بزرگ می بینند . در حالی که شرایط و توان مندی های زنان ، هم چون مردان در همه عرصه های فرهنگی یک باور شکوه مند اجتماعی است . چرا که دقت ، ظرافت و زاویه بندی زنان در ارائه نقش ها و متن ها ، فرصت هم دلی را به طرز خاصی و با بهره گیری از زیباشناسی هنرمندانه ئی به دیگران عرضه می دارد .

بنابراین شاید بتوان گفت حرکت هائی که در این سال ها در حوزه های فرهنگی برای بیداری زنان و ترسیم جای گاه اجتماعی شان صورت پذیرفته ، شروع خوبی بوده ، اما فاقد تداوم و جهت یابی لازم در همه سطح های انسانی بوده است . لذا در قلمرو ادبیات و هنر هم ، صدای زنان تا روزگار " غایت مقصود " هنوز فاصله دارد . بی گمان در حوزه های خلاقیت و بهره مندی از آفرینش های زیبائی شناسانه ، زنان ما توانسته اند در موقعیت های خاص اجتماعی ، دست به کاراندیشی فراوانی بزنند و از رمانتیسم اجتماعی به عنوان توشه ئی در راه بیان موقعیت های فرهنگی خود و دیگران استفاده کنند  و با همه دشواری های موجود ، در آفرینش آثار ادبی و هنر به ابزارهای بیانی شکوه مندی دست یابند . بنابراین رسیدن به ضرورت و اکتساب فرم های ادبی و هنری ، به زنان فرصت داده است تا قالب و تکنیک های گوناگونی را به محک تجربه بگیرند و در ایجاد فضاهای هنری و ادبی ، دوش به دوش مردان گام بردارند .

لازم به یادآوری است که در این سال ها ، بسیاری از زنان در عرصه های فرهنگی گوی سبقت را از مردان ربوده اند و در به دست آوردن جایزه های ادبی و هنری صاحب موفقیت فراوانی شده اند . بنابراین جا دارد در نشان دادن جای گاه زنان در ادبیات و هنر معاصر ، از فرصت های پیش آمده در جهت آگاهی و اطلاع رسانی فرهنگی ، دست به کار اساسی زد تا هویت زنان در کارکردهای فرهنگی ، دارای نگاه های تازه تری باشد . چرا که دل واپسی تلخ و شیرین در آثار و یافته های زنان ، دارای ابعاد فراوانی است که اغلب در عرصه های " متن " از پیکره چند لایه ئی برخوردار است . پیرامون ویژگی های ادبیات زنانه شاید نتوان به داوری های ساخت مندی رسید ، اما آن چه زنان در چشم انداز ادبیات امروز ، از آن به گونه های مختلفی سخن می گویند ، همانا نشان " هویت " گم شده و روزگار فراموشی از پیکره های فرهنگی جامعه است که بی گمان دارای ابعاد تاریخی فراوانی است . با این همه باید گفت صدا و لحن زنان روزگار ما از " بغض پنهان " ی سرشار است که بعضا در آثارشان قابل دریافت است . به گمان من آن که از ادبیات می گوید ، فراتر از فضاهای جنسیتی ، از انسان و هستی یش می گوید . بار تاریخی ادبیات بر دوش مردان و زنانی است که از دنیاهای پرسش و فردیت پیام دیگری را عرضه می دارند و چه بسا می توانند در ادامه اندیشه های یکدیگر باشند .   

 

 



صفحه اول   .   درباره ما   .   شماره هاي پيشين  .   عکس  .   از دل برآيد   .   خاطره   .   روز من   .   خبر
گزارش   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفي کتاب   .   برگ سبز   .   از اين قلم   .   گفت و گو  .  
نامه
پيام   .   کودک و نوجوان . English   .  شماره آخر