![]() |
|||||
|
دارالترجمه رسمي آبيز
ققنوس منتشر کرد
همراه
منتشر کرد مادر منتشر کرد
|
|
||||
|
|
|
||||
|
صفحه 13 دو زن
مسعود احمدی همراه |
|||||
|
|
|||||
|
|
|
||||
|
دلم برای خودم تنها خون نبود ، بیش تر برای
تو خون بود . تو را پیش خودم با دیگران مقایسه می کردم
و می گفتم چرا جلال من با این همه استعداد و هوش و لیاقت بایستی
این طور زندگی بکند ؟ اما تو هم بی تقصیر صرف نبودی
. چقدر می گفتم بی خود وقتت را سر حزب تلف نکن . حزب گذرا است . سیاست
لحظه به لحظه و بی پدر و مادر است اما نویسندگی تو پایا
است . می گفتم تو ممکن است مثل حافظ و مولوی جاودانه نشوی ،
اما اقل کم تا دو سه نسل خواننده خواهی داشت . چقدر گفتم این همه
کفش و کلاه در راه چاپ خانه به هدر نده . حتا تو بدت می آمد اگر من می
گفتم بالای چشم حزب ابرو . و تو چه تشری به من می زدی . صفحه 134 نامه های
سیمین دانشور به جلال آل احمد انتشارات نیلوفر |
|||||
|
|
|||||
|
|
|||||
|
آنان که به ریشه ها
نپرداخته اند جز ساقه و شاخ سار نشناخته اند ایوان بلند آرزوهاشان را بر شانه تپه های شنی ساخته اند صفحه 56 بی عشق
، ما سنگ ، ما هیچ بهمن رافعی گفتمان خلاق |
|||||
|
|
|||||
|
به گل زرد خزان دیده مخند! |
|
||||
|
آه ، ای زمزمه امیدم ، چشمه روشن من ، خورشیدم . شرم از چشم سیاهم داری ، شکوه از طرز نگاهم داری . راز اندوه مرا می دانی ، غم چون کوه مرا می دانی . گر به چشم تو گل رنگینم سرخی یم داده دل خونینم
. بگذر از من ، گل زهرم ، گل زهر ! پیش مهر تو چه دارم جز قهر ؟ شاخه خم شده پائیزم ، برگ زرد است گل آویزم . ترک من کن که تو هم بلهوسی ، بسته دامن هر خار و خسی ! دل به عشق من آشفته مبند ، به
گل زرد خزان دیده مخند ! صفحه های 117 – 118 صدف تنهائی ترانه
سهراب انتشارات روشنگران |
|||||
|
|
|||||
|
خواب هر ساله ... |
|
||||
|
وقتی
صفحه 16 در فصل های سفر
ناهید عباسی |
|||||
|
|
|||||
|
|
|||||
|
|
|||||