![]() |
|||||
|
ققنوس منتشر کرد |
|
||||
|
|
||||
|
|||||
|
|
|||||
|
آتش کردن سماور
|
![]() |
||||
|
عزیزم ، من هرگز نمی گویم از
سر تو زیادم . هر دو مساوی هستیم و با هم بده بستان فکری داریم که کم تر زن و
شوهری از چنین نعمتی برخوردارند ، اما
تصدیق کن که زندگی که من و تو پارسال کردیم ، لایق هیچ کدام ما نبود . این جا
نویسنده ها از نویسندگی خود اعاشه می کنند و تو و من ، هم نویسنده بودیم و هم
معلم و با این حال هشت مان گرو نه مان بود . تو خیال می کنی من دلم فقط برای
خودم خون بود که زمستان سرد ظرف بشویم یا با شیرزاد علیه ما علیه کلنجار بروم
یا مثلا به بانک رهنی بروم یا نقره قلابی
تحفه عروسی مان را بفروشم ! هیچ وقت قضیه آتش کردن سماور
ورشو روسی جهیزیه ام یادم نمی رود : تو آمدی و گفتی : « خوب بی آب آتشش کرده ای ، لحیم هایش دررفته . »
پرسیدم : « این
سماور ، سماور بشو هست ؟ »
کتاب نامه
های سیمین دانشور به جلال آل احمد
|
|||||
|
|
|||||