" روز من " اسفندی ها با نازنین نظام شهیدی در نخستین روز اسفند ماه
1333 شروع می شود . و اما به زبان خود او :
دیگر تمام شد
و ما یکدیگر را به باد سپردیم
قامت مان در پس دیوارو سایه های بلند کوتاه شد
عبارت " پس دیگر تمام شد " آمد
و برای این جمله کوتاه که من بودم
نقطه ئی لازم بود که بر شقیقه نشست
دوم
اسفند 1313 زادروز اسماعیل فصیح است . سوم اسفند 1310 زادروز هم نامش ؛
اسماعیل رها . چهارم اسفند 1345 حسین مرتضائیان آب کنار و پنجم اسفند
1305 سیاوش کسرائی با " آرش کمان گیرش " از راه می رسد :
آری ، آری ، زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا بر جاست
گر بیفروزیش ، رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه ، خاموش است و خاموشی گناه ماست.
روز هفتم 1318 از آن ع. پاشائی است تا برای مان از ذن بگوید . روز دهم
1308 هم نصرت رحمانی از راه می رسد تا خنجری را فریاد بزند که دوست تا
دسته در پشت مان فرو می کند .
یازدهم اسفند 1312 نیز از آن فرخ تمیمی است که به رغم ناخوانائی خط
تاریخ ، هم چنان امیدوارانه به زایش و سبز شدن چشم می دوزد :
تاریخ همیشه خوانا نیست
هفتاد سال خیره شدن ، خواندن
...
دنباله کلام هویدا نیست .
نام مرا دهان تو بیدار می کند
در بیشه های فندق و سنجاب
تا مادر زمین
پیغام خاک را بسراید
با آفتاب
سپس عمران صلاحی( 10 اسفند 1325 ) و هرمز علی
پور ( 10 اسفند 1325 ) ، ابوالقاسم فقیری ( 13 اسفند 1316 ) از راه می
رسند . برای همه آنانی که از این جمع زنده اند ، عمر پرباری آرزومندم و
روزشان را تبریک
می گویم . آنان هم که رفته اند ، یادشان گرامی .
الهام یکتا