دارالترجمه رسمي آبيز مرکزفوريت‌هاي ترجمه
ميدان تجريش . جنب سينما آستارا
22711578
22744307
22743305
جنوب شرقي ميدان انقلاب . بالاي بازاربزرگ كتاب
66962844
66480658
66497710  
___________ 
ققنوس منتشر کرد

ازل تا ابد
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان
الهام یکتا
___________

نشر و پژوهش          
  فرزان
              
روز
منتشر کرد

...هنوز در سفرم
شعرها و یادداشت های منتشر نشده
سهراب سپهری
پری دخت سپهری
___________

تحلیلی از
هزار و یک شب
رابرت ایروین
دکتر فریدون بدره ئی
___________

داستان ادبیات و سرگذشت اجتماع
شاهرخ مسکوب
___________

بریژیت ژیرو
دل آرا قهرمان
___________

تاریخ تفکر مسیحی
تونی لین
روبرت آسریان
___________

شاه نامه فردوسی
کورت هاینریش هانزن
کیکاووس جهان زاده
___________

برگزیده و شرح اشعار خاقانی
جمشید علی زاده
___________

تاریخ جنگ های صلیبی
رنه گروسه
ولی اله شادان
___________

سیر نابخردی
باربارا تاکمن
حسن کام شاد
___________

روشنفکران ایرانی وغرب
مهرزاد بروجردی
جمشید شیرازی
___________

موش و گربه
گونتر گراس
کامران فانی
___________

سفر به دشت ستارگان
پائولو کوئیلو
دل آرا قهرمان
___________

کیمیاگر
پائولو کوئیلو
دل آرا قهرمان

 

 

 

December 28, 2005  

تو بگو!

                                             54540.jpg

امروز که به سايت ققنوس سر زدم ، ديدم اين کتاب در آمده است . تشکر از امير حسين‌زادگان ، مدير نشر ققنوس که به کار و شخصيتش ايمان دارم ، بماند برای وقتی ديگر . و سپاس از خانم الهام يکتا نيز باشد برای بعد.
کتاب حالا منتشر شده ؛ با روی جلدی زيبا از حميد عزيزم ، يعنی آقای حميدرضا وصاف ؛ يکی از بهترين گرافيست‌های ايران . راه که می‌رود گرافيک ازش می‌ريزد . اما تنها گرافيک نيست در او که می‌درخشد ، آدم نازنينی‌ست . ساکت ، صبور، مهربان و خلاق.
پارسال چند روزی مهمانم بود . يک روز ازش پرسيدم : « تو اين چهار روز برلينُ چی ديدی؟»
پشت کامپيوتر نشسته بود . نگاهم کرد و لبحند زد.
خودم جواب دادم : « برلين شهر بسيار قشنگی است ! برلين يعنی يک اتاق در انتهای کتابفروشی هدايت ، با يک کامپيوتر و ده تا جلد کتاب و مجله و يک ساندويچ نيم‌خورده و يک چای يخ‌کرده...»
من معمولاً ساعت ده از خواب بيدار می‌شوم ، تقصير من نبود . او خودش ساعت هشت پا می‌شد ، کليد هدايت را برمی‌داشت ، می‌رفت آنجا مشغول کار می‌شد.
البته روز آخر بردمش که ديوار برلين را نشانش دهم . دو -  سه ساعتی با هم برلين را چرخيديم . و رفت.
چی شد که من از کتاب
ازل تا ابد چرخيدم به گرافيک و ياد چهره دوست‌داشتنی حميد افتادم ؟ آهان ، يکی رفته بود نمايش گاه نقاشی ، کمی تماشا کرده بود و بعد به نقاش گفته بود : «چقدر قشنگه اين قاب‌ها ، از کجا خريدينش؟»
و حالا من که هنوز کتاب را نخوانده‌ام ، فقط روی جلدش را ديده‌ام . اشکال دارد بگويم چه قاب قشنگی؟
تو بگو!

فرهنگ مردم

 

سال چهارم
شماره 14 و 15
192 صفحه
1300 تومان

سیداحمد وکیلیان ؛ صاحب امتیاز ، مدیرمسؤول و سردبیر فرهنگ مردم در سرمقاله این شماره مجله اش آورده است :

این شماره فصل نامه به دو حوزه مهم فرهنگ مردم ، " ادبیات شفاهی کودک " که ادامه ویژه نامه شماره پیشین است و " واژه ها و اصطلاحات حرف و پیشه ها " اختصاص دارد . اما مطالب متنوع دیگری که در عرصه دانش فولکلور اهمیت دارد ، جلب توجه می کند . از جمله " تاریخ پژوهش های فرهنگ مردم " و " وبلاگ ؛ نماد تاریخ شفاهی و فولکلور اینترنتی " .  

مقاله اخیر پژوهش جالب و خواندنی درباره این پدیده جهانی است . نویسنده آن تابان خواجه نصیری است و به رغم پیشینه  دیرینه در کاربردش ، از آن به عنوان گرداب گستره گیتی یاد می کند . با وجود این، منکر نقش پر اهمیت امروزین آن نیست و در بخشی از مقاله خود می گوید :

حال شاید متوجه شده باشید چرا وب لاگ ها را نمادی از تاریخ شفاهی می دانیم . این ها ابزارهائی هستند که مردمان این زمان ، آن چه در دل دارند و شاید بی آن که بر زبان آورند ، بلافاصله بر صفحه نمایش کامپیوتر می آورند . پادکست ها ( podcasts  ) صداهای ضبط شده و رادیوهای شخصی هستند و وب کست ها ( webcasts ) ویدیوهائی هستند که از این نسل بر جا می مانند . مسلما در آینده پژوهش گران ، محققین  و  تاریخ نویسان ، وب لاگ ها  و پادکست ها و وب کست ها را مورد پژوهش و تجزیه و تحلیل قرار می دهند . پس باید اگر چیزی ، داستانی ، شعری ، حرفی برای گفتن داریم ، به هر وسیله ئی که شده از جمله وب لاگ ها ، آن ها را حفظ کنیم .

تلاش وکیلیان و همکارانش ، از جمله شهرام اقبال زاده در گردآوری و حفظ فولکلور جای جای میهن مان ستودنی است.

 

 

نافه

 

 

27
نامه ادبی ، فرهنگی ، هنری
سال ششم
آذر 1384

این شماره نافه قرار بود با تاریخ مهر و آبان 1384 منتشر شود . اما به دلیل درگذشت منوچهر آتشی به یادمان وی تبدیل شد . در این یادمان مطلب هائی از مسعود احمدی ، رضا براهنی ، سیمین بهبهانی ، محمد حقوقی ، منیرو روانی پور ، جواد مجابی ، محمود معتقدی و ... گردآوری شده است .     


نقد و بررسی کتاب تهران

 

 

13
پائیز 1384
248 صفحه
1000 تومان

هرمز همایون پور ، صاحب امتیاز و مدیرمسؤول نقد و بررسی کتاب تهران ، این شماره را مخصوص چهارمین سال انتشار مجله اعلام کرده است . سیروس پرهام ، عبدالعلی دست غیب ، پرویز دوائی ، خسرو ناقد و ... از نویسندگان مقاله های نقد و بررسی کتاب تهران شماره 13 هستند . از جمله  مقاله های جذاب نیز می توان به  مطلب عبدالعلی دست غیب درباره تاریخچه نقدنویسی خویش اشاره کرد . در بخشی از آن ، چنین می خوانیم :

مصاحبه کننده گفته بود کسان دیگری هم درباره دل تنگی ها نقد نوشته اند ، از جمله دست غیب ، نظرت درباره او چیست و رؤیائی گفته بود : « این شخص کپی یک منقد بی سواد است !»

دهه چهل و پنجاه البته این جدال ها دامنه دار بود و گاهی حتا کار به زد و خورد می کشید . از جمله نصرت رحمانی در مقابل کافه فیروز به براهنی سیلی زد و در شب شعر خوشه هم موج نوئی ها می خواستند مرا کتک بزنند . نهایت این که بچه های خوزستان سررسیدند و مرا از دست موج نوئی ها نجات دادند .

مقاله جالب توجه دیگر " نقدی به یاری رایانه " است که خسرو ناقد درباره ترجمه فریدون بدره ئی از من بادم و تو آتش آنه ماری شیمل نوشته است . در این مقاله او شرح می دهد چگونه به کمک لوح های فشرده ئی که در اختیار دارد ، متوجه اشتباه هائی در کار بدره ئی شده است .

از ابتکارهای جالب نقد و بررسی کتاب تهران اعلام  عنوان مقاله های شماره آتی یش است .

 

هفت

 

سال دوم
آذر 1384
84 صفحه
1200 تومان

از آن زمان که شماره مجله فیلم دو رقمی شد ، خواننده اش شدم و احمد طالبی نژاد از نخستین نام هایش بود که در ذهنم نشست . او اکنون صاحب امتیاز و مدیر مسؤول ماه نامه فرهنگی هنری هفت است .

هفت شکیل و زیبا است . رنگ و صفحه بندی هنرمندانه اش لذت خواندن را دوچندان می کند و حکایت از سال ها تجربه روزنامه نگاری حرفه ئی طالبی نژاد دارد . نوشته هایش هم نیز مانند همیشه خواندنی و جذاب است. در بخشی از سرمقاله او که مانند بیش تر مجله های منتشر شده در آذر ماه به منوچهر آتشی پرداخته شده است ، می خوانیم :

رضا سیدحسینی که در دهه سی بانی چاپ نخستین مجموعه شعر آتشی – آهنگ دیگر 1339 – شده ، در توصیف موقعیت این شاعر بزرگ و  به  قول  سپانلو  " اقلیمی " گفته  است " او در زندگی یش روی خوش ندید . " و درست می گوید . آتشی از اواخر دهه چهل که مقیم تهران شد ، به بلاهائی گرفتار آمد و کارش به آن جا کشید که شد کارمند نادر نادرپور در گروه فرهنگ و ادب رادیو تلویزیون ملی ایران و بعدها هم مسؤول صفحات شعر مجله تماشا شد و از سر استیصال ، شعرهای سفارشی هم سرود که در تماشا چاپ شد . اما با وقوع انقلاب ، او گوئی از بند رسته باشد ، در سال 61 بازنشسته شد و به زادگاهش بوشهر برگشت و مدتی به عنوان مترجم در منطقه گازخیز کنگان مشغول شد و تن و جان به سلامت برد . آتشی زبانی فخیم ، بومی و اساطیری داشت و نثری شیرین که تأثیرگذار بود . حتما می دانید که او یک تجربه سینمائی هم دارد . بازی در فیلم آرامش در حضور دیگران نخستین ساخته بلند ناصر تقوائی که در کنار محمدعلی سپانلو و پرتو نوری علا ؛ شاعران مطرح دهه چهل ظاهر شده است . و اتفاقا به نام خودش " آقای آتشی " شاعری تلخ اندیش و مأیوس که ناگهانی عاشق می شود ... .

مطلب خواندنی در هفت فراوان است و فقط به یک نمونه دیگر بسنده می کنم که باران کوثری در گفت و گوی خود با بیتا ملکوتی اظهار می دارد :

خیلی دوست داشتم فیلم بازی کنم ، اما سر فیلم روسری آبی بود که با خودم فکر کردم دیگر باید حتما بازیگر شوم . دلیلش هم آقای انتظامی بود. همیشه با خودم فکر می کنم چه چیزی است که این قدر آقای انتظامی را از دیگران متمایز می کند . سر صحنه قبل از گرفتن نما ، آقای انتظامی یک دستمال آبی داشت . آن را می انداخت روی صورتش ، چند ثانیه صبر می کرد ، بعد برمی گشت رو به دوربین و می گفت : بگیریم . همیشه با خودم فکر می کردم توی این چند ثانیه مگر چه اتفاقی می افتد که آقای انتظامی از این رو به آن رو می شود .   

برای طالبی نژاد و همکاران خلاقش آرزوی توفیق روزافزون دارم .

 

 




صفحه اول   .   درباره ما   .   شماره هاي پيشين  .   عکس  .   از دل برآيد   .   خاطره   .   روز من   .   خبر
گزارش   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفي کتاب   .   برگ سبز   .   از اين قلم   .   گفت و گو  .   نامه
پيام   .   کودک و نوجوان . English   .  شماره آخر