دارالترجمه رسمي آبيز مرکزفوريت‌هاي ترجمه
ميدان تجريش . جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
جنوب شرقي ميدان انقلاب . بالاي بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710
 

به یاد آتشی


چهارشنبه 7 دی ماه گروه شعر معاصر از ساعت 5/5 تا 8 بعدازظهر مراسمی به مناسبت چهلمین روز درگذشت منوچهر آتشی برگزار کرد . در ابتدا فرهاد عابدینی بخشی از شعر " عبدوی جط " آتشی و سپس یکی از سروده های خود را در سوگ او خواند .
مفتون امینی نخستین سخن ران جلسه بود که شعرهای آتشی را به دو بخش سروده های پیش و پس از مهاجرت به تهران تقسیم کرد .
سپس مهری شاه حسینی از آتشی گفت و کامیار عابدی هم سخنان خود را به جغرافیای انسانی او اختصاص داد . محمود معتقدی نیز از فضای مدرن و بومی شعرهای آتشی گفت . رضا قنبری ، فخرالدین پورنصر ، علی شاه مولوی ، پیمان کیهان زاد و سعید آذین هم سوگ سروده های خود را خواندند .
اسدالله امرائی اما از حمید ادیب یاد کرد که شاعر بود و به تازگی ، او نیز به دیار باقی شتافت . امرائی یکی از شعرهای شاعر متوفا را خواند .
پایان شعرخوانی ها نیز با فرهاد عابدینی بود که شعری را از آتشی خواند که برای فخرالدین پورنصر سروده بود .
و اما آن چه خوانده نشد ، متن زیر بود که بنفشه حجازی آن را برای این جلسه یادمان آماده کرده بود ، اما به دلیل هائی ترجیح داد قرائت نکند .    

 


خٌب
، آتشی هم مرد !

بنفشه حجازی
 


جمله بی
روح و شايد بی حرمتی تلقی شود اما واقعی تر از هر حقیقتی این است كه جهان برای او به پايان رسيده است. چه شاعرانه برای او بسرائیم و چه مبارزانه ، چه او را مراد بدانيم و چه مريد ، چه راست و چه چپ ، چه اسطوره ساز و چه هر چه .

حالا ما وظيفه هنری ادبی ، اجتماعی مان را كه همين يك دقيقه سكوت باشد ، انجام داديم و خيال مان راحت شد كه اشخاص مودبی هستيم .

من او را فقط يك بار و آن هم در اين جا ديده ام . روزی كه با خانم شاه حسینی و همسرش آمده بود . به ياد نمی آورم جز عده معدودی از برگزاركنندگان اين جلسه ، کسی جلوی پايش برخاسته باشد . وقتی هم كه با آن حال نه چندان خوب شعر نخواند و حكایتی گفت ، هر كدام از ما سر در پی كار خود بوديم و كارهای ادبی اجتماعی مان را با هم مرور می كرديم و قرارهای مان را می گذاشتيم . شايد حق داشتيم . از ديدار هم ديگر به وجد آمده بوديم و برای لحظاتی پدر کشتگی ها و ارث و ميراث اجدادی را به فراموشی سپرده بوديم و به دل های شاد و پاك  دوران كودکی مان بازگشته بوديم و شايد برای همين هم جز چند رديف اول ، کسی  به سخنان او گوش نسپرد . ما برای شنيدن صدای خسته یکی از پيش كسوتان شعر امروز سكوت نكرديم . حالا هم برای اين يك دقيقه كه شايد اگر چند ثانيه بيشتر طول می كشيد ، علايم بی تابی در ما ظاهر می شد ، فكر می كنيم كار را يك سره كرده ايم . آفرين بر ما كه هم دیگر را پس از مرگ ، آن هم در جلسه های رسمی پاس می داريم . پس دل خوش باشيم كه اگر امروز هم ديگر را می گزيم ، پشت سر و جلوی رو به هم تکه می اندازيم ، از تور ريز جهان بینی مان کسی را عبور نمی دهيم ، او را در جلسات خصوصی مان به سخره می گيريم و اتهام می بنديم ، روزی شايد برای مان يك دقيقه سكوت شود .

زياده دردسر ندهم ، پيشنهاد می كنم از اين پس كه مرديم ، به احترام هم يك دقيقه قيل و قال  كنيم  !

 




صفحه اول   .   درباره ما   .   شماره هاي پيشين  .   عکس  .   از دل برآيد   .   خاطره   .   روز من   .   خبر
گزارش   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفي کتاب   .   برگ سبز   .   از اين قلم   .   گفت و گو  .   نامه
پيام   .   کودک و نوجوان . English   .  شماره آخر